0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

رمان
دسته بندی
میلکان
ناشر
شروع قیمت از:
%10
۱۵۹٬۰۰۰
۱۴۳٬۱۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ رمانی عمیق و تأثیرگذار از سینتیا هند، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، است که با آثاری همچون مجموعه سه‌گانه «غیرزمینی» شناخته می‌شود. این کتاب با همان حال و هوای آثاری مانند «سیزده دلیل برای اینکه» و «جایی که عاشق بودیم»، روایتی تکان‌دهنده از سوگ، فقدان و تلاش برای ادامه زندگی پس از یک تراژدی است.

معرفی کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

کتاب «آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ» رمانی عمیق و تأثیرگذار از سینتیا هند، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، است که با آثاری همچون مجموعه سه‌گانه «غیرزمینی» شناخته می‌شود. این کتاب با همان حال و هوای آثاری مانند «سیزده دلیل برای اینکه» و «جایی که عاشق بودیم»، روایتی تکان‌دهنده از سوگ، فقدان و تلاش برای ادامه زندگی پس از یک تراژدی است.

نکته مهم و تأثیرگذار درباره این کتاب این است که نویسنده آن را بر اساس واقعیتی تلخ از زندگی خود نوشته است. برادر سینتیا هند در سال ۱۹۹۹ خودکشی کرد. او هفده ساله و دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود و سینتیا بیست و یک ساله و دانشجوی سال اول دانشگاه. اگرچه داستان کتاب دقیقاً همان اتفاق نیست، اما درون‌مایه آن یکی است: سوگ و درد بازماندگان خودکشی.

خرید کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

خلاصه کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

۱. شخصیت‌های اصلی

راوی داستان دختری به نام لکسی (الکسیس) است که برادرش تایلر (تای) دست به خودکشی زده است. خانواده آنها شامل مادر و پدر نیز می‌شود که هر یک به شیوه‌ای متفاوت با این فاجعه کنار می‌آیند. مادر تای پس از مرگ او به الکل پناه می‌برد و پدر نیز با اتفاقات تلخ دیگری روبه‌رو می‌شود.

۲. نقطه آغاز؛ تلاش برای فراموشی

لکسی پس از خودکشی برادرش، تلاش می‌کند به جای خالی او فکر نکند و اتفاقی را که آن شب افتاده فراموش کند. او درگیر احساسات پیچیده‌ای از غم، خشم، ناباوری و به‌ویژه احساس گناه است؛ گناه از اینکه نکند می‌توانسته کاری بکند و نکرده است.

۳. پیشنهاد روانپزشک؛ نوشتن خاطرات

لکسی به توصیه روانپزشکش به نام دیوی شروع به نوشتن یادداشت‌های روزانه می‌کند. دیوی معتقد است لکسی در ابراز احساساتش مشکل دارد و به راهی برای تخلیه نیاز دارد. او به لکسی می‌گوید: «تو به یه راه خروج نیاز داری. همه‌چیز رو تویِ خودت نگه می‌داری. این برات خوب نیست».

لکسی در ابتدا تمایلی به نوشتن ندارد و می‌گوید «من نویسنده نیستم»، اما سرانجام این کار را آغاز می‌کند.

۴. راز وحشتناک؛ پیام خوانده‌نشده

همان‌طور که لکسی خاطراتش را می‌نویسد و رویدادهای زندگی، خانواده و دوستانش را کنار هم می‌چیند، به تدریج با رازی روبه‌رو می‌شود که آرامش را از او می‌گیرد: پیامی از تایلر که هرگز ندیده بود. این پیام می‌توانست همه چیز را تغییر دهد.

این راز که لکسی آن را به کسی نگفته است، اکنون آسایش روز و شب او را بر هم زده و او را با پرسش‌های بی‌پایانی روبه‌رو کرده است: اگر آن پیام را دیده بود، آیا می‌توانست جلوی این فاجعه را بگیرد؟

۵. سفر در مسیر بهبود

داستان، روایت لکسی در مسیر دشوار سوگواری است. او در این مسیر با احساسات متناقض دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ گاه از برادرش عصبانی است، گاه دلتنگ، گاه خود را سرزنش می‌کند و گاه به دنبال راهی برای بخشیدن خود و اوست. خانواده‌اش نیز هر یک در این مسیر راهی متفاوت را طی می‌کنند؛ مادر به الکل پناه می‌برد و پدر با مشکلات دیگری روبه‌رو می‌شود.

کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

نقدها و بازخوردها

منتقدان و خوانندگان نظرات مختلفی درباره این کتاب بیان کرده‌اند:

بوکلیست این رمان را چنین توصیف کرده است:
«رمانی قدرتمند با پیچیدگی‌های احساسی که تا مدت‌ها بعد از تمام‌شدن رهایتان نمی‌کند. هم به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای دردناک است و هم سرشار از روشنیِ زندگی و امید.» 

نیویورک تایمز نیز نوشته است:
«خواندن آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ به گشت‌وگذار در جنگلی می‌مانَد که به آتش کشیده شده. در جای‌که هیچ انتظارش را نداریم جوانه‌هایی از خاک سربرآورده‌اند.» 

درون‌مایه‌ها و پیام‌های کتاب

یک. سوگ پس از خودکشی  
هسته مرکزی کتاب، بررسی عمیق و دقیق فرآیند سوگواری در بازماندگان خودکشی است. احساساتی مانند خشم، گناه، انکار، ناباوری و اندوه در این کتاب به شکلی ملموس و واقعی به تصویر کشیده شده است.

دو. احساس گناه بازماندگان  
لکسی با این پرسش عذاب‌آور دست‌وپنجه نرم می‌کند که آیا می‌توانست کاری بکند؟ آیا نشانه‌ها را ندیده بود؟ آیا پیام تایلر می‌توانست همه چیز را تغییر دهد؟ این احساس گناه، یکی از عمیق‌ترین لایه‌های روان‌شناختی کتاب است.

سه. قدرت نوشتن در التیام  
روانپزشک از لکسی می‌خواهد با نوشتن، احساساتش را تخلیه کند. این فرآیند نوشتن، به تدریج به او کمک می‌کند تا با واقعیت روبه‌رو شود و مسیر بهبود را آغاز کند.

چهار. تأثیر خودکشی بر خانواده  
کتاب نشان می‌دهد که چگونه یک خودکشی، تمام اعضای خانواده را به شیوه‌های متفاوت تحت تأثیر قرار می‌دهد. مادر به الکل پناه می‌برد، پدر با مشکلات دیگری روبه‌رو می‌شود و لکسی در گردابی از احساسات غرق می‌شود.

پنج. امید در دل تاریکی  
با وجود فضای غم‌آلود کتاب، پیام نهایی آن امید است. همان‌طور که نیویورک تایمز اشاره کرده، در جایی که انتظار نداریم، جوانه‌هایی از خاک سر برمی‌آورند. زندگی ادامه می‌یابد و می‌توان دوباره به آن عشق ورزید.

جمع‌بندی

کتاب «آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ» رمانی است تکان‌دهنده و صادقانه درباره یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های انسانی: خودکشی یک عزیز و سوگ بازماندگان. سینتیا هند با تکیه بر تجربه تلخ شخصی خود، توانسته است روایتی خلق کند که هم عمیقاً دردناک است و هم سرشار از روشنایی و امید.

داستان از زبان لکسی، خواهر نوجوانی که برادرش را از دست داده، روایت می‌شود و خواننده را به عمق احساسات پیچیده او می‌برد: خشم، گناه، انکار، ناباوری و سرانجام، پذیرش و التیام. راز وحشتناکی که لکسی در خلال نوشتن خاطراتش کشف می‌کند—پیامی از تایلر که هرگز ندیده بود—بر پیچیدگی‌های داستان می‌افزاید و پرسش‌های بی‌پایانی را درباره سرنوشت، مسئولیت و فرصت‌های از دست رفته پیش روی مخاطب می‌گذارد.

این کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که حتی در تاریک‌ترین لحظات، امکان رشد و بازیابی وجود دارد و کسانی که دوستشان داریم، حتی پس از مرگ نیز به نوعی با ما باقی می‌مانند.

مطالعه کتاب آخرین باری که می گوییم خداحافظ مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است :

 دوستداران رمان‌های روان‌شناختی و عمیق
 نوجوانان و جوانانی که با موضوع فقدان و سوگ درگیر هستند
 افرادی که عزیزی را بر اثر خودکشی از دست داده‌اند (با احتیاط و توجه به حساسیت موضوع)
 روانشناسان و مشاورانی که با نوجوانان و خانواده‌های داغدار کار می‌کنند
 علاقه‌مندان به آثار نویسندگانی چون جی اشر (نویسنده «سیزده دلیل برای اینکه»)

متن کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

متن کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

برشی از متن کتاب آخرین باری که می‌گوییم خداحافظ

۵ فوریه

اول از همه باید بگم نوشتن همه ی اینها فکر من نبود فکر دیوی روان پزشکم بود. دیوی فکر می‌کنه من توی ابراز احساساتم مشکل دارم واسه همین به من پیشنهاد کرد تا شروع کنم به نوشتن یادداشتهای روزانه اون گفت باید احساساتم رو بریزم بیرون گفت مثل قدیم‌ها که دکترها از مریض‌ها خون میگرفتن تا سموم مرموز بدنشون رو بیرون بکشن. البته میخواستم در جوابش بگم که دکترها باوجود نیت خوب تقریباً همیشه کارشون به کشتن مریض‌ها ختم می‌شد.
گفت وگوی ما چیزی شبیه به این بود:
ازم خواست داروهای ضدافسردگی مصرف کنم.
من هم بهش گفتم داروها رو بندازه دور.
واسه همین یه کم به بن بست رسیده بودیم.
در نهایت گفت:« بذار به روش جدید رو امتحان کنیم.» از پشت سرش به دفتر کوچیک با جلد مشکی آورد و بهم ،داد گرفتمش و بازش کردم و بعد دوباره به روان پزشک نگاه کردم گیج شده بودم.
صفحه‌هاش خالی بود.
گفت: «فکر کردم میتونی سعی کنی چیزی داخلش بنویسی، یه جور روش جایگزین»
همین طور که بهش خیره شده بودم توضیح داد: «این یه دفترچه یادداشت مالسکینه همینگوی داخل این دفترها می‌نوشته.»
پرسیدم: «جایگزین چی؟ قرص زاناکس؟»
گفت: «می‌خوام به هفته این رو امتحان کنی منظورم نوشتنه.»
سعی کردم دفترچه رو بهش برگردونم: «من نویسنده نیستم.»
«متوجه شدم که میتونی خیلی سلیس حرف بزنی الکسیس. البته اگه خودت بخوای.»