0.0از 0

کتاب مردها هم گریه می کنند pdf

۱٬۲۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب
کتاب مردها هم گریه می کنند نوشته مجید درری رمضانی، داستان پستی و بلندی های زندگی مردی به نام هلموت را روایت می کند.

در بخشی از کتاب مردها هم گریه می کنند می خوانید:

«در آخرین ملاقات شما چه اتفاقی افتاد؟» هلموت به روز جدایی که فکر کرد؛ کمی عصبی و غمگین شد و گفت:«ما در جشن سالگرد ازدواج شهردار که دوست صمیمی پدر بود شرکت داشتیم و با هلن و خانواده اش سر یک میز نشستیم. صبحت از شور و شوق جوانی و خاطرات جوانی بود. مادرم رو به پدر و مادر او گفت:«هلموت بعد از مرگ پدرش هیچ گاه مرا تنها نگذاشت.

او مردی مقتدر و رها از وابستگی است.» و بعد نگاه سردی به هلن کرد و گفت: «هیچ عشقی را حائز و بالاتر از عشق به مادر نمی داند.» همه مدتی ساکت شدند. بعد مادر هلن با خنده ای عصبی به من نگاه کرد و گفت: «ماجرای اولین باری که به هلن گفتی دوستش داری و به او علاقه مندی را برایمان بگو!» سکوت سنگینی حاکم شد.

من هر چه فکر کردم یادم نیامد که هیچ گاه علاقه مندی ام را ابراز کرده باشم، دستپاچه و من من کنان گفتم: «الآن اولین بار را یادم نیست و بعد ساکت شدم.» مادرم خنده تمسخرآمیز کم رنگی بر لب داشت و مغرورانه نگاه می کرد و دیدم که هلن شانه هایش پایین افتاد. به فکر فرو رفت و تا آخر میهمانی حتی یک کلمه هم حرف نزد.

دکتر پرسید: «دقیقا چه چیزی نمی گذاشت به او ابراز عشق کنی؟» احساس می کردم اگر بگویم عاشق هلن هستم، دیگر مردی استوار و محکم نیستم! نمی دانم! من هیچ وقت احساسم را برای کسی بیان نکرده ام راستش اصلاً بلد نیستم، می ترسم.» هلموت ادامه داد: «روز بعد که هلن را دیدم نامه ای به دستم داد و رفت و دیگر او را ندیدم»

دکتر گفت:«و احتمالاً، شروع کردی به توجیه ماجرا و اینکه او دم دمی مزاج و هوس باز است و کسی در این روزگار دنبال عشق و این طور چیزها نیست و...»