0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب نخست هیولا را زیبا می‌کنیم

شروع قیمت از:
%10
۲۴۵٬۰۰۰
۲۲۰٬۵۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب نخست هیولا را زیبا می‌کنیم اثری تأثیرگذار و صادقانه در حوزه سلامت روان و به‌ویژه مدیریت اضطراب است. عنوان کتاب برگرفته از یک ضرب‌المثل چینی است که می‌گوید: «نخست هیولا را زیبا می‌کنیم، بعد آن را رام». سارا ویلسن اولین بار با این ضرب‌المثل در کتاب خاطرات روانپزشک کی ردفیلد جیمیسون با نام «ذهن ناآرام» مواجه شد و آن را کلید درک مبارزه مادام‌العمر خود با اضطراب یافت.

معرفی کتاب نخست هیولا را زیبا می کنیم

سارا ویلسن، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، روزنامه‌نگار، مجری تلویزیون و کارآفرین استرالیایی است. او سردبیر سابق مجله Cosmopolitan در استرالیا و بنیانگذار حرکت جهانی I Quit Sugar (من قند را ترک می‌کنم) بوده که به میلیون‌ها نفر در سراسر جهان کمک کرده است. او در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ در لیست ۲۰۰ نویسنده مؤثر جهان قرار گرفت.

آنچه این کتاب را متمایز می‌کند، صداقت بی‌نظیر نویسنده در روایت مبارزات شخصی خود با اضطراب مزمن، اختلال وسواس فکری عملی (OCD) و اختلال دوقطبی است.

خرید کتاب نخست هیولا را زیبا می کنیم

نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

کتاب نخست هیولا را زیبا می کنیم

خلاصه کتاب نخست هیولا را زیبا می‌کنیم

نگاه کلی به کتاب

مارک منسن، نویسنده کتاب پرفروش «هنر ظریف رهایی از دغدغه‌ها»، درباره این کتاب می‌گوید: «بهترین کتابی که درباره اضطراب خوانده‌ام».

مت هیگ، نویسنده کتاب «کتابخانه نیمه‌شب»، آن را این‌گونه توصیف می‌کند: «پر از نکات کاربردی، علمی و حاصل تجربه شخصی. کتابی که بسیار دوستش دارم».

خاویر آمادور، روانشناس و مدیر مؤسسه LEAP، می‌گوید: «کتابی خردمندانه و مؤثر در مورد چگونگی گذر از اضطراب و احیای زندگی. نبرد و پیروزی سارا بر اضطراب الهام‌بخش است و راه‌حل‌هایی را ارائه می‌دهد که جواب می‌دهند».

ساختار و سبک روایت

کتاب ساختاری غیرخطی و شبیه به یک دفترچه خاطرات یا مجموع‌ای از تفکرات به‌هم‌پیوسته دارد. نویسنده تجربیات شخصی خود را با تحقیقات علمی، گفت‌وگو با متخصصان سلامت روان، فیلسوفان و حتی دالایی لاما درمی‌آمیزد. او با بیماران دیگر مصاحبه می‌کند، کتاب‌های زیادی می‌خواند و همه چیز را از منشور تجربیات خود پردازش می‌کند.

ایده محوری کتاب

هسته اصلی کتاب حول این ایده می‌چرخد که اضطراب یک نقص یا بیماری مطلق نیست، بلکه بخشی از طبیعت برخی انسان‌هاست؛ افرادی که عمق بیشتری را تجربه می‌کنند و دنیا را با شدت بیشتری احساس می‌کنند.

به جای «رهایی از اضطراب»، هدف کتاب آموختن «هنر زندگی کردن با اضطراب» و استفاده از انرژیِ غالباً مخرب آن برای اهداف معنادار و خلاقانه است. ویلسن پیشنهاد می‌دهد که به جای جنگیدن و سرکوب این «هیولا»، ابتدا آن را بپذیریم، درک کنیم و در نهایت، زیبایی‌های نهفته در آن را کشف کنیم.

خلاصه محتوای کتاب

۱. تشخیص و پذیرش

سارا ویلسن داستان زندگی خود را با صداقتی کمنظیر روایت می‌کند. او می‌نویسد: «من اغلب مضطرب هستم، اما اگر در مورد مضطرب بودن مضطرب نباشم، میتوانم کنترلش کنم».

او در این کتاب، فهرست بلندبالایی از معضلاتی چون افسردگی، هیپومانیا، اختلال دوقطبی، پرخوری عصبی، بی‌خوابی و... را که از آنها رنج برده، خط زده و جای همه آنها را «اضطراب» می‌گذارد. او به این نتیجه رسیده که همه آن بیماری‌ها، اختلالی برآمده از یک موضوع بودند: اضطراب.

۲. جست‌وجوی معنا

نویسنده به این فکر می‌افتد که اضطراب ممکن است یک مشکل بورژوایی نباشد، بلکه بخشی از طبیعت انسانی است. او روش‌های مختلفی را برای مدیریت اضطراب امتحان می‌کند، از پیاده‌روی طولانی گرفته تا تلاش برای از بین بردن سبک زندگی ذهنی و حتی دارودرمانی.

۳. گفت‌وگو با دالایی لاما

یکی از بخش‌های تأثیرگذار کتاب، دیدار نویسنده با دالایی لاما است. او در این دیدار می‌پرسد: «چگونه ذهنم را خاموش کنم؟» و پاسخ می‌شنود: «بیهوده و نابخردانه است! به چنین چیزی نمی‌توان رسید! اگر بتوانید این کار را انجام دهید، عالی است. اگر نه، وقت خود را هدر داده‌اید».

۴. بازتعریف اضطراب

ویلسن در نهایت به این نتیجه می‌رسد که اضطراب را می‌توان جست‌وجویی معنوی دانست. او می‌نویسد: «نیرویی که بیشترین درد را برایش داشته و بهترین معلمش هم شده، یعنی اضطراب». او معتقد است که اضطراب در ذات خود یک تناقض است: هم می‌خواهی از آن فرار کنی و هم می‌خواهی تسلیمش شوی.

جملات برگزیده از کتاب نخست هیولا را زیبا می کنیم

 «چینی‌ها معتقدند برای اینکه بر هیولا تسلط یابیم، قبل از هر کاری باید نخست زیبایش کنیم».

 «رنج، صرف‌نظر از شدتش، چیزی است که باید در آن نشست نه اینکه از آن فرار کرد».

 «هیولا همیشه درون ماست... اما انتخاب با ماست که آن را رام کنیم یا به آن اجازه دهیم ما را ببلعد».

 «اگر افسرده‌ای، در گذشته زندگی می‌کنی. اگر مضطربی، در آینده زندگی می‌کنی. اگر در آرامشی، در زمان حال زندگی می‌کنی».

 «ارائهٔ دو هفتهٔ آینده حقیقتاً مضطرب‌کننده است. درک می‌کنم. اما بیایید همین‌جا رهایش کنیم و به‌خاطر اینکه نگرانیم، نگران نباشیم. قبول است؟».

 «خودم را قانع می‌کنم که کنترل زندگی و تقلا برای رسیدن به کمال از من دربرابر اضطراب محافظت می‌کند. اما این کار فقط اتفاقات ترسناک‌تری را رقم می‌زند».

 «همانطور که تُله می‌گوید، نگرانی‌ها در زمان حال وجود ندارند. نگرانی‌های آینده و گذشته هم حضور ندارند، آنها روایت‌هایی هستند که ما در زمان حال می‌سازیم».

 «آسیب‌پذیری بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که می‌توانید به عزیزتان تقدیم کنید».

 «استرس و اضطراب هشدارهایی از طرف مغز و بدنم بودن، مثل دردی که باعث می‌شه دستت رو از آتیش دور کنی. اونها همون کاری رو انجام می‌دادن که وظیفه‌شون بود: به من می‌گفتن چیزی سر جاش نیست».

 «باید تنهایی زجر بکشیم. اما حداقل می‌توانیم دستانمان را برای در آغوش کشیدن همسایه‌هایی که مثل خودمان زجر کشیده‌اند، از هم گسیخته‌اند و از همه مهم‌تر، مضطرب‌اند، باز کنیم، گویی با مهربان‌ترین لحن ممکن بگوییم: “من درکت می‌کنم... “».

 «هدف، حذف اضطراب نیست. هدف این است که یاد بگیریم با آن زندگی کنیم. با ملایمت. با کنجکاوی. بی‌آنکه بخواهیم آن را خفه کنیم».

نکات کاربردی کتاب

ویلسن در طول کتاب استراتژی‌های عملی زیادی را معرفی می‌کند که خودش آنها را آزموده است:

 مدیتیشن و تمرین حضور در لحظه
 روزه‌گرفتن از فناوری و کاهش استفاده از رسانه‌های اجتماعی
 پیاده‌روی در طبیعت و ارتباط با محیط زیست
 نوشتن و ثبت افکار و احساسات
 محدود کردن گزینه‌ها و انتخاب‌های روزانه برای کاهش اضطراب تصمیم‌گیری 
 پذیرش عدم قطعیت و رها کردن کنترل مسائلی که نمی‌توانیم تغییر دهیم 
 داشتن معنا در زندگی به عنوان یک راهکار مؤثر 

اما تأکید می‌کند که هیچ راه‌حل یکسانی برای همه وجود ندارد و هرکس باید سفر خود را برای یافتن «راهِ» خود طی کند.

نظرات و بازخوردهای کتاب نخست هیولا را زیبا می کنیم

کتاب «نخست هیولا را زیبا می‌کنیم» با استقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شده است، اگرچه درباره ترجمه آن نظرات متفاوتی وجود دارد.

برخی از نظرات کاربران:

 کاربری می‌گوید: «سبک نوشته‌ها شبیه به کتاب دلایلی برای زنده ماندن از مت هیگ بود. یعنی اکثر مطالب تجربه نویسنده در مواجهه با اضطراب بود و گاهی از تجربه افراد دیگر هم صحبت می‌کرد».

 کاربر دیگری می‌نویسد: «نویسنده تمام تجربیات خودش در مواجهه با بیماری‌های روحی رو در قالب کتاب روی کاغذ آورده و نیومده مستقیم به مخاطب بگه اگه مشکلتون اینه، این کارو بکنین. اینکه کتاب در قالب زندگینامه‌ست باعث می‌شه مخاطب خیلی راحت باهاش ارتباط بگیره».

 خواننده‌ای دیگر می‌گوید: «کتاب بسیار بی‌نظیره. شمارو با اضطراب آشنا و روش‌های کنترل اون رو یاد میده».

 یکی از کاربران درباره تأثیر کتاب می‌نویسد: «اول آشتی و پذیرش اضطراب را میسر می‌کند و با این کار درمان و یا حتی کنار آمدن را راحت می‌کند».

جمع‌بندی

کتاب «نخست هیولا را زیبا می‌کنیم» تنها یک کتاب خودیاری ساده نیست، بلکه یک سفرنامه عمیق، شخصی و فلسفی است. سارا ویلسن با شجاعت تمام، درهای ذهن خود را به روی خواننده می‌گشاید و نشان می‌دهد که در پشت هر ذهن مضطرب، هوش، خلاقیت و عمق شگفت‌انگیزی نهفته است.

این کتاب به ما نمی‌گوید که چگونه «معجزه» شویم، بلکه ما را دعوت می‌کند تا در آشفتگی‌های خود، زیبایی و معنا را کشف کنیم. پیام نهایی کتاب این است که «وقتی دست از جنگ برمی‌داری، هیولا ناگهان دیگر هیولا نیست».

مطالعه کتاب نخست هیولا را زیبا می کنیم مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است:

 همه افرادی که درجاتی از اضطراب را تجربه می‌کنند و از جنگیدن با آن خسته شده‌اند
 علاقه‌مندان به کتاب‌های روانشناسی و توسعه فردی که به دنبال دیدگاهی تازه و غیرکلیشه‌ای هستند
 کسانی که احساس می‌کنند «دیگران» را درک نمی‌کنند و به دنبال اعتباربخشی برای احساسات عمیق و پیچیده خود هستند
 افراد خلاق و حساس که گاهی انرژی درونیشان را به شکل اضطراب تجربه می‌کنند
 کسانی که به دنبال کشف معنای عمیق‌تر در پشت رنج‌های خود هستند و به دنبال یک راهنمای فلسفی‌روانی می‌گردند

متن نخست هیولا را زیبا می کنیم

متن نخست هیولا را زیبا می کنیم

برشی از متن نخست هیولا را زیبا می کنیم

به جلو خم شوید و گردن بنهید

شاید بخواهید این روش را که ده سال پیش در کلاس یوگا یاد گرفتم برای دسترسی به این «جریان) امتحان کنید. در پایان کلاس یوگا، چهارزانو می نشستیم و چند دقیقه مراقبه میکردیم بعد از پنج دقیقه مربی به آرامی از ما می خواست تا روی پاهایمان خم شویم خودمان را تسلیم روز کنیم و دستانمان را به جلو
بکشیم. همین. لطفاً امتحانش کنید.
چون چیزی در این فروافتادن به سمت زمین وجود دارد که واقعاً فرد را «تسلیم می کند این ایده جدیدی نیست تضرع به پاهای تعالی سالهای سال است تکرار میشود
البته نیازی نیست پیش از این کار مراقبه یا یوگا کنید البته که هر دو ذهن را کاملاً باز میکنند قدم زدن تا پارک و نشستن روی چمن زیر نور خورشید هم بیشک نتیجه بخش است. شاید تنش و نگرانی داشته باشید قدم زدن و نشستن کمی اوضاع را بهتر میکند اما زمانی که خم میشوید حواستان باشد انبساط مشهودی در عضلات بدنتان نباشد که بر حرکت تأثیر بگذارد.
بر اساس سنت یوگا تنش عاطفی در باسن و کشاله ران حفظ میشود. این تنش با انبساط کشیده و ماساژ داده می.شود احساسش کنید. نوعی «تسلیم» در این حرکت نهفته است. با خم شدن خون به سر و قلب هجوم می آورد و من میدانم روز همان طور که باید پیش میرود و من فقط باید با جریان آن هماهنگ شوم که سوار قایق چوبی شوم بخشی که بیشتر از همه دوستش داشتم زمانی بود که مربی یوگا از ما میخواست بنشینیم و آن را با خود به روزمان ببریم این را هم امتحان کنید.

سعی کنید زمانی که به خانه بر می گردید صبحانه میخورید کودکتان خود را به نشانه ی خداحافظی می بوسید می نشینید تا اولین ایمیل روز را بنویسید این حس را هم با خود داشته باشید. ببینید تا کجا میتوانید این آرامش را همراه خود داشته باشید. زمانی که نوزده ساله بودم بعد از اینکه از فلورانس به سمت مرز فرانسه میرفتم در نیس کیفم را زدند بدون کوله پشتی ،پاسپورت کارت پول، کارت اعتباری