5.0از 5

کتاب داستانهای بی ملاک pdf رایگان

فراکتاب
ارائه دهنده
رایگان
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب
ز در باغ آسایشگاه که پا به درون گذاشتم، هنوز اثری از ترس و وحشت پیشین را با خود داشتم. وحشت از ورود به یک جای ناشناس. وحشتی که وقتی بچّه بودم، از ورود به جلسۀ امتحان در خودم حسّ می کردم. با دوستم-که طبیب آسایشگاه بود-قرار گذاشته بودم ساعت ده صبح خودم را به شاه آباد برسانم. اوایل مهر بود و هنوز بیمارها در فضای آزاد زندگی می کردند. از همان دم در، تخت های چوبی و آهنی را ردیف، پهلوی هم، روی زمین گذاشته بودند. و بالای هر ردیفی از آن ها، یک طاقۀ بلند و دراز برزنت کشیده بودند. کنارۀ ملافه های سفید و چرکمرد بسترها، روی خاک افتاده بود و سایه بان بالا سر تخت ها را گرد گرفته بود و اوّلین برگ های خزان زدۀ چنارهای بلند باغ، گله به گله روی آن نشسته بود...