0.0از 0
کتاب کنار پل منتظرتان ایستاده ام pdf
روایت داستانی مهندس شهید حسن آقاسی زاده
۴۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
برعکس، من وقتی به آسفالت می رسم، نفسی می کشم و پایم را می گذارم روی گاز، او خاک که می نشیند روی صورتش، تا ناچار نباشد، پاکشان نمی کند اما من ...
وقتی می رفتیم جاده فکه و بر میگشتیم از بس خاک به سرو صورتمان م نشست، می گفتم: غسل جاده فکه واجب شد!
بعد هم می رفتم حمام و لباس هایم را عوض می کردم ولی حسن با اینکه به قول بچه ها،" آقا مهندس از خارج آمده " بود می گفت: من به این خاک ها علاقه دارم! این ها تبرک است! وقتی وارد آسفالت می شوم، دلم می گیرد!
وقتی می رفتیم جاده فکه و بر میگشتیم از بس خاک به سرو صورتمان م نشست، می گفتم: غسل جاده فکه واجب شد!
بعد هم می رفتم حمام و لباس هایم را عوض می کردم ولی حسن با اینکه به قول بچه ها،" آقا مهندس از خارج آمده " بود می گفت: من به این خاک ها علاقه دارم! این ها تبرک است! وقتی وارد آسفالت می شوم، دلم می گیرد!

