4.3از 5
مشاهده نمونه

کتاب شب چهلم

روایت‌هایی از ملاقات‌های نورانی

۳۴٬۵۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
الکترونیکی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب شب چهلم مجموعه‌ی از ملاقات‌های نورانی مردم با امامِ‌ حاضرشان را روایت می‌کند. شب چهلم ما را پای حرف آدم‌هایی می‌نشاند که امامشان را دیده‌اند و می‌گویند: «او نزدیک ماست، کنار ماست، میان شهرها رفت‌وآمد دارد، در مجالس شیعیان حضور دارد، از بیچارگان دستگیری می‌کند، با حق‌پویان سخن می گوید، همین‌قدر نزدیک و آشنا…»

معرفی کتاب شب چهلم

«شب چهلم»: آیینی از نزدیکی، که در سکوتِ شبِ چهلم، صدای حضور را می‌شنویم

اگر فکر می‌کنید «حضور» فقط به معنای دیدن یا لمس کردن است، کتاب شب چهلم شما را به یک سفر فراتر از حواس می‌برد — به جایی که حضور، یک تجربهٔ روحانی است، نه یک واقعیت فیزیکی.
این کتاب نه یک داستان، نه یک روایت تاریخی، بلکه یک آیینِ نزدیکی است. یک آیین که در شب چهلم، زمانی که جهان به سکوت می‌افتد و قلب‌ها به سوی آسمان می‌گردند، نوری از میان سکوت می‌درخشد — نوری که نه از آسمان، بلکه از میان ما، از میان هر کسی که در تاریکی دعا می‌کند، می‌آید.
در این کتاب، «مهدی (عج)» دیگر نه یک شخصیت تاریخی، نه یک انتظار آینده، بلکه یک حضور مداوم، یک نفس در نفس ما است. امام صادق (ع) فرمودند: «مهدی در میان مردم رفت‌وآمد می‌کند...»  
اما «شب چهلم» این جمله را به یک تجربهٔ زنده تبدیل می‌کند.  
در اینجا، مردمی که گمان نمی‌کردند با امام ملاقات خواهند کرد، در یک لحظهٔ سکوت، در یک نگاه، در یک دعا، او را دیده‌اند.
این کتاب، نه یک کتابِ روایت، بلکه یک شاهدِ روحانی است.  
روایت‌هایی که از چشمان یک مادر بی‌خانمان، یک دانشجوی گم‌شده، یک معلمِ بی‌پول، یک زنِ دست‌کمِ دنیا، و یک پیرِ بی‌نام آمده است.  
هر کدام گفته‌اند:  
 «او نزدیک بود. نه در دل شهر، نه در دل کوچه، بلکه در دلِ دعای من.»
«شب چهلم» نه تنها به ما یادآوری می‌کند که امام (عج) در میان ما است، بلکه به ما می‌گوید:  
 «شما هم می‌توانید او را ببینید — فقط کافی است که در تاریکی، دعا کنید.»
این کتاب، یک آیینِ امید است.  یک آیین که در شب چهلم، زمانی که همه چیز به سکوت می‌افتد، صداهایی از نزدیکی به گوش می‌رسد.  
صداهایی که نه از دهان، بلکه از قلب می‌آیند.  
صداهایی که می‌گویند:  
 «او هنوز در میان ما است.  و شاید... این لحظه، آخرین لحظهٔ تاریکی است.  و بعد از آن، نور می‌آید.»

فهرست کتاب

عناوین روایت‌های این کتاب را در ادامه ملاحظه می‌فرمایید.

یکی از آن سیصد و سیزده نفر، تمام آرزوی من، به امام زمانت سلام کن، باغبان بهشت، نامه نانوشته، برتر از مسیح، بگویید صاحبتان بیاید، زخمی جنگ صفین، روی آب راه برو، یک دریا علم، هدیه مولا، حاج علی را کشت، تو سرباز منی، من زائر جد شما هستم، او آمد، به زیارت برو، ناجی زائر امام حسین، دستان او شفاست، ما بی صاحب نیستیم، مهربان با ببر، هالوبیا!، حرمت زائر، من ستاره را دیدم، شب چهلم، آن مرد هاشمی، آن مرد را ندیدی؟، مرد صابونی، ماه مجلس، رفعه ای برای امام زمان، پی نوشت ها، شب چهلم

دانلود کتاب شب چهلم

نسخه الکترونیک این کتاب در قالب epub تولید شده است که از فایل کتاب شب چهلم pdf امکانات بیشتری را در اختیار شما قرار می‌دهد. نسخه الکترونیک را در نرم افزار فراکتاب برای مدتی مخدود رایگان مرور کنید و محتوای کتاب و امکانات نرم افزار را بررسی کنید.

کتاب شب چهلم

چرا این کتاب متفاوت است؟  

نه یک کتاب تاریخی، بلکه یک کتاب تجربه 
- نه یک انتظار، بلکه یک حضور  
- نه یک داستان، بلکه یک دعای زنده  
- نه یک شخصیت، بلکه یک نوری که در هر دلی که دعا می‌کند، می‌درخشد

کتاب شب چهلم مناسب چه کسانی است؟

اگر به دنبال کتابی هستید که نگاه شما به حضور امام (عج) را تغییر دهد، این کتاب، نه فقط یک کتاب، بلکه یک تجربهٔ روحانی است.  
«شب چهلم» — جایی که نزدیکی، دیده می‌شود.

برشی از متن کتاب شب چهلم

شدم هیچ گمان نمی‌کردم چنین سرنوشتی در انتظارم باشد. همه چیز خوب بود، بعد از سال‌ها عزم حج کرده بودم. مخارج خانواده را دادم حلالیت‌ها را گرفتم به اموراتم رسیدم و بعد راهی شدم، راهی شدم تا طواف خانه خدا را به جا بیاورم و وظیفه‌ای که به دوش دارم ادا کنم خدایا مگر مهمان تو نیستم؟ بغض می‌کنم و توی خودم
مچاله می‌شوم. دستان یخ زده و شرخم را روی سر می‌گیرم، صورت بر زانو می گذارم. چانه‌ام می‌لرزد.
وقتی به تبریز رسیدم هیچ قافله‌ای نبود که راهی مکه شود. پریشان و مغموم در خانه حاجی صفر علی تاجر معروف تبریزی اقامت کردم. مدام دلم می‌لرزید که نکند دست خالی مجبور باشم دوباره به دیارم برگردم شب تا صبح خواب به چشمم نمی‌آمد که نکند خبط و خطایی کرده‌ام و خداوند به من اجازه حضور در خانه امنش
را نمی‌دهد، آن قدر دست به دعا بردم و این در و آن در زدم که آخر قافله‌ای پیدا شد. قافله‌ای که قصد حج نداشت اما مسیرش به مقصد من نزدیک بود. حیوانی کرایه کردم و همراهشان شدم.
عزم رفتن که کردم حاجی ملا باقر تبریزی حجت فروش، حاجی سید حسین تاجر تبریزی و حاجی علی هم دل به جاده سپردند و همراهم شدند. قافله جلو بود و ما با فاصله از آن‌ها حرکت می‌کردیم دیشب حاجی جبار به سراغمان آمد و گفت: این منزل که فردا در پیش داریم مخوف است، امشب قدری زود بار کنید که همراه قافله
باشید تابع او بودیم. اما در چند فرسخی از منزل، برف زمین گیرمان کرد.

متن کتاب شب چهلم

خرید کتاب شب چهلم

نسخه چاپی این کتاب را در از طریق سایت یا نرم افزار فراکتاب خریداری کنید.

دانلود کتاب شب چهلم