0.0از 0

کتاب خونه آخر pdf

۴۷٬۲۵۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب خونه آخر

کتاب خونه آخر نوشته سرکار خانم نیایش کاشکی منتشر شده در نشر متخصصان است. کتاب خونه آخر داستان پادشاه و ملکه مهربان راکه در شهر هالیاد زندگی می‌کنند را روایت می‌کند. این کتاب داستانی که بیشتر مختص کودکان و نوجوانان است.

این داستان برای هر یک از شخصیت‌ها نیرویی در نظر گرفته است که یکی از دو دختر پادشاه و ملکه نیرویی ندارد و به اجازه بیرون رفتن از قصر داده نمی‌شود و مادربزگ او سعی بر این دارد که نیروی آن را پیدا کند.  

گزیده کتاب خونه آخر

همیشه میگن اگه قراره یک داستانی رو تعریف کنی، باید از اولش تعریف کنی؛ یعنی باید بگم که: اون اول اولا یه شهر بود به اسم هالیاد. یه شهر با پادشاه و ملکه مهربون. پادشاه و ملکه داخل قصر آبی زندگی می‌کردن. پادشاه صاحب قدرت برف بود و ملکه صاحب قدرت روییدن گل‌های رنگارنگ. در یکی از روزهای پاییزی صاحب دو دختر به اسم‌های ملیکا و نیکا شدن. ملیکا موهای مشکی فر داشت و نیکا موهای طلایی صاف. نیکا صاحب قدرت باد بود، ولی ملیکا نیروی مشخصی نداشت، به همین سبب خانواده آن‌ها اجازه بیرون‌آمدن به ملیکا نمی‌دادن و ملیکا همیشه داخل اتاقش می‌ماند، اما گاهی وقت‌ها وقتی کسی به‌جز ملکه و پادشاه درون قصر نبودن، ملیکا میومد بیرون از قصر و داخل حیاط دراز می‌کشید. سارا خدمتکار قصر با ملیکا خیلی صمیمی بود و همیشه پیش اون بود. مادربزرگ آن‌ها که مریم نام داشت، هر روز به قصر می‌آمد و به نیکا وردهای جادویی یاد می‌داد. - مادربزرگ چرا این‌همه خودت رو خسته می‌کنی... وقتی من نیرویی ندارم؟ - وقتی نیروهایت نمایان شد، به این وردها نیاز پیدا می‌کنی. سال‌ها می‌گذشت.

ملیکا همیشه توی اتاق بود و از پنجره به نوک صخره خیره می‌شد. ملیکا همیشه آرزو داشت پایین اون صخره رو ببینه. در یکی از روزها ملکه و پادشاه تصمیم گرفتن که نیکا رو جانشین خودشون کنن و درون قصر همه‌چی مهیا بود. همون روز به ملیکا خبر رسید که حال مادربزرگش خوب نیست. ملیکا با ترس و بغض سمت اتاقی که مادربزرگش داخل اون بود، رفت.