کتاب یتیم غوره
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
در کتاب یتیم غوره، اسم «یتیم غوره» به معنای دختری ریز و فلفلی، شاد و بازیگوش، که با یک لبخند و یک چشمان برقزده، دنیای خودش را میسازد. چه اسمی برای یک داستان! «یتیم غوره»، نه فقط یک نام، بلکه یک صدای گویش قمی پر از مهربانی، شیرینی و کمی شیطنت!
- معرفی کتاب یتیم غوره
- خرید کتاب یتیم غوره
- این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
- برشی از متن کتاب کتاب یتیم غوره
معرفی کتاب یتیم غوره
چه اسمی برای یک داستان! «یتیم غوره»، نه فقط یک نام، بلکه یک صدای گویش قمی پر از مهربانی، شیرینی و کمی شیطنت! در این کتاب، اسم «یتیم غوره» به معنای دختری ریز و فلفلی، شاد و بازیگوش، که با یک لبخند و یک چشمان برقزده، دنیای خودش را میسازد. مادربزرگش با عشق و دلسوزی او را اینگونه صدا میزند. گاهی با محبت، گاهی با کنایه، اما همیشه با دلی گرم.
اما این داستان، بیش از یک نام جذاب، یک سفر عجیب و بینظیر است.
یتیم غوره، دختری نوجوان با روحی شیرین و چشمانی پر از کنجکاوی، در یک لحظه ساده و بیخبر، با پدرش روی موتور میرود. یک لحظهی سریع، یک چرخهی سریع، و... پرواز!
صدای بوق، نور سفید، جیغ و داد، و سپس افتادن از آسمان به زمین. تصادفی که هر دو را به کما میاندازد. اما اینجا داستان واقعی شروع میشود.
در طول مدتی که در کما است، روح یتیم غوره آزاد میشود. او نه فقط به دنیای بیهوشی میرود، بلکه به دنیایی دیگر – دنیای جانفشانیها، جانبازان، شهدا و یادهای بیپایان – سفر میکند. در این سفر، با پدرش، که در دنیای دیگر به عنوان یک جانباز شهید زنده است، آشنا میشود. با همرزمان شهیدش، با داستانهایی که تا به حال نشنیده بود، دیدار میکند. داستانهایی از عشق به وطن، از شجاعت، از قربانیهای نامعلوم، و از آنهایی که دیگر نمیتوانند به دنیا بازگردند، اما همیشه در قلب ما زندهاند.
این داستان، نه فقط یک رمان نوجوان است، بلکه یک آموزش عاطفی، تاریخی و انسانی به زبانی شیرین، پر از تصاویر زیبا و لحظاتی که دل را میگیرد.
با جملاتی که همچون یک نغمه مینوازد، و صحنههایی که همچون فیلمی زنده در ذهن میماند، فاطمه بختیاری با دقت و عشق، دنیایی را به نوجوانان معرفی میکند که نه تنها داستان میگوید، بلکه قلب را میآموزد.
«بابا به موتور گاز داد. رخش مثل گربهای که بخواهد موش بگیرد از کف خیابان جدا شد و مثل تیر رها شد...»
این لحظه، نه فقط یک تصادف، بلکه شروع یک سفر فراواقعی است – جایی که دنیای زنده و مرده، آسمان و زمین، واقعیت و خیال، در هم میآمیزند.
«یتیم غوره» – کتابی که برای نوجوانان نوشته شده، اما برای همهی کسانی که هنوز به دنیا با دلی شیرین نگاه میکنند.
کتابی که به ما یاد میدهد:
حتی در تاریکی، روح میتواند پرواز کند.
و حتی در کما، میتوان به دنیای شهدا سفر کرد.
خرید کتاب یتیم غوره
این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.
.jpg)
خلاصه کتاب یتیم غوره
یتیم غوره به قلم فاطمه بختیاری، نویسنده دغدغهمند حوزه دفاع مقدس، توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و روانه بازار نشر شده است. این رمان برای نوجوانان نوشته شده تا آنها را با قهرمانان گمنام جنگ تحمیلی آشنا کند؛ قهرمانانی که پس از جنگ همچنان مشغول خدمت به انقلاب و مردم هستند، اما کسی آنها را نمیشناسد و حتی فرزندانشان نیز از گذشته پدران خود بیخبرند.
دفاع مقدس یادآور هشت سال ایثار و ایستادگی مردم ایران است، اما نسل جدید که پس از آن دوران متولد شدهاند، با حوادث و رزمندگان جنگ آشنایی چندانی ندارند. این کتاب تلاشی است برای پر کردن این خلأ.
معنای عنوان کتاب
عنوان «یتیم غوره» یک اصطلاح محلی و به گویش قمی است. این عبارت به معنای «بچه یتیم ریز و فلفلی» میباشد که برای ابراز محبت و دلسوزی و گاهی نیز بهصورت کنایه از شیطنت کودک به کار میرود. در داستان، مادربزرگ شخصیت اصلی را با این صدا صدا میزند.
خلاصه داستان
۱. شخصیت اصلی و خانوادهاش
شخصیت اصلی داستان دختری شاد و بازیگوش به نام پروانه است که با پدر، مادر و مادربزرگش زندگی میکند. مادربزرگش او را «یتیم غوره» صدا میزند. پدرش که نام او حسن آقا است ، جانبازی است که سابقه حضور در جبهههای جنگ را دارد، اما دخترش از گذشته پدر بیخبر است.
۲. حادثه تلخ تصادف
داستان از روزی آغاز میشود که خانواده منتظر تولد فرزند جدید هستند. پدر و پروانه سوار بر موتور هستند که ناگهان تصادفی هولناک رخ میدهد. راوی صحنه تصادف را اینگونه توصیف میکند:
> «بابا به موتور گاز داد. رخش مثل گربهای که بخواهد موش بگیرد از کف خیابان جدا شد و مثل تیر رها شد. هنوز به وسط چهار راه نرسیده بودیم که صدای بوق، نور سفید، همهمه، جیغ و داد در سرم پیچید. تا من و بابا بفهمیم چی شده روی هوا بودیم. پرواز کردیم.... برای لحظهای درد تمام بدنم را گرفت. دردی که تا حالا تجربه نکرده بودم. آن قدر زیاد بود که حال فریاد زدن هم نداشتم. اما بعد بیدردی تمام تنم را گرفت.»
در این حادثه، هر دو به کما میروند.
۳. سفر در عالم کما
پروانه و پدرش در عالم کما، از جسم خود خارج میشوند و در فضایی میان زمین و آسمان سیر میکنند. آنها میتوانند همه جا را ببینند، اما کسی آنها را نمیبیند و صدایشان را نمیشنود. پدرش در این شرایط به او میگوید: «این جوری خوب است همه را میبینیم اما کسی ما را نمیبیند. هر جا دوست داریم میرویم بدون موتور و ماشین کرایه هم نمیدهیم. تازه کلی میوه هم خوردیم و پول ندادیم».
۴. آشنایی با زوریک و همرزمان شهید پدر
در این سفر روحانی، آنها با شخصیتی به نام زوریک آشنا میشوند؛ دوست قدیمی پدر که سالها قبل در جنگ به شهادت رسیده است. زوریک در این عالم آنها را همراهی میکند. پروانه از زوریک میپرسد: «تا کی اینجوری هستیم؟» و زوریک پاسخ میدهد: «به زودی تکلیفتان روشن میشود».
پروانه از ترس میپرسد: «مردهام؟» و زوریک پاسخ میدهد: «نه هنوز...».
در ادامه، پروانه با شخصیتهای دیگری از همرزمان شهید پدرش نیز آشنا میشود و با ماجراهای تازهای روبهرو میگردد.
۵. پایان داستان
اگرچه در صفحات موجود به پایان داستان اشاره نشده، اما آنچه مسلم است، این سفر روحانی، پروانه را با گذشته پدر و فداکاریهای همرزمان شهیدش آشنا میکند. پدرش که سالها جانبازی گمنام بوده، حالا در این عالم فرصت مییابد تا بخشی از آنچه بر او و دوستانش رفته را با دخترش در میان بگذارد.
شخصیتهای اصلی
پروانه (یتیم غوره): شخصیت اصلی داستان، دختری شاد و بازیگوش که مادربزرگش او را «یتیم غوره» صدا میزند. او پس از تصادف به کما میرود و در این عالم با گذشته پدر و همرزمان شهیدش آشنا میشود.
پدر (حسن آقا): جانباز دفاع مقدس که در حادثه تصادف به همراه دخترش به کما میرود. او در عالم کما فرصت مییابد تا با دخترش درباره گذشته خود صحبت کند.
مادربزرگ (ننهجان): مادربزرگ پروانه که او را «یتیم غوره» صدا میزند و نقشی پررنگ در خانواده دارد.
زوریک: دوست شهید پدر که سالها قبل در جنگ به شهادت رسیده و در عالم کما راهنمای پروانه و پدرش میشود.
مادر: شخصیتی که در آستانه وضع حمل است و در بیمارستان بستری میشود.
درونمایهها و پیامهای کتاب
یک. آشنایی نسل جدید با قهرمانان گمنام
هدف اصلی کتاب آشنا کردن نوجوانان با رزمندگان و جانبازانی است که پس از جنگ همچنان گمنام و بیادعا به خدمت مشغولند و حتی فرزندانشان از گذشته آنان بیخبرند.
دو. تقویت پیوند نسلها
داستان از طریق سفر روحانی پروانه در عالم کما، فرصتی فراهم میکند تا پدر بتواند بخشی از آنچه بر او و دوستانش در جنگ گذشته را با دخترش در میان بگذارد.
سه. واقعیت جنگ و پیامدهای آن
کتاب به چالشها و مشکلاتی که جانبازان و خانوادههایشان پس از جنگ با آن روبهرو هستند، میپردازد.
چهار. طنز در دل تلخی
نویسنده با قلمی طنزآلود، توانسته است فضای تلخ حوادث جنگ و پیامدهای آن را برای نوجوانان قابلتحمل و جذاب کند.
ویژگیهای برجسته کتاب
یک. زبان ساده و روان: داستان با زبانی ساده و قابل فهم برای نوجوانان روایت شده است.
دو. قلم طنزآمیز: استفاده از طنز در کنار مفاهیم عمیق، کتاب را برای مخاطب نوجوان جذاب کرده است.
سه. فضاسازی خیالانگیز: سفر روحانی شخصیتها در عالم کما، فضایی خیالانگیز و متفاوت به داستان بخشیده است.
چهار. آشنایی با قهرمانان گمنام: کتاب به نوجوانان کمک میکند تا با قهرمانان واقعی و گمنام جامعه خود آشنا شوند.
جمعبندی
کتاب «یتیم غوره» اثری ارزشمند در حوزه ادبیات نوجوان با موضوع دفاع مقدس است که با زبانی ساده، قلمی طنزآمیز و فضایی خیالانگیز، مخاطب را با خود همراه میکند. فاطمه بختیاری در این رمان، از طریق سفر روحانی دختری به نام پروانه در عالم کما، او را با گذشته پدر جانبازش و همرزمان شهیدش آشنا میسازد.
این کتاب تلاشی است برای پر کردن شکاف میان نسل جدید و قهرمانان گمنام جنگ تحمیلی؛ قهرمانانی که پس از جنگ نیز بیادعا به خدمت مشغولند، اما کمتر کسی آنها را میشناسد.
مطالعه کتاب یتیم غوره مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای گروههای زیر بسیار مناسب است:
نوجوانان علاقهمند به داستانهای دفاع مقدس
دانشآموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان
کسانی که به دنبال آشنایی با قهرمانان گمنام جامعه هستند
والدین و مربیانی که میخواهند نسل جدید را با ارزشهای دفاع مقدس آشنا کنند
این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
کتاب یتیم غوره مناسب رده سنی نوجوان است. اگر به دنبال یک داستان هم شیرین، هم عمیق، هم پر از احساس و معنی هستید، «یتیم غوره» را بخوانید.
چون گاهی، یک دختر ریز و فلفلی، بزرگترین درسهای زندگی را به ما میآموزد.
.jpg)
برشی از متن کتاب کتاب یتیم غوره
پرواز
امروز ساندویچی تعطیل.
تا بابا این را گفت نه بهش توپید یتیم غوره عیالوار شدی، تنبلی را کنار بگذار.
اگر بروم مغازه کی شما را بیمارستان ببرد؟ کی کارهای بیمارستان را انجام بدهد؟
ننه جان به هیچ کدام از سؤالهای بابا جواب نداد و استکان چایش را سر کشید. بابا تکه نان بزرگی برداشت و روی آن کره و عسل گذاشت. طرف ننه جان گرفت ننه جان اخم کرد.
برای قندم بد است.
بابا لقمه را طرف مامان گرفت مامان لقمه را گرفت اما نخورد. خواست کنار سفره بگذارد که پشیمان شد. داد دست من با خجالت گفت نمیتوانم چیزی بخورم.
