0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب ملاقات در جزیره

داستان زندگی سردار شهید مصطفی یوسفی

شروع قیمت از:
%10
۱۸۰٬۰۰۰
۱۶۲٬۰۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب ملاقات در جزیره زندگینامه داستانی شهیدی است کمتر شناخته شده از دوران دفاع مقدس؛ سردار شهید مصطفی یوسفی که با وجود نقش کلیدی در واحد اطلاعات عملیات سپاه، به دلیل اخلاص بی‌نظیرش، تا توانست از خود عکس و اطلاعی باقی نگذاشت.

معرفی کتاب ملاقات در جزیره

این کتاب به قلم نجمه جوادی و به همت واحد ادبیات پایداری انتشارات کتاب جمکران نوشته شده است. آنچه این اثر را از دیگر زندگینامه‌های شهدا متمایز می‌کند، پرداختن به شخصیتی است که نه‌تنها در میان عموم، که حتی در میان همرزمانش نیز چهره‌ای پنهان و رازآلود داشت. او نیروی دقیق و خبرۀ اطلاعات و شناسایی، امید همرزمانش و از یاران معتمد شهید مهدی زین‌الدین بود.

کتاب در ۲۵۶ صفحه و قطع رقعی منتشر شده و با استقبال مخاطبان ادبیات پایداری روبه‌رو شده است.

خرید کتاب ملاقات در جزیره

نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

کتاب ملاقات در جزیره

خلاصه کتاب ملاقات در جزیره

خلاصه داستان زندگی سردار شهید مصطفی یوسفی

۱. کودکی و نوجوانی؛ از روستا تا شهر قم

مصطفی یوسفی در خانواده‌ای روستازاده چشم به جهان گشود. او همراه خانواده به شهر قم مهاجرت کرد و در این شهر مذهبی و انقلابی، نوجوانی خود را پشت سر گذاشت. فضای پرالتهاب قم در آستانه انقلاب اسلامی، تأثیر عمیقی بر روحیه او گذاشت.

۲. مبارزات انقلابی

او در جریان وقایع پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در شهر قم همراه با دیگر مردم انقلابی بر علیه رژیم پهلوی به مبارزه برخاست. همین روزها بود که دل به راهی سپرد که تا پایان عمر از آن بازنگشت.

۳. آغاز حضور در سپاه؛ عهدی با لباس سبز

پس از پیروزی انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی، مصطفی عازم جبهه شد. او به دلیل زیرکی و رازداری، خیلی زود به عضویت واحد اطلاعات عملیات سپاه قم درآمد. اما پیش از آن، عهدی با خود بسته بود: او معتقد بود پوشیدن لباس سبز سپاه لیاقت می‌خواهد و او شاید هرگز لیاقت آن را نداشته باشد. دلش می‌خواست بعد از دوره سربازی به سپاه برود و از رفتار و برخورد متواضعانه و دوست‌داشتنی نیروهای سپاه در پایگاه مسجد، بسیار خوشش می‌آمد.

۴. سال‌های نبرد؛ شناسایی در سایه

شهید یوسفی در واحد اطلاعات عملیات، نقشی حیاتی ایفا می‌کرد. او وجب‌به‌وجب مناطق عملیاتی را برای دیگران شناسایی می‌کرد، اما خود همچنان در سایه باقی می‌ماند. همرزمانش او را به عنوان نیرویی دقیق، باهوش و قابل اعتماد می‌شناختند. او چنان در کار خود خبره شده بود که امید همرزمانش و از یاران مورد اعتماد شهید مهدی زین‌الدین به شمار می‌رفت.

۵. عشق بی‌پایان به امام زمان (عج)

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شهید یوسفی، علاقه عجیب و وصف‌ناپذیر او به امام زمان (عج) بود. تا نام آن حضرت را می‌شنید، اشک‌هایش جاری می‌شد. این عشق چنان در عمق جانش ریشه دوانده بود که لحظه‌های تنهایی او، به روضه‌خوانی برای مولایش می‌گذشت.

۶. خبر از شهادت؛ رازی که با خود برد

از ویژگی‌های شگفت‌انگیز این شهید، آگاهی او از زمان و چگونگی شهادتش بود. او این راز را با دوستانش نیز در میان گذاشته بود؛ اما به خواست خودش، کمتر اطلاعی از او در دست است. گویی می‌خواست همان‌گونه که زندگی کرد و در سایه ماند، شهادتش نیز در هاله‌ای از خلوص و پنهانی باقی بماند.

۷. اخلاص در نهایت؛ عکسی که نینداخت

شاید غم‌انگیزترین و در عین حال باشکوه‌ترین ویژگی این شهید، اخلاص بی‌نظیر او بود. او از سر اخلاص، تا توانست از خود عکسی باقی نگذاشت. شهیدی که وجب‌به‌وجب مناطق عملیاتی را برای دیگران شناسایی می‌کرد، اما خود در قاب هیچ عکسی ثبت نشد.

شخصیت‌شناسی شهید بر اساس کتاب

اخلاص در عمل: او نه‌تنها در نبرد، که در ترک خودنمایی نیز به درجه‌ای والا رسید. باقی نگذاشتن عکس، آن هم برای نیرویی که در حساس‌ترین واحد نظامی فعالیت می‌کرد، نشان از نهایت خلوص داشت.

رازداری و زیرکی: این دو ویژگی، او را به عضوی ارزشمند در واحد اطلاعات عملیات تبدیل کرده بود. در چنین واحدی، رازداری نه یک فضیلت که شرط حیات است.

عشق به امام زمان (عج): اشک‌های بی‌اختیار او با شنیدن نام مولایش، راز شب‌های تنهایی و روضه‌هایش، تصویری از عارفی دلداده را به نمایش می‌گذارد.

آگاهی از شهادت: این آگاهی نه از سر غیب‌گویی، که از عمق باور و اتصال به منبعی فرامادی سرچشمه می‌گرفت. او با آرامش به استقبال مرگی رفت که خود از آن خبر داشت.

درون‌مایه‌های اصلی کتاب ملاقات در جزیره

یک. اخلاص، والاترین درجه ایمان: کتاب روایت مردی است که حتی خاطره خود را نیز قربانی خلوصش کرد. نگذاشتن عکس، نماد این اخلاص بی‌نهایت است.

دو. عشق به امام عصر (عج) در دل جبهه: در میان آتش و خون، دل رزمنده‌ای چنین به یاد محبوب غایب می‌تپد و اشک می‌ریزد. این تصویر، فراتر از یک روایت تاریخی، درسی از معنویت در اوج حماسه است.

سه. گمنامی، انتخاب آگاهانه: این کتاب روایت شهیدی است که گمنامی را نه تحمل، که انتخاب کرد. او می‌توانست شناخته شود، اما نخواست.

چهار. پیوند عاشقانه با شهادت: آگاهی از شهادت و حرکت آرام به سمت آن، این پیوند را از یک واقعه به یک انتخاب عاشقانه بدل می‌کند.

ویژگی‌های برجسته کتاب

یک. روایت یک شهید کمتر شناخته شده: کتاب به سراغ چهره‌ای رفته که در میان انبوه شهدا، همچنان ناشناخته مانده بود.

دو. تاکید بر اخلاص و گمنامی: محور اصلی کتاب، اخلاص شهید و تصمیم آگاهانه او برای باقی نگذاشتن عکس است.

سه. پیوند عرفان و حماسه: روایت هم‌زمان نبردهای سخت و اشک‌های شبانه برای امام زمان (عج)، چهره‌ای چندبعدی از یک رزمنده ترسیم کرده است.

چهار. نثر داستانی و روان: قلم نجمه جوادی، زندگی یک چهره نظامی را به روایتی انسانی و دل‌نشین تبدیل کرده است.

پنج. تأیید شده توسط آموزش و پرورش: این کتاب با درجه ۲ برای ورود به مدرسه بلامانع اعلام شده است.

چرا عنوان «ملاقات در جزیره»؟

درباره دلیل نام‌گذاری کتاب، در نتایج جستجو توضیح مستقیمی ارائه نشده است. با این حال، با توجه به شخصیت عاشق امام زمان (عج) و حال وهوای عرفانی شهید، می‌توان احتمال داد که «ملاقات در جزیره» اشاره به دیداری روحانی و یا حادثه‌ای خاص در یکی از مناطق عملیاتی داشته باشد. این ابهام، خود به جذابیت کتاب می‌افزاید و خواننده را برای کشف راز عنوان در لابه‌لای صفحات ترغیب می‌کند.

جمع‌بندی

«ملاقات در جزیره» روایت مردی است که می‌خواست دیده نشود، اما کتابش او را از پس سال‌ها به ما معرفی می‌کند. شهید مصطفی یوسفی نه فرمانده بلندآوازه‌ای بود و نه نامش بر سر زبان‌ها افتاد؛ اما او کسی بود که وجب‌به‌وجب خاک جنوب را برای همرزمانش شناسایی کرد و خود در هیچ قابی ثبت نشد.

این کتاب، تصویر مردی است که با دستان خود دیگران را به خط مقدم رساند، اما نامش را پشت خاکریزها جا گذاشت. او از زمان شهادتش خبر داشت و به دوستانش نیز گفته بود، اما چون باور نمی‌کردند، شاید امروز هم باور نکنیم که چنین مردانی در روزگار ما زیسته‌اند.

شهید یوسفی عکسی از خود باقی نگذاشت، اما «ملاقات در جزیره» اکنون تصویر اوست؛ تصویری از اخلاص، رازداری، عشق به امام زمان (عج) و پرواز آگاهانه به سوی شهادت.

خواندن کتاب ملاقات در جزیره مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است:

- علاقه‌مندان به زندگینامه شهدا و ادبیات پایداری
- نوجوانان و جوانان جویای الگوهای واقعی از ایمان و اخلاص
- پژوهشگران حوزه دفاع مقدس
- همه آنان که به دنبال روایت‌های ناشنیده از مردان بی‌ادعای تاریخ معاصرند

متن کتاب ملاقات در جزیره

متن کتاب ملاقات در جزیره

برشی از متن کتاب ملاقات در جزیره

دفتر اول فصل اول

کوچه را یک نفس دوید میدانست مادر منتظر است. در چوبی را باز کرد و رفت سمت ایوانی که مشرف به حیاط کوچک خانه بود بوی خاک آب خورده پیچید توی دماغش نفسش تازه شد. بتول خانم جارو را گذاشت کنار دیوار نگاهش برای لحظه ای ماند روی شکوفه های سیب نفس عمیقی کشید. سرش را به طرف پسرش چرخاند. دستهای کوچکش را انداخته بود روی زانوهایش کمی این پاوآن پا شد. منتظر بود مادر بپرسد چه خبر و او با اشتیاق تمام همه آنچه را دیده برایش بگوید. مصطفی چند قدم جلو رفت قطره های ریز عرق روی پیشانی بلند مادر نشسته بود و مادر با چشمهایی مهربان نگاهش میکرد چشمهایی که از شدت خستگی و بی خوابی دود و میزدند. بتول خانم حرفی نزد مثل همیشه صبور بود وقتی دید هنوز حال مصطفی جا نیامده، دوباره جارو را برداشت تا کارش را تمام کند باید خانه سریع تر آماده پذیرایی