0.0از 0

دانلود کتاب پاندورا

۱۰۹٬۹۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

 معرفی کتاب پاندورا

کتاب پاندورا نوشته لیلا رعیت است که توسط انتشارات نسل نواندیش منتشر شده است. کتاب پاندورا درباره‌ ی روان‌ شناسی جوان به نام رامین صبوری است که پس از گذران روزگار سخت کودکی حالا از جایگاه مناسبی در جامعه برخوردار است.

او در کار خود موفق و خوشنام است و توانسته با تکیه بر دانش و تجربه‌ی حرفه‌ای، مشکلات و مسائل مراجعات خود را حل کند، اما در تنهایی خود دچار مشکلاتی‌ست که در رفع آن‌ها ناکام مانده است.

گزیده کتاب پاندورا

از چند پله بالا رفتم و رسیدم به خود خانه که کف آن موکت بود. همه کفش هایشان را گذاشته  بودند پشت در و من هم فهمیدم باید بدون کفش بروم داخل. از بدشانسی نوک جورابم سوراخ بود و مجبور شدم با لطایف الحیل این سو و آن سویش کنم تا پیدا نباشد.

همین که وارد شدم، صدای حرف ‎زدن دو زن را شنیدم. همان هایی که دقایقی بعد متوجه شدم نام یکی شان خانم عاطفی است و آن یکی ننه بتول. خانم عاطفی، مدیر آنجا، زنی بود تقریباً چهل ساله، میانه بالا و دارای اندام متوسط. با پوستی گندمگون و عینک گرد و فلزی بر چشم. ننه بتول هم دست کم هفتادسال را داشت، می شد او را مسن نامید، اما از آن مسن ها! شاد و سرحال و قبراق. با انرژی ای بیشتر از یک دختر چهارده ساله. قدکوتاه بود، خیلی کوتاه، حداکثر تا کمر من، و چاق! رنگ پوستش هم سبزۀ تند بود. بینی درشتش کمی قرمزرنگ بود.

 در یک کلام، زن زیبایی نبود و مشخص بود دوران جوانی اش هم از زیبایی بهرۀ چندانی نداشته، اما د رعوض تا دلتان بخواهد جالب و دوست داشتنی بود. از آن تیپ پیرزن ها که وقتی جایی هستند، آنجا را پر می کنند از شوروشادی.

حرف  زدن و غرغر کردنش بیشتر به هنرپیشه های نقش کمدی می خورد، هرچند به نظر زنی جدی می ‎آمد و خنده داربودنش غیرعمدی بود. ننه بتول ادامه  داد: «این همون چاییه است که فاطمه دراز آورده، همون زنه که یه‎ ریز بدگویی شوهرش، اسمال سیاه، رو می کنه. چایی خوبیه. گذاشتم واسه مهمون های بهترمون. »