کتاب فوتوالیبال
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
کتاب فوتوالیبال نوشته عذرا صفری و در انتشارات پینو به چاپ رسیده است. خانواده آسوده بعد از ازدواج دختر بزرگتر، تصمیم به تغییر محل زندگی خود میگیرند.
معرفی کتاب فوتوالیبال
کتاب فوتوالیبال نوشته عذرا صفری و در انتشارات پینو به چاپ رسیده است. خانواده آسوده بعد از ازدواج دختر بزرگتر، تصمیم به تغییر محل زندگی خود میگیرند. مریم که دانشآموز کلاس هشتم است، در محله و مدرسه جدید دچار مشکلاتی میشود و تصمیم میگیرد شرایط را به نفع خود تغییر دهد.
او با ایجاد یک تیم والیبال وارد رقابت با معلم ورزش و تیم فوتبال مدرسه میشود. این رقابت پر از چالشهای شیرینی است که مریم و دوستانش با کمک هم آنها را حل میکنند.
دانلود کتاب فوتوالیبال
نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل کتاب فوتوالیبال pdf تولید شده است. این کتاب الکترونیک را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید.
.jpg)
خلاصه کتاب فوتوالیبال
خانواده آسوده پس از ازدواج دختر بزرگترشان، تصمیم میگیرند محل زندگی خود را تغییر دهند.
مریم، شخصیت اصلی داستان، دانشآموز کلاس هشتم است که با این جابهجایی، خانه، محله، مدرسه و از همه مهمتر، دوستان و تیم والیبال مدرسه قبلیاش را از دست میدهد. او که والیبال را بسیار دوست دارد، حالا در مدرسهای جدید با چالش تازهای روبهرو میشود: در این مدرسه همه چیز زیر سایه فوتبال است و به ورزشهای دیگر بها داده نمیشود. انگار هیچکس حق انتخاب ندارد و همه باید فوتبالیست شوند.
مریم نمیتواند این شرایط را بپذیرد. او تصمیم میگیرد دست به کار شود و شرایط را به نفع خود تغییر دهد. نقشهاش ساده اما بلندپروازانه است: تأسیس یک تیم والیبال در مدرسهای که عشق فوتبال در آن موج میزند.
او با تعدادی از دختران مدرسه همفکر میشود و تیم والیبالی شکل میگیرد که قرار است در برابر تیم فوتبال مدرسه و حتی معلم ورزش که چندان با این ایده همراه نیست، قد علم کند. آنچه در پی میآید، رقابتی است پر از چالشهای شیرین، کشمکشهای بامزه و لحظههایی که گاه خنده را بر لب مینشاند و گاه نفس را در سینه حبس میکند.
مریم و دوستان جدیدش در این مسیر با موانع متعدد روبهرو میشوند، اما دستهای خالی و دلهای پر از انگیزهشان، آنها را به پیش میراند. آنها یاد میگیرند چگونه با کمک هم مشکلات را حل کنند و در این میان، دوستیهای تازهای نیز شکل میگیرد که از هر پیروزی ارزشمندتر است.
ویژگیهای شاخص کتاب
یک. زبان طنز و صمیمی: مهمترین برگ برنده «فوتوالیبال» نثر روان، شیرین و پر از کلکلهای بامزه نوجوانانه آن است. نویسنده از شعارزدگی پرهیز کرده و پیامهای تربیتی را در لایههای زیرین داستان پنهان کرده است.
دو. شخصیتپردازی باورپذیر: مریم و دوستانش، قهرمانهای دستنیافتنی نیستند. آنها دخترانی معمولی با دغدغههای واقعیاند؛ گاه میترسند، گاه خرابکاری میکنند، گاه از شکست میهراسند؛ اما هیچگاه تسلیم نمیشوند.
سه. بازتاب نیاز واقعی نوجوانان: کتاب به یکی از چالشهای رایج نوجوانان یعنی جابهجایی و آغاز زندگی در محیطی جدید میپردازد و احساسات غریبگی، دلتنگی و تلاش برای دیده شدن را به شکلی ملموس تصویر میکند.
چهار. تأیید شده توسط آموزش و پرورش: این کتاب با درجه ۱ برای ورود به مدرسه بلامانع اعلام شده و در سامانه کنترل کیفیت منابع آموزشی و تربیتی (کتابنامه رشد) ثبت شده است.
پنج. استقبال فراتر از انتظار: نویسنده اعتراف میکند فکر نمیکرده پسرها چنین کتابی را بخوانند، چون شخصیتها همگی دختر هستند. اما بازخوردهای دریافتی نشان داد که «فوتوالیبال» مرزهای جنسیتی را شکسته و مخاطبان پسر نیز با آن ارتباط برقرار کردهاند. برخی خوانندگان کتاب را تا چهار بار خوانده و دیالوگهایش را حفظ کردهاند.
درونمایهها و پیامها
مبارزه برای حق انتخاب: مریم در مدرسهای درس میخواند که گویی هیچ ورزشی جز فوتبال اعتبار ندارد. او نمیپذیرد که مجبور باشد علاقهاش را کنار بگذارد و برای داشتن حق انتخاب میجنگد.
دوستی و همکاری: مریم به تنهایی نمیتواند تیم والیبال تشکیل دهد. موفقیت او در گرو همراهی دوستان جدیدش است. کتاب ارزش کار گروهی و همدلی را به شکلی غیرمستقیم آموزش میدهد.
غلبه بر شکست و خجالت: شخصیت اصلی با یادآوری خاطرات شکستهای پیشینش، از فراموشی به عنوان نعمتی یاد میکند که به او اجازه میدهد دوباره تلاش کند. این نگاه، پیامی امیدبخش به نوجوانان است.
پذیرش تفاوتها: مدرسه جایی است برای یادگیری، نه یکنواختی. کتاب بر این نکته تأکید میکند که سلیقهها و استعدادهای مختلف باید دیده و احترام گذاشته شوند.
چرا عنوان «فوتوالیبال»؟
عنوان کتاب ترکیبی است از «فوتبال» و «والیبال»؛ دو رشتهای که رقابت اصلی داستان میان آنها شکل میگیرد. این عنوان نهتنها گویای محتوای کتاب است، بلکه طنز ظریفی را نیز در خود دارد: گویی نویسنده میخواهد بگوید قرار نیست یکی بر دیگری پیروز شود، بلکه میتوان هر دو را کنار هم داشت.
نویسنده کتاب فوتوالیبال
«فوتوالیبال» نخستین اثر عذرا صفری، نویسنده جوانی است که پیش از این تجربه نگارش و کارگردانی نمایشنامههای عروسکی و کودک را داشته است. این کتاب در مدت کوتاهی پس از انتشار به چاپهای متعدد رسید و با استقبال چشمگیر نوجوانان روبهرو شد.
صفری درباره انگیزه نگارش این داستان میگوید: «داستانهای نوجوانی که محوریت ورزش و مدرسه و گروههای دوستی دارند، همیشه برای بچهها جذاب هستند. کلکلهای این دوره شیرین است و زمینه بسیار خوبی برای داستانپردازی دارد.»
جمعبندی
«فوتوالیبال» فقط یک داستان ورزشی نیست. این کتاب روایت عزم و اراده دختری نوجوان است که نمیخواهد در میان جمع گم شود. او نمیپذیرد که علاقهاش نادیده گرفته شود و برای تحقق رویایش از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
عذرا صفری با قلمی شیرین و طنازی کمنظیر، توانسته است داستانی خلق کند که هم سرگرمکننده است، هم آموزنده؛ هم به دل مینشیند، هم لبخند بر لب میآورد. او به نوجوانان یادآوری میکند که برای تغییر شرایط، گاهی فقط یک جرأت کوچک کافی است؛ جرأت به زبان آوردن «من والیبال دوست دارم» در مدرسهای که همه فریاد میزنند «فوتبال، فوتبال!».
این کتاب، با وجود تازهنویس بودن مؤلفش، نشان داد که ادبیات نوجوان ایران هنوز نفس میکشد و میتواند با نمونههای ترجمهشده رقابت کند. رازی که در پس استقبال از «فوتوالیبال» نهفته است، چیزی نیست جز صداقت؛ صداقت در روایتِ زیستنِ نوجوان امروز با تمام دغدغهها، خندهها و اشکهایش.
مطالعه کتاب فوتوالیبال مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای گروههای زیر بسیار مناسب است:
- نوجوانان ۱۲ تا ۱۶ سال که به داستانهای مدرسهای و ورزشی علاقه دارند
- دختران نوجوان که شخصیت اصلی داستان همسنوسال خودشان است
- پسران نوجوان نیز با توجه به بازخوردها از خواندن آن لذت بردهاند
- معلمان و مربیان برای استفاده در کلاسهای درس و بحثهای گروهی
- والدینی که میخواهند با دنیای عاطفی و اجتماعی فرزندان خود بیشتر آشنا شوند
برشی از متن کتاب فوتوالیبال
فصل 1
روز سوم بازارچه بود و من از دیروز یخم باز شده بود و از دم دمای ظهر، خجالت را کنار گذاشته بودم و عین شاگرد میوه فروشهای یکشنبه بازار، هر چند دقیقه یک بار دستم را محکم به هم میکوبیدم و با صدای نسبتاًً بلندی میگفتم: بیاااا این ور بازااااررر... به نظر من آدم اگر روزی هزار بار هم بابت نعمت فراموشی از خدا تشکر کند باز هم کم است.
اگر فراموشی نبود من چطور میتوانستم بعد از آن افتضاحی که همین چند وقت پیش توی زیرزمین فرهنگسرا به بار آورده بودم؛ حالا اینجا بایستم و صدایم را بندازم روی سرم و بازارگرمی کنم؟ خدایا شکرت! فقط نیم ساعت تا تمام شدن بازارچه مانده و سالن حسابی شلوغ شده بود. برعکس روز اول که بیشتر بچهها آمده بودند و دوری میزدند و میرفتند، امروز مادرها هم آمده بودند و اتفاقاً بیشتر غذاها را هم مامانها خریدند.


خرید کتاب فوتوالیبال
نسخه چاپی کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب خریداری کنید.

