کتاب صوتی ۱۹۸۴
هزار و نهصد و هشتاد و چهار
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
کتاب صوتی ۱۹۸۴ نام کتاب مشهوری از جورج اورول است که اولین بار در سال ۱۹۴۹ منتشر شده است. رمان ۱۹۸۴ با ترجمه حمیدرضا بلوچ در انتشارات به سخن چاپ و روانه بازار نشر شده است.
معرفی کتاب صوتی ۱۹۸۴
این رمان بیانگر روحیهای خاص و هشداردهنده است. روحیۀ به تصویر کشیده شده در این کتاب، نومیدی نسبت به آیندۀ انسان است و به همگان هشدار میدهد که اگر روند تاریخ تغییر نکند، انسانها در سراسر دنیا، بیآنکه خود بدانند، خصوصیات انسانی خود را از دست میدهند و به آدمهایی ماشینی و بیروح تبدیل میگردند. بعد از رمان «قلعه حیوانات» که فروشی میلیونی داشته و تقریبا به تمامی زبانها ترجمه شده است، کتاب ۱۹۸۴ قرار دارد که به جرات میتوان گفت جزو ده کار برتر دنیا از نظر قلم انتقادی است.
در رمان ۱۹۸۴ جهانِ نیمهمتحد سه قدرتِ بزرگ دارد که جهان را میانِ خود تقسیم کردهاند و هر سه به شیوهٔ مشابهی جهان را اداره میکنند. کتاب شگفتانگیزی است که جهان آینده را که در آن زندگی و حتی افکار مردم تحت کنترل در میآید، توصیف میکند. دنیایی که عشق و حقیقت از آن طرد میشود و افراد از زندگی خصوصی محروم میشوند. این رمان جامعهای کاملاً خشک و مقرراتی را به تصویر میکشد که در آن انسان فقط یک شماره است و فردیت خود را به تمامی از دست میدهد. این وضعیت با ترکیب ترس فوقالعاده زیاد و بهرهبرداری روانشناسانه و عقیدتی از انسان تشدید میشود. پرسش اساسی اورول این است که اصولا آیا چیزی به نام «حقیقت» وجود دارد یا نه. «واقعیت» آنگونه که حزب حاکم به آن اعتقاد دارد، بیرونی نیست. واقعیت فقط در ذهن انسان است نه هیچ جای دیگر. هر چه که حزب آن را حقیقت بداند، حقیقت است. اگر چنین باشد، پس حزب با کنترل ذهن انسانها، حقیقت را کنترل میکند.
دانلود کتاب ۱۹۸۴
نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل کتاب ۱۹۸۴ PDF و EPUB تولید شده است. با خرید کتاب الکترونیک میتوانید هر دو فرمت را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید. کتاب صوتی 1984 را نیز میتوانید در نرم افزار دانلود کنید و یا آن را به صورت آنلاین بشنوید.
خلاصه کتاب ۱۹۸۴
داستان در لندنی ویرانشده پس از یک جنگ هستهای رخ میدهد، جایی که جامعه تحت سلطه حزبی به رهبری «برادر بزرگ» است. وینستون اسمیت، شخصیت اصلی داستان، کارمند کوچکی در «وزارت حقیقت» است که وظیفه تحریف تاریخ و هماهنگکردن آن با روایتهای فعلی حزب را بر عهده دارد. اگرچه او در ظاهر مطیع است، ولی در درون از حکومت متنفر است و اشتیاق شدیدی به حقیقت و آزادی دارد.
وینستون به تدریج دست به اعتراضی خاموش میزند: او دفترچه خاطراتی مخفیانه میخرد و افکار واقعی خود را در آن مینویسد. سپس با جولیا، زنی که او نیز از حکومت بیزار است، وارد رابطهای عاشقانه و ممنوع میشود. در این جامعه، عشق و لذت جنسی سرکوب میشود تا وفاداری مردم تنها معطوف به حزب باشد.
در مسیر شورش، وینستون به اوبراین، یکی از اعضای مرموز حزب که خود را مخالف حکومت جا میزند، نزدیک میشود. اما این یک تله است. وینستون و جولیا دستگیر شده و به «وزارت عشق» منتقل میشوند. در آنجا، اوبراین که در واقع جاسوس حزب است، وینستون را تحت شکنجه و شستشوی مغزی قرار میدهد تا نه تنها تسلیم شود، بلکه هسته درونی اعتقادات و انسانیت خود را انکار کند. مبارزه وینستون در نهایت به آزمونی دردناک میان عشق به جولیا و وفاداری به «برادر بزرگ» ختم میشود.
رمان ۱۹۸۴ به بررسی مفاهیم عمیقی همچون تمامیتخواهی، نابودی حقیقت، قدرت تبلیغات، نظارت بیحدوحصر و مقاومت فردی در برابر سیستم میپردازد. اورول با خلق عباراتی ماندگار مانند «برادر بزرگ تو را میبیند»، «نوکلام» (زبان جدید اجباری) و «وزارت حقیقت»، هشداری جاودانه درباره آسیبپذیری آزادی در برابر قدرت مطلق حکومتها به جا گذاشته است. این کتاب نه یک پیشبینی، بلکه هشداری است برای پاسداری از ارزشهای انسانی.
کتاب صوتی ۱۹۸۴
این کتاب صوتی، از روی متن کتاب «۱۹۸۴» (با ترجمه حمیدرضا بلوچ) تولید شده است. شما میتوانید نسخه صوتی این کتاب را از نرمافزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.
برشی از متن کتاب صوتی ۱۹۸۴
یکی از روزهای بسیار سرد ماه آوریل بود و ساعتها با نواختن سیزده ضربه، ساعت یک بعداز ظهر را اعلام میکردند. وینستون اسمیت، درحالیکه برای فرار از باد سرد موذی، سر در گریبان فرو برده بود، بهسرعت از لای درهای شیشهای به درون عمارت پیروزی خزید و مقدار زیادی از گرد و خاک را با خود به درون آورد.
در راهرو، بوی کلم پخته و حصیر کهنه میآمد. بر روی دیوار راهرو، پوستر رنگی بزرگی نصب شده بود که برای چنین فضایی نامناسب مینمود. تصویری عظیم، به پهنای بیش از یکمتر که چهرهی مردی حدود چهلوپنجساله، با سبیلهای کلفت سیاهرنگ و جذابیتی خشن را نشان میداد. وینستون بهطرف پلهها رفت. زحمتِ امتحان کردن آسانسور را به خود نداد؛ چون در بهترین شرایط هم بهندرت درست کار میکرد، چه رسد به حالا که جریان برق بهمنظور صرفهجویی برای استقبال از «هفتهی ابراز تنفر»، در ساعاتی از روز قطع بود. آپارتمان وینستون در طبقهی هفتم قرار داشت و او اگرچه سیونهسال بیشتر نداشت؛ ولی چون بالای قوزک راستش دچار زخم واریسی بود، آهسته بالا میرفت و چندبار نیز در بین راه نفس تازه کرد. در همهی طبقهها، روبهروی آسانسور، همان پوستر با چهرهی بسیار عظیمش به دیوار آویخته شده بود و به آدم، خیره نگاه میکرد. چشمهایش طوری به تصویر کشیده شده بود که انگار آدم را تعقیب میکرد. شرح زیر تصویر چنین بود: برادر بزرگ مراقب توست.
خرید کتاب ۱۹۸۴
نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف دریافت کنید.

