0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب صوتی زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست

۲۲۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست

کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست، یکی از آثار برجسته و ماندگار ارنست همینگوی است . این رمان با نگاهی عمیق به نسل سرگشته و پوچی‌های پس از جنگ، مخاطب را با مضامین عشق، ناامیدی و جستجوی معنا در دنیایی مدرن روبرو می‌کند.

سبک مینیمالیستی نویسنده در این اثر، تجربه‌ای تأمل‌برانگیز از زندگی و روابط انسانی را برای خواننده رقم می‌زند؛ پس با هر ورق، نگاهی نو به تکرارهای بی‌پایان زندگی بیندازید. قهرمان اصلی داستان مردی‌ست به نام جیک بارنز؛ روزنامه‌نگاری است که همراه یک گروه چند نفره انگلیسی و آمریکایی که در کشور فرانسه اقامت گزیده‌اند و دیگران از آن‌ها با نام «نسل گم شده» برای مشاهده‌ی فستیوال گاوبازی به اسپانیا سفر کرده‌ است.  جیک دل در گرو عشق برت اشلی زنی از اعضای گروه که همسرش را در جنگ از دست داده است؛ دارد.

اما از آنجا بر اثر زخمی که در دوران جنگ دیده، عقیم شده جرات ابراز علاقه به برت را ندارد. و این احساس سرخوردگی در عشق وی را به جستجوی معنای زندگی واداشته است.

خلاصه کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست

این اثر که با الهام از مفاهیم کتاب جامعه انجیل نام‌گذاری شده است، به واکاوی سرگشتگی گروهی از مهاجران و روشنفکران در پاریس و اسپانیا می‌پردازد.

محوریت داستان بر پایه سفرهای شخصیت‌ها و مواجهه آن‌ها با واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی استوار است که در نهایت به درک عمیق‌تری از ناپایداری امور منجر می‌شود.

ساختار روایی کتاب با تکیه بر دیالوگ‌های کوتاه و توصیفات دقیق، به خوبی فضای حاکم بر دوران پس از جنگ جهانی اول را ترسیم می‌کند.

گزیده کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست

صبح همه چیز تمام شد. نزدیک ساعت نه بیدار شدم، حمام کردم و لباس پوشیدم و رفتم پایین. میدان خالی بود و هیچ کس توی خیابان پیدا نمی‌شد. چند بچه مشغول جمع‌آوری چوب فشفشه‌ها بودند.

همه جا خلوت بود. کافه‌ها را تازه باز می‌کردند و پیشخدمت‌ها صندلی‌های راحت حصیری سفید را دور میزهای مرمری در سایه‌ی آلاچیق‌های پیاده‌روها می‌چیدند. پیاده‌روها را آب و جارو می‌کردند.

روی یکی از صندلی‌های حصیری نشستم و آسوده به آن تکیه دادم. پیشخدمت هیچ عجله‌ای نشان نمی‌داد. اعلان‌های حرکت قطارهای فوق‌العاده هنوز روی ستون‌ها بودند. پیشخدمت لباسی آبی داشت و با سطل آب و دستمال کهنه‌ای در دست بیرون آمد و افتاد به پاک کردن دیوارها از آگهی‌ها.

خرید و دانلود کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست

شما می‌توانید کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست، را از طریق اپلیکیشن فراکتاب تهیه کنید.