0.0از 0
مشاهده نمونه

کتاب صوتی کودک خاموش

رمان
دسته بندی
آذرباد
ناشر
نشر سپید ماه آوا
ارائه دهنده
سارا دنزیل
نویسنده
۲۲۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب کودک خاموش

کتاب کودک خاموش نوشته سارا ای. دنزیل و با ترجمه مهرزاد جعفری، یک رمان در ژانر هیجانی و رازآلود است که در سال ۲۰۱۷ مورد توجه کاربران گودریدز قرار گرفت.

این اثر با قلمی شیوا، داستان مادری را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تلاش برای یافتن فرزندش که در یک حادثه ناپدید شده بود، با چالش‌های روانی و اجتماعی پیچیده‌ای روبرو می‌شود. اما در یکی از روزهای تابستان پس از مفقود شدن فرزندش ایدن کاپشن قرمز وی را در رودخانه پیدا می‌کند و شش سال سخت را با غم غرق شدن ایدن می‌گذراند اما ناگهان بعد شش سال ایدن پیدا می‌شود او هرگز غرق نشده بوده است توسط شخصی مرموز و ناپیدا ربوده شده بود و پس انواع شکنجه‌ها و آزارها به خانه بازگشته است، ایدن جسمی نحیف و رنجور دارد و بر اثر شوک‌های وارد شده قادر به تکلم نیست و اکنون این اما است که تمام تلاشش را می‌کند تا به فرزندش کمک کند و آن هیولای کودک‌آزار را بیابد.

نویسنده در این کتاب با ظرافت به دغدغه‌های زنان و مسائل مهم روز می‌پردازد و خواننده را تا آخرین صفحه با تعلیقی نفس‌گیر همراه می‌کند. اگر به دنبال داستانی هستید که ذهن شما را به چالش بکشد، این کتاب انتخابی بی‌نظیر برای شماست.

خلاصه کتاب کودک خاموش

این رمان داستان پسر شش ساله‌ای را روایت می‌کند که در یک حادثه سیل ناپدید شده و پس از ده سال، مادرش در تلاش برای بازگرداندن او به زندگی عادی است.

کتاب در قالب چهل و پنج فصل، به واکاوی رازهای پنهان در یک دهکده کوچک و مواجهه با حقیقت‌های تلخ می‌پردازد. محوریت اصلی اثر بر پایه شخصیت‌پردازی دقیق و بررسی آسیب‌های روانی در بستری از حوادث معمایی بنا شده است.

گزیده کتاب کودک خاموش

سعی کردم در راه داروخانه مانند دیوانه‌ها رانندگی نکنم، با اینکه آدرنالین در خونم به‌شدت جریان داشت. من هیچ‌وقت رانندهٔ بی‌احتیاطی نبودم. اما هروقت که استرس زیادی داشتم، بیشتر از هر چیزی دلم می‌خواست پایم را محکم روی پدال گاز بگذارم و تا هر جا و با نهایت سرعتی که می‌توانستم برانم. اما نمی‌توانستم به‌خاطر حضور ایدن در ماشین این کار را انجام دهم.

همان‌طور که داشتم از روی تپهٔ با شیب زیادی بیشاپ تاون پایین می‌راندم، در آینهٔ وسط نگاه کردم و متوجه یک ون در پشت سرم شدم. بعد از آنکه به سمت راست پیچیدم تا از پل عبور کنم، دوباره آینه را نگاه کردم و بازهم آنجا بود. همان ون سیاه‌رنگ. حتی وقتی به سمت چپ و خیابان اصلی فروشگاه‌های بیشاب تاون پیچیدم، هنوز همان ون پشت سرم بود.

اخم کردم. با خودم فکر می‌کردم که خبرنگار است یا نه. بیشاب تاون جای کوچکی بود. منطقی بود که یک ماشین دنبال ماشین دیگر در جاده‌ای که از دهکده می‌گذشت حرکت کند.

خرید و دانلود کتاب کودک خاموش

شما می‌توانید کتاب کودک خاموش را از طریق اپلیکیشن فراکتاب تهیه کنید.