0.0از 0

کتاب روح پرواز pdf

زندگی نامه داستانی شهید علی اکبر علی پور گرجی

۱۸٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب روح پرواز

کتاب روح پرواز نوشته ابراهیم باقری حمیدآبادی و منتشر شده توسط دانشگاه جامع امام حسین علیه‌السلام، یکی از آثار ارزشمندی است که به زندگی شهید علی‌اکبر علی‌پور گرجی می‌پردازد. این کتاب با رویکردی داستانی و تصویری، به نحوه زندگی و شخصیت این شهید بزرگوار پرداخته و تجربیات وی را به تصویر می‌کشد.

داستان کتاب:
کتاب "روح پرواز" با نگاهی دقیق و هنرمندانه، زندگی شهید علی‌اکبر علی‌پور گرجی را از دوران کودکی تا شهادت در جنگ تحمیلی به تصویر می‌کشد. داستان کتاب به روایت تلاش‌ها، مجاهدت‌ها و رشادت‌های این شهید در مسیر ایمان و دفاع از میهن پرداخته و لحظات تلخ و شیرین زندگی او را با زبانی دلنشین و روان بازگو می‌کند.

 نکات جالب:
- زندگی‌نامه داستانی: کتاب به صورت داستانی و تصویری نگاهی جامع به زندگی شهید علی‌اکبر علی‌پور گرجی دارد و خوانندگان را به دنیای پرماجرا و پرفراز و نشیب این شهید می‌برد.
- تصاویر و روایت‌ها: استفاده از تصاویر زیبا و روایت‌های جذاب، به خوانندگان کمک می‌کند تا بهتر با زندگی و شخصیت این شهید آشنا شوند.
- محتوای آموزشی: این کتاب نه تنها زندگی‌نامه‌ای داستانی است، بلکه حاوی پیام‌های ارزشمندی درباره ایمان، ایثار و وطن‌دوستی نیز می‌باشد.

چرا این کتاب را بخوانید:
کتاب "روح پرواز" با داستان جذاب و آموزنده‌اش، می‌تواند برای خوانندگان در هر سن و سالی الهام‌بخش باشد. این کتاب نه تنها به خوانندگان اجازه می‌دهد تا با زندگی یکی از شهدای بزرگ کشور آشنا شوند، بلکه ارزش‌های مهمی مانند ایمان، ایثار و وطن‌دوستی را نیز به آن‌ها آموزش می‌دهد. 

این کتاب برای کسانی که علاقه‌مند به تاریخ، زندگی‌نامه و داستان‌های آموزنده هستند، انتخابی بسیار مناسب است. با خواندن این کتاب، خوانندگان می‌توانند به دنیای پر از شجاعت و ایثار سفر کنند و از داستانی تأثیرگذار و انگیزشی لذت ببرند. 

گزیده کتاب روح پرواز

این خاک که وجود من در آن ریشه دارد ذره یی از خاک گوهربار میهن عزیزم ایران است و در تنه و جان ایران جای دارد. پس کسی که عاشق خاک زادگاه مادری‌اش هست عاشق خاک میهن خود نیز هست.

نمی توان چشم را از بدن جدا کرد و گفت من از این بدن فقط عاشق چشم آن هستم زیرا وقتی چشم از بدن جدا شود در دم هستی و زندگی و روحش را از دست می‌دهد و می‌پوسد و طراوت و تازگی اش رنگ می‌بازد. چشم پوسیده به درد عشق ورزیدن نمی‌خورد.