امتیاز
5 / 0.0
نصب فراکتاب
مطالعه در کتابخوان
1,100
نظر شما چیست؟
برخی از ساعات شب که سراسر به حرکت و پارو زدن می گذشت، یادمان می رفت که هدف مان تنها پیدا کردن جناح خودی است؛ بنابراین رفع گرسنگی و عطش، هدف را از یادمان می ربود و یافتن چیزی برای خوردن و آشامیدن، آرزوی مان می شد."اوسا" اگر حالش مساعد بود، توی جیب جنازه های سربازان دشمن و یا شهدایی که روی آب شناور بودند را هم می گشت. و اگر او این کار را نمی کرد، من از مشروبات الکلی و ماهی های مرده و شناور روی آب هور هم نمی گذشتیم: قوطی ها و شیشه هایی که محتویاتشان به هدر رفته یا ته مانده ای از مشروب در آنها باقی مانده بود، به سختی کام تلخم را می آزرد؛ اما احساس می کردم چیزی برای معده ام که همچون کودکان شیون سر می داد به ارمغان آورده ام."اوسا" نیم پلاک شهیدان را جدا می کرد و توی یقه لباس راسته غواصی می گذاشت.
صفحات کتاب :
244

کتاب های مشابه جعفر شاطر غلام