0.0از 0

دانلود کتاب خروج خورشید

۵۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب خروج خورشید 

کتاب خروج خورشید نوشاه بابک حیدری می باشد و نشرصاد آن را به چاپ رسانده است.داستان کتاب در مورد سه برادر سلحشور است که ماهیگیرزاده ­های فقیری در شمال ایران بودند. آن­ها برای تحقق آرزوهایشان به کسوت سپاهی ­گری، وارد می­شوند.  شجاعت، قدرت شمشیر زنی و مرام پسندیده ­ی برادران، به ویژه برادر بزرگتر علی، باعث محبوبیت سریع آنان در میان مردم می ­شود.

این اقبال عمومی، علی را به این باور می­رساند تا رویای بزرگ خود که نجات مردم از دست حکام دست نشانده­ ی خلیفه عباسی است را در قالب تشکیل یک حکومت شیعی، دنبال کند. سرنوشت بازی­ های بسیاری برای برادران بویه رقم می­زند؛ با رقیبان و مدعیان زیادی رودر رو می ­شوند: مروادیج که دایه­ ی­ احیا مجدد حکومت پادشاهی ساسانیان را دارد؛ حاکم دیو سیرت شیراز و پسران ظالمش و … . مبارزان دیلمی بارها، به دلیل اقلیت در تعداد و کمبود در تجهیزات، شکست می ­خورند. در نهایت علی تصمیم می­گیرد تا سربازانش را به منطقه ای کوهستانی در منطقه ارجان ببرد تا مجالی برای تجدید قوا و از اول شروع کردن به دست آورد. در آن جا است که علی توسط انجمن مخفیانه ­ی شیعیان دعوت می شود و میان آن ­ها اتحادی شکل می­ گیرد. 

گزیده کتاب خروج خورشید 

چه تضاد عجیبی است میان سکوت کویر و هیاهوی شهر. پس از مدت ها، شاید هم سال ها، علی با خودش تنها شده بود. سکوت ژرف شب کویر، درونش را تهی کرده بود. با هر قدمی که برمی داشت تا مچ پا در شن فرومی رفت، حس خوبی نبود؛ اما این فرورفتگی در مقابل آن چیزی که در درون علی جریان داشت چیزی نبود. احساس فردی را داشت که در گودالی عمیق و تاریک در حال سقوط است. اصلاً نمی دانست اینجا چه می کند؟ تا فرسنگ ها چیزی دیده نمی شد. هیچ چیزی وجود نداشت. آسمان بالای سرش، پر از ستاره هایی زیبا و درخشان بود؛ اما چه قدر دست نیافتنی بودند. چه تضاد غریبی بود میان سکوت امشب و هیاهوی آن روز، روزی که پس از شکست ابوالفتح وارد اصفهان شده بودند.

مردم با نقل و نبات و گل و شیرینی به استقبالش آمدند. زنان هلهله می کردند و مردان پایکوبی. همه خوشحال بودند. عجب روزی بود؛ گرم، پر نور. نا گهان زمزمه ای از جایی شروع شد. زمزمه ای بی اهمیّّت، دروغی شب آشکار. علی نفهمید، هیچ کس نفهمید که چه شد! زمزمه ها بلند و بلندتر شدند، در ذهن های بیمار نشستند. دل های ترسان را فرا گرفتند. دهان به دهان گشتند و گشتند و نا گهان همه چیز عوض شد. نقشه های حساب شده ی ابن عمید، در غافلگیری و ترسانیدن ابوالفتح، دست به یکی شدن ابن عمید و ابوالفتح شد! شجاعت سرداران و سربازان علی، عوام فریبی شد! ... و درنهایت ناجی ظلم ستیز، دست نشانده ی خلیفه ی ظالم شد!