3.0از 3
مشاهده نمونه

کتاب فقط آن دختر یمنی

شروع قیمت از:
%10
۲۲۰٬۰۰۰
۱۹۸٬۰۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
چاپی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب فقط آن دختر یمنی اثری است تأثیرگذار که با نگاهی انسانی و قلمی توانا، روایتگر رنج‌ها، مقاومت‌ها و آرزوهای زنی جوان در دل بحران یمن است. ملیحه رسولی با خلق شخصیت نسرین، نه فقط یک داستان، که صدای تمام زنانی را به تصویر کشیده است که در سکوت و خاموشی، برای بقا و حفظ هویت خود می‌جنگند.

معرفی کتاب فقط آن دختر یمنی

«فقط آن دختر یمنی» نوشته ملیحه رسولی، رمانی است تأثیرگذار و تکان‌دهنده که با نگاهی شجاعانه، پرده از رنج‌های فروخورده زنان در بحران انسانی یمن برمی‌دارد. این اثر نه فقط یک داستان، که فریادی است از اعماق یمن سوخته که با قلمی قدرتمند به تصویر کشیده شده است.

مترجم این اثر، عطیه حسینی، و ناشر آن انتشارات کتاب جمکران است. کتاب در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده است.

خرید کتاب فقط آن دختر یمنی

نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

کتاب فقط آن دختر یمنی

خلاصه کتاب فقط آن دختر یمنی

۱. نسرین؛ دختری در میان آتش و سنت

راوی داستان دختری جوان به نام نسرین است که در بحبوحه جنگ داخلی یمن و در میان محدودیت‌های اجتماعی شدید، آرزوهایش یکی‌پس‌دیگری خاکستر می‌شوند. نویسنده با تسلط بر جزئیات فرهنگی و جغرافیایی، خواننده را به کوچه‌های تنگ و دودگرفته صنعا، به خانه‌های ویران‌شده توسط بمباران‌ها و به دل خانواده‌هایی می‌برد که هر روز با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

۲. زنی با اراده، نه یک قربانی منفعل

آنچه این روایت را از بسیاری داستان‌های مشابه متمایز می‌کند، نگاه نویسنده به شخصیت نسرین است. او نه به عنوان یک قربانی منفعل، که به‌عنوان فردی با اراده، با ترس‌ها و رویاهای شخصی خودش به تصویر کشیده شده است. نویسنده با دوری از شعارزدگی و نگاه کلیشه‌ای، عمیقاً به روان‌شناسی شخصیت‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه امید و تاب‌آوری حتی در تاریک‌ترین لحظات نیز می‌تواند جرق‌های برای مقاومت باشد.

۳. کندوکاوی در عشق، فقدان و هویت

این کتاب صرفاً گزارش یک فاجعه نیست، بلکه سفری است به درون انسان‌ها؛ کندوکاوی عمیق در مفاهیمی چون عشق، از دست دادن، هویت و مبارزه برای بقا در شرایطی غیرانسانی. نسرین در این مسیر، نه فقط با دشمن بیرونی، که با سنت‌های خفقان‌آور و محدودیت‌های اجتماعی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند.

چرا باید این کتاب را خواند؟

یک. پنجره‌ای به سوی یک فاجعه فراموش‌شده

کتاب دریچه‌ای است به روی یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی معاصر که اغلب در سایه دیگر بحران‌های منطقه فراموش شده است. نویسنده با تکیه بر تحقیق میدانی و همدلی عمیق، روایتی اصیل و باورپذیر خلق کرده که آمارهای خشک خبری هرگز قادر به انتقال آن نیستند.

دو. اثری ادبی با قلمی توانا

قلم ساده ولی پرمایه ملیحه رسولی، این اثر را به متنی ادبی ارزشمند تبدیل کرده که در عین بازتاب واقعیت‌های تلخ، از زیبایی‌شناسی و احساس برخوردار است و مخاطب را از ابتدا تا انتها میخکوب می‌کند.

سه. درس بزرگ همدلی

این کتاب درس بزرگ همدلی و درک «دیگری» را به خواننده می‌آموزد. داستان نسرین، داستان همه زنانی است که در گوشه‌ای از جهان زیر ستم جنگ و سنت، برای حقوق ابتدایی خود می‌جنگند. خواندن این روایت، مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را در هم می‌شکند و ما را با بخش مشترک انسانیمان یعنی آرزوی زندگی در صلح و آزادی پیوند می‌زند.

جمع‌بندی

کتاب «فقط آن دختر یمنی» اثری است تأثیرگذار که با نگاهی انسانی و قلمی توانا، روایتگر رنج‌ها، مقاومت‌ها و آرزوهای زنی جوان در دل بحران یمن است. ملیحه رسولی با خلق شخصیت نسرین، نه فقط یک داستان، که صدای تمام زنانی را به تصویر کشیده است که در سکوت و خاموشی، برای بقا و حفظ هویت خود می‌جنگند.

این کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که در پس هر آمار خشک خبری از کشته‌شدگان جنگ، داستان‌هایی از عشق، فقدان، امید و مقاومت نهفته است که هرگز نباید فراموش شوند.

مطالعه کتاب فقط آن دختر یمنی مناسب چه کسانی است؟

کتاب فقط آن دختر یمنی برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است :

 دوستداران ادبیات داستانی متعهد و انسانی
 آنانی که به دنبال شنیدن صدای بلندشده از دل جوامع کمتر دیده شده هستند
 جامعه‌شناسان و فعالان حقوق بشر
 پژوهشگران حوزه خاورمیانه و بحران‌های انسانی
 جوانانی که در جستجوی هویت و معنا در جهان پرآشوب امروز هستند

متن کتاب فقط آن دختر یمنی

متن کتاب فقط آن دختر یمنی

برشی از متن کتاب فقط آن دختر یمنی

فصل 1

در چوبی اتاق را باز کرد صدای بلندش در اتاق پیچید.
- سینی شام ما را به اتاق بیاور.
عدنان توجهی به ورود پدرش نکرد روزه سکوت گرفته بود دیگر از آن جوان شاداب خبری نبود. کنان از این موضوع ناراحت و نگران به نظر می‌رسید. آن شب به خاطر پسرش او هم حال و حوصله نداشت وقتی بزرگان کاروان برای شب نشینی دعوتش کردند گفت نمی‌آید با ابروهایی گره خورده به عدنان نگاه کرد عبایش را بیرون آورد و جایی نزدیک عدنان پرت کرد ولی عدنان واکنشی نشان نداد متفکرانه گوشه اتاق نشسته بود.

یک پایش را تکیه گاه دستش کرده بود و خیره به نقطه ای نامعلوم نگاه میکرد کنان نفسی بلند و پر از حرص کشید و بالای اتاق نشست و به پشتی تکیه داد لحظاتی ،بعد غلامی سیاه پوست اجازه ورود خواست و سینی شام را آورد.