نظر شما چیست؟
یک روز که تام و خواهرش «هالی» در باغ بازی می کردند یکی از دندانهای تام افتاد. هالی گفت: «مواظب باش این دندان را گم نکنی. آن را توی یک لیوان آب بگذار تا پری دندان ها بیاید و آن را با خود ببرد.»
تام دندان را برداشت و در جیبش گذاشت. اما موقع چای خوردن وقتی دستش را توی جیبش کرد دندانش را پیدا نکرد. دندانش گم شده بود.
شابک :
964-428-125-x
سال نشر :
1387
صفحات کتاب :
24
دیویی :
دا‬130‬‭ب158س 1385‬
کتابشناسی ملی :
م‌85-14025

کتاب های مشابه سفر به سرزمین ابرها