کتاب من شیرین! دفتر دوم pdf و چاپی
اخلاق فردی، اولین گام برای شیرین کردن زندگی
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب من شیرین! دفتر دوم
علمای دین، ستونهای حفظ کیان اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند و جامعه اسلامی همواره مدیون این ستارگان زمینی بوده است. گاهی در سیره بزرگان دین برخی از ویژگیها، تبلور بیشتر دارد و در نگاه مردم جلوه میکند. عالم اخلاق و انقلاب بودن، عنوانی برازنده شخصیت ارزشمند و دوستداشتنی، استاد گرانقدر حجتالاسلاموالمسلمین راشد یزدی است.
کتاب من شیرین دومین اثر از مجموعه کتابهای «زندگیات را شیرین کن!» است که در آن به سه گام برای دستیابی به زندگی شیرین در بیان شیرین استاد راشد یزدی پرداخته شده است. این مجموعه شامل بخشی از مباحث استاد است که در آستان مقدس امام رضا(ع) ایراد شده است. چینش و نحوه نامگذاری مباحث آن نیز براساس دغدغههای جدی مردم در مورد سختیها و تلخ و شیرین زندگی و اموری است که دائما با آن درگیر هستند.
کدام گوهر را می ستاییم؟!
حجت الاسلام کاظم راشد یزدی در اردیبهشت ماه سال 1316 شمسی(18 صفر 1356 قمری) در شهر یزد، محلهٔ باغ گندم به دنیا آمد و اجدادش، حاج نصیر و استاد قاسم از رنگرزان یزد بودند. پدر ایشان مرحوم حاج علی اکبر، مردی متدین و اهل خیر بود که همواره فرزندانش را در مسائل معنوی کمک می کرد. ایشان پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در سال ۱۳۳۴ وارد حوزه علمیه یزد شد. و به تحصیل علوم دینی همت گماشت. در طول سالهای تحصیل خود، محضر استادان بسیار بزرگی را درک کرد. از محضر آقایان آیتالله مدرسی یزدی و آیتالله سیدعلی محمد علاقه بند، مقدمات و سطح یک را بهره برد.سپس به قم هجرت کرد و چندسالی که در قم دروس سطح دو را میخواند به درس آیتالله صدوقی، آیت الله مصباح و آیتالله مشکینی رفت و از محضر آنان بهره برد.
با پایان یافتن دروس سطح به دروس خارج آیتالله عاملی و آیتالله انصاری محلاتی در شیراز رفت و از محضر آنان کسب فیض کرد. ایشان یکی از یاران قدیمی رهبر معظم انقلاب (حفظ) و آیتالله صدوقی(ره)بوده است و در سالهای انقلاب و جنگ حضور پررنگی در پیشبرد اهداف اسلام داشته است و تا به امروز فعالیتهای فرهنگی بسیاری به جهان اسلام تقدیم داشته است و به نقاط مختلف دنیا مسافرت کرده و مردم آنجا را ارشاد نموده است.
گزیده کتاب من شیرین! دفتر دوم
ظاهرشدن باطن
هنگامی که غضب میکنید، باطنتان ظاهر میشود. بعضی از ما باطنمان خوب نیست و رسوا میشویم. بعضیها موقعی که اوقاتشان تلخ میشود، عکسالعملهای شدید دارند؛ یقهشان را چاک میدهند؛ گاهی چیزی را پرت میکنند؛ گاهی شیشه میشکنند؛ گاهی صدایش را بلند میکند و کلمات رکیک میگوید. خلاصه باطنش ظاهر میشود. بندهٔ خدایی که از بس آرام است، مورچه زیر پایش لِه نمیشود، یک باره غضب میکند و باطنش که گندیده است، با این کلمات بروز میکند. اگر کسی را که در حال عصبانیت حرکات ناموزون انجام میدهد، فیلمش را بگیرند و صورتش را در فیلم محو کنند تا شناخته نشود، بعد همین فیلم را بعداً نشان خودش بدهند، میگوید: این کیست که این کارها را میکند؟! این دیوانه زنجیری است! اما وقتی صورتش را آشکار کنند، خودش را میبیند.
