3.0از 3

کتاب صوتی شوالیه ناموجود

رمان
دسته بندی
استودیو نوار
ارائه دهنده
۱۵۳٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

 معرفی کتاب شوالیه ناموجود

کتاب صوتی شوالیه ناموجود، یکی از سه‌گانه‌های کتاب نیاکان ما، اثر ماندگار «ایتالو کالوینو» است. داستان این کتاب صوتی در مورد یک شوالیه زره‌پوش بوده که درواقع زره، به‌عنوان یک پوشش برای او، محسوب می‌شود. شوالیه زره‌پوش (آژیلوف) هیچ‌کدام از خلقیات انسان‌ها را مانند تشنگی، گرسنگی و حتی عشق را دارا نیست و همین مهم او را تبدیل به یک شوالیه منظم و کار بلد می‌کند. کتاب شوالیه ناموجود ازنظر سال تالیف سومین کتاب از مجموعه کتاب «نیاکان ما» است.

کتاب صوتی شوالیه ناموجود، بن‌مایه‌ای طنز دارد که تمام شخصیت‌های موجود در این کتاب صوتی به‌گونه‌ای به تمسخر گرفته می‌شوند، گویی مخاطب به نویسنده حق این کار را داده است. دلیل این امر، تقابل نوع کار شخصیت‌های دیگر داستان باکارهای آژیلوف شوالیه ناموجود است. ایتالو در این کتاب، روایت‌گر جنگ‌های صلیبی میان مذهب مسیح و مسلمان است.

شخصیت اصلی داستان آژیلوف یک شوالیه با زره سفید بوده که هیچ‌گونه شباهتی با انسان‌ها ندارد. گرسنگی، تنهایی، خستگی، عشق و هیچ‌چیز دیگری برای او معنا ندارد. آژیلوف زره سفید خود را به هنگام دفاع از عفت یک زن باکره به دست آورده است. شیوه نگارش ایتالو در این کتاب صوتی کاملاً خیال پردازانه و اغراقانه است، همان‌طور که در دو کتاب دیگر مجموعه «نیاکان ما» نیز شیوه نگارش به همین‌گونه بوده.

نماد در کتاب صوتی شوالیه ناموجود، نقش اصلی را برای هدایت داستان بر عهده دارد چراکه حتی لقب آژیلوف هم نمادی از تناقض میان آنچه باور داریم و آنچه نیست را برای شنونده تداعی می‌کند.
ایتالو در کتاب صوتی شوالیه ناموجود، با قلم خلاقانه خود، شنونده را مجذوب داستان می‌کند و او را تا انتهای داستان با خود همراه می‌دارد. تناقض‌های رفتاری میان شوالیه و انسان‌های دیگر مخاطب را به فکر فرومی‌برد و مجبور می‌سازد که دست به انتقاد خود بزند، حتی گاهی خود را سرزنش می‌کند و از واقعیت وجودی خود پرده برمی‌دارد.
راز ماندگاری کتاب این است: ایتالو نقد می‌کند اما نه به‌طور مستقیم. گاهی در آثار برخی نویسندگان درمی‌یابیم که نویسنده برای آنکه مفهوم خود را به مخاطب برساند شمشیر تیز و برنده نقد را به سمت او نشانه می‌گیرد و کمتر کسی است که این نوع شیوه نگارش را بپذیرد، برعکس ایتالو با خلق شخصیت‌های ماورایی و درعین‌حال نزدیک به آنچه انسان در زندگی واقعی به آن احتیاج دارد مخاطب را در یک موقعیت رقابتی باشخصیت‌های داستانش قرار می‌دهد.

در یک قسمت از کتاب صوتی شوالیه ناموجود، دختری از شوالیه داستان می‌پرسد که آیا عاشق شده است یا خیر؟ عکس‌العمل شوالیه به‌گونه‌ای است که صد در صد تعجب شنونده را برمی‌انگیزد و حتی او را به فکر فرومی‌برد. به گفته منتقدان ایتالو در کتاب شوالیه ناموجود و یا هر کتاب دیگری که به رشته تحریر درآورده به‌گونه‌ای شخصیت‌پردازی می‌کند تا آن‌ها تبدیل به آمال و آرزو برای مخاطب شود، قهرمان محور نیست اما در برانگیختن امید و آرزو نظیر ندارد. ایتالو در کتاب صوتی شوالیه ناموجود همان‌طور که از اسمش معلوم است شخصی که وجود خارجی ندارد را در کالبد یک زره سفیدرنگ، جان می‌دهد، از او یک منتقد می‌سازد و مخاطب را با این شوالیه تنها می‌گذارد.

شخصیت اصلی کتاب صوتی شوالیه ناموجود به دلیل اینکه شخصیتی معتقد و وظیفه‌شناس بود همواره مورد خشم دیگر شوالیه‌های اصیل‌زاده قرا می‌گرفت اما جالبی این موضوع این است که هیچ‌گاه با او مقابله نمی‌کردند چراکه همین فرد می‌توانست کارهای سپاه را به سرانجام برساند.

درباره ایتالو کالوینو

ایتالو کالوینو نویسنده و داستان‌نویس مشهور ایتالیایی، در 15 اکتبر سال 1923 در کوبا متولد شد. آنچه منتقدان اذعان داشته‌اند سبک ایتالو سورئال و پست‌مدرن بوده است، اما وی در مجموعه کتاب نیاکان ما نشان داد که در خلق اثر تخیلی مهارتی باورنکردنی دارد. ایتالو پدر و مادری گیاه‌شناس داشت به همین دلیل است که در تمامی نوشته‌های وی می‌توان رد پای طبیعت و گیاهان را به‌خوبی حس کرد. در قرن بیست میلادی ایتالو به‌عنوان یکی از بهترین نویسندگان ایتالیا انتخاب شد.از دیگر آثار وی می‌توان به مورچه آرژانتینی، افسانه‌های ایتالیایی، بارون درخت‌نشین، سوداگری در ساخت‌وساز، مارک و والدو، کمدی‌های کیهانی و..... اشاره کرد.  ایتالو کالوینو در نهایت در 19 سپتامبر سال 1985 دیده از جهان فروبست.

گزیده کتاب شوالیه ناموجود

در پای حصار سرخ‌فام پاریس، ارتش فرانسه استقراریافته بود، قرار بود شارلمانی از اصیل زادگان دلاور سان ببیند. آن‌ها درست از سه ساعت پیش در هوای دم‌کرده و کمی ابری بعدازظهر یک روز آغاز تابستان انتظار آمدن او را داشتند.

افراد در زره‌های رزمی‌شان، انگار توی دیگی که روی آتش ملایمی گذاشته‌شده باشد، در حال پختن بودند. شاید هم در این صف تزلزل‌ناپذیر شوالیه‌ها، یکی از آن‌ها تابه‌حال بی‌هوش شده و یا خیلی ساده به خواب‌رفته بود.

ولی به‌هرحال زره پولادینشان همه آن‌ها را به یک حالت روی زین اسب هاشان شق‌ورق نگه‌داشته بود.ناگهان صدای شیپور سه بار در هوای ساکن طنین انداخت. پرهای کلاه‌خودها، انگار در معرض وزش بادی که از درزی به بیرون دمیده قرارگرفته باشد به حرکت درآمد.
صدایی شبیه زمزمه امواج دریا که تا آن موقع شنیده می‌شد، ناگهان قطع شد. البته این زمزمه چیزی نبود جز صدای خروپف بعضی جنگ جویان که شکاف فلزی کلاه‌خودشان آن را خفیف می‌کرد.
سرانجام در آن دورها شارلمانی پیدایش شد! سوار بر اسبی بود که از اندازه طبیعی بزرگ‌تر به نظر می‌رسید، ریشش روی سینه‌اش پهن‌شده و دست‌هایش را روی قلتاق زین گذاشته بود.

او کارش یا حکمرانی بود و جنگیدن بود یا جنگیدن و حکمرانی، نه وقفه‌ای در کارش بود و نه استراحتی. از آخرین بازی که سربازانش او را دیده بودند، کمی پیرتر شده بود. مقابل هر اصیل‌زاده‌ای که می‌رسید، اسبش را متوقف می‌کرد تا سراپای او را برانداز کند. خب ببینم، شما کی هستید؟ اصیل‌زاده دلاور فرانسوی؟

به لطف خداوند و به‌افتخار شارل، پادشاه فرانسویان!
شارلمانی جواب می‌داد: بسیار عالی زنده‌باد شوالیه وینی. خب ببینم، شما کی هستید؟ علائم خانوادگی‌تان به نظر آشنا می‌آید. او همه این فرماندهان را، از روی نقش‌ها و علائمی که روی سپرهایشان داشتند، می‌شناخت و نیازی نبود خودشان را معرفی کنند، فقط رسم بر این بود که اصیل زادگان به‌شخصه خودشان را معرفی کنند.