0.0از 0

کتاب صوتی بوسه

۸۳٬۰۰۰
دریافت کتاب
  • صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

 معرفی کتاب بوسه

کتاب صوتی بوسه اثر «ایساک بابل» نویسنده، مورخ و خبرنگار یهودی‌‏تبار روس است. او این داستان را تحت تاثیر فضای مخوف حکومت استالین نوشته است؛ حکومتی که سرانجام، ایساک بابل را خائن و جاسوس خوانده و مرگ زودهنگام وی را رقم زد.

شخصیت اصلی داستان کوتاه صوتی بوسه، مردی است فریبکار با روحیه‏‌ای غیرانسانی و ددمنشانه؛ ویژگی‌‏هایی که بابل، به فضای خشن استالینی زمان خود نسبت می‌‏دهد. این مرد، زنی را فریب داده و پس از مدتی، با بی‌‏رحمی رهایش می‌‏کند. ایساک بابل یکی از مهم‏ترین داستان‌‏نویسان ادبیات روسی قرن بیستم به شمار می‏‌رود. 

سبک نگارش ایساک بابل، به شدت تحت تاثیر فضای حاکم بر زمانه‌‏ی وی است. او از درهم‌‏شکستن ارزش‏‌های اخلاقی و انسانی در دوران قدرت شوروی تحت فرمان استالین به ستوه آمده، و از خشونت بیش‌‏ از حد و بی‌‏رحمانه‏‌ی حکومت او بیزار است. بابل داستان کوتاه بوسه را در پاسخ به چنین وضعیت اسفباری می‌‏نویسد؛ زمانی که ناامنی در جامعه موج می‏‌زند و جایی برای اخلاقیات باقی نمانده است. شخصیت اصلی داستان او، از انجام هیچ کاری، ابایی ندارد و برای او، شرم و ندامتی در کار نیست؛ درست همان برداشتی که بابل، از جامعه‌‏ی خود دارد. 

درباره‌‏ ایساک بابل

ایساک امانوئلویچ بابل، خبرنگار، روزنامه‏‌نگار، نمایشنامه‌‏نویس، مورخ و نویسنده‌‏ی یهودی‏‌تبار روس در سال 1984 میلادی در بخشی از امپراتوری روسیه (اوکراین امروزی) متولد شد. خانواده‌‏ی بابل وضع مالی نسبتا خوبی داشتند و پدر او فروشنده‏‌ی لوازم کشاورزی بود. از بابل اغلب تحت عنوان بهترین نویسنده‌‏ی یهودی روسی‏‌زبان یاد می‏‌شود. کتاب‏‌های او، مجموعه داستان «سواره‏‌نظام سرخ»، «داستان کبوترخانه‏‌ی من» و «داستان‌‏های اودسا» همگی از شاهکارهای زبان روسی به شمار می‌‏روند. بابل به زبان‌‏های فرانسوی، روسی، اوکراینی و ییدیش (زبان یهودیان در مرکز و شرق اروپا پیش از وقوع هولوکاست) مسلط بود. او نخستین داستان‌‏های خود را به زبان فرانسه نگاشته است.

ایساک بابل در سن‏‌پترزبرگ با ماکسیم گورکی، نویسنده‌‏ی نامدار روسی آشنا شد و با کمک او، برخی از داستان‌‏هایش را در مجلات روسی‌‏زبان منتشر ساخت. او در زندگی‏نامه‌‏اش از گورکی چنین یاد می‌‏کند: «من همه‏ چیزم را مدیون الکسی ماکسیمویچ گورکی هستم و هنوز که هنوز است، از او با علاقه و احترام یاد می‌‏کنم». او داستان کوتاه «داستان کبوترخانه‌‏ی من» را به گورکی تقدیم کرده است. بابل از سال 1917 تا 1918 میلادی به‏‌عنوان گزارشگر روزنامه‌‏ای با سردبیری گورکی، به نام «زندگی دوباره» فعالیت کرد. این روزنامه در سال 1918 به دستور لنین توقیف شد. بابل، گزارشگری برای روزنامه‏‌ی زندگی دوباره را تجربه‏‌ای ارزشمند می‌‏خواند. او می‌‏گوید کار خبرنگاری پر از ماجراجویی است و اطلاعاتی که در حین اشتغال به خبرنگاری به دست آورده، بعدها در نوشتن داستان‌‏هایش، بسیار مفید واقع شده‌‏اند.

مجموعه داستان «سواره‏‌نظام سرخ»، حاصل خاطرات و تجربیات ایساک بابل به عنوان خبرنگار در ارتش سواره‌‏نظام اول، به‌‏هنگام جنگ لهستان و شوروی بین سال‏‌های 1919 تا 1921 است. این کتاب، یکی از نخستین آثار ادبی به زبان روسی بود که واقعیت‏‌های تلخ و دردناک جنگ را توصیف کرده و چهره‏‌‏ی واقعی آن را نشان می‌‏داد. بابل در این کتاب، به شرح مشکلات ناشی از یهودی‌‏ستیزی مشهود در این دوره نیز می‏‌پردازد. کتاب «سواره‏‌نظام سرخ» پس از به قدرت رسیدن استالین از کتاب‏فروشی‌‏ها جمع‏‌آوری شده و تا بیست سال بعد، یعنی به‏ هنگام مرگ استالین، بازنشر نشد. بابل که هنوز در آغاز راه نویسندگی بود، به توصیه‏‌ی ماکسیم گورکی به عنوان خبرنگار در جنگ میان لهستان و شوروی حضور یافته بود. بابل به حزب کمونیست شوروی وفادار بود اما از آن انتقاد می‏‌کرد. او یکی از قربانی‌‏های پاکسازی بزرگ استالین بود. بابل در سال 1940 و در 56 سالگی محاکمه و متهم به جاسوسی برای فرانسوی‏‌ها، اتریشی‏‌ها و لئون تروتسکی شده و به عنوان «عضوی از یک سازمان تروریستی» در زندان اعدام شد.

گزیده کتاب بوسه

«در اوایل ماه اوت، مرکز فرماندهی ما را به منظور جمع‏‌آوری نیروها به بودزیاتیچ ارسال کرد. این منطقه سابقا و در مراحل ابتدایی جنگ به اشغال نیروهای لهستانی درآمده بود، اما به‏ سرعت به دست نیروهای ما پس گرفته شده بود. هنگ، صبح خیلی زود به روستا رسیده بود.
هنگامی که من رسیدم ظهر شده بود و متاسفانه همه‌‏ی اقامتگاه‏‌های مناسب به دست دیگران اشغال شده بود. برای من جایی بهتر از خانه‏‌ی معلم مدرسه‌‏ی روستا پیدا نشد. خانه‌‏ای بود با اتاق‌‏هایی معدود و سقفی کوتاه.
معلم مدرسه پیرمردی ازکارافتاده بود که تمام مدت روی صندلی راحتی و در میان سطل‏ه‌ایی پر از میوه‏‌های درخت لیمو نشسته بود و کلاه تایرولینی که یک پر روی آن قرار گرفته بود، بر سر داشت. ریش بلند سفیدی داشت که تا روی سینه‌‏اش را گرفته بود و خاکسترهای سیگار، در لابه‌‏لای آن دیده می‏‌شد. چشم‌هایش هیجان‌زده بود و مرتب چیزهایی را زیر لب زمزمه می‏‌کرد. انگار می‌‏خواست چیزی از من بپرسد».

راوی و شخصیت اصلی داستان که فردی نظامی است، خدمتکاری به نام سروتسف دارد. سروتسف به او خبر می‏‌دهد که دختر پیرمرد، الیزابت، به همراه پسر پنج‏‌ساله‌‏اش نیز در آن‏جا زندگی می‏‌کند. الیزابت شوهر خود را در جنگ جهانی اول از دست داده است. در ادامه‌‏ی این داستان کوتاه صوتی می‌‏شنویم: «گزارش کرد که زنک بیوه است؛ چون شوهرش که افسر ارتش بوده، در اوایل جنگ جهانی کشته شده است. روی‏‌هم‌‏رفته خانم متشخصی به نظر می‌‏رسد. بنابر تحلیل‌‏های سروتسف، از این‏که به همسری مرد محترمی دربیاید، بدش نمی‌‏آمد: درست برای شما ساخته شده قربان! بقیه‌‏ش رو بسپرین به من! سروتسف این را گفت و از میان انبوه ظرف‏‌هایی که روی تخت آشپزخانه تلنبار کرده بودیم، راهش را باز کرد.