کتاب رضای تو pdf
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب رضای تو
هنوز آن صبحی که داشت قدمزنان میآمد سمتمان و ترانهی حیدربابا روی لبهایش بود از یادم نرفته. آنقدر که یکی از زیباترین خاطرات خط نبرد را برایم ساخت. او میان دریایی از آرامش و خلوص غرق بود و میدانست به این خاک تعلق ندارد. تنها آمده ماموریتی را به سرانجام برساند.
آمده تا جسورانه عشق را در جاده فاو-القصر بکارد و برگردد و به ولایت حضرتش. از رضا نوشتن، مثل ضرباهنگهای حیدربابا شیرین و بینظیر بود. کتاب رضای تو خاطراتی جذاب از شهید رضا ارومیان یکی از شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی است.
گزیده کتاب رضای تو
حسینیه اعظم مراغه هر چه به ظهر عاشورا نزدیکتر میشد، جمعیت سیاهپوش بیشتری را در خودش جا میداد. فوج فوج عزاداران حسین فاطمه وارد میشدند.
- عزا عزاست امروز....
در این بین جوانی نشسته روی ویلچر، با چشمهایی تر، بین جمعیت وارد حسینیه شد. خیلیها او را میشناختند. قصههای زیادی از شجاعت و جانفشانیهای او نقل قول مردم مراغه بود. رضا، پسر علی ارومیان، نمایندهی مردم مراغه در مجلس شورای اسلامی بود. دو برادرش، مهدی و محسن، در جنگ شهید شده بودند و خودش هم جانباز شده بود. او خلاف ظاهر جدی و خشناش، قلبی مالامال از رافت و مهربانی داشت و این را هر کسی در اولین برخورد هم متوجه میشد.
