0.0از 0

کتاب قصه منوچهر pdf

۲۰٬۱۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب قصه منوچهر

قصه‌ی او زیباترینِ قصه‌ها بود؛ از آن بغضِ گوشه‌ی محراب مسجد علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) تا جاده‌ای که هم‌پای هم رسیدند به میعادگاه عاشقان، شلمچه. منوچهر سر از پا نشناخته رفت به سمت رویایی که به او وعده داده بودند. او به لحظه‌های نابی در عشق رسیده بود و جان، در این راه، متاع کوچکی بود برای نثار کردن. می‌گفت همه‌ی شهدا پذیرفته شده‌ی خداوند هستند و هیچ فرقی بینشان نیست.

شاید می‌دید روزی را که بین او و خیلی شهدای دیگر فرق می‌گذارند. اما احمد تنها به راه عاشقی رفت و بر سرسفره‌ی مادرش زهرا(س)، لایقِ نام برگزیده‌اش بود. کتاب منوچهر خاطرات شجاعت‌های شهید سیداحمد پلارک در ایام هشت سال دفاع مقدس است.

گزیده کتاب قصه منوچهر

بیست و یکم دیماه ۱۳۶۵ ، عملیات کربلای ۵، محور شلمچه 
صبح سرد و شلوغی بود. هواپیماهای عراقی مثل کرکس‌هایی گرسنه در آسمان ابری شلمچه می‌چرخیدند و هرچه به چشم‌شان می‌خورد را هدف می‌گرفتند. تا ساعت ده صبح تعدادشان بیشتر هم شد، آنقدر که آتش بچه‌های پدافند هوایی یک ریز روشن بود. بالاخره تا قبل ظهر یکی از شش هواپیما سقوط کرد.

گردان حبیب که شب قبل عملیات کرده بود، پشت یک دژ مستقر بود و تا غروب با قدرت تمام، در مقابل دشمن مقاومت می‌کرد. حالا نوبت گردان‌های مالک و عمار بود که آماده‌ی عملیات و ادامه‌ی راه حبیب شوند. نور منورهای خوشه‌ای مرتب آسمان را روشن می‌کرد.

بچه‌های عمار از دریاچه‌ی پرورش ماهی گذشتند. سید احمد پلارک، سر ستون بود. هنوز رسیده نرسیده، چند تیربار دوشکای دشمن از سمت راست، آن‌ها را هدف گرفتند و بی‌امان شروع به تیراندازی کردند.