کتاب هنر عشق ورزیدن pdf
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب هنر عشق ورزیدن
کتاب هنر عشق ورزیدن به صدها هزار مرد و زن در سراسر جهان کمک کرده است تا با پرورش ظرفیتهای پنهان خود برای عشق، زندگیای غنی، پربار و معنادارتر داشته باشند. این اثر صریح، عمیق و صادقانه از اریک فروم، روانشناس اجتماعی و فیلسوف برجسته، بررسی میکند که چگونه عشق بهعنوان یکی از بنیادیترین تجربههای انسانی میتواند مسیر زندگی انسان را دگرگون کند.
آیا عشق یک هنر است که نیاز به دانش و کوشش دارد، یا صرفاً احساسی خوشایند است که به بخت و اقبال وابسته است؟ فروم در این کتاب با نگاهی انتقادی و تحلیلی به این پرسش پاسخ میدهد و عشق را نه یک احساس گذرا، بلکه هنری میداند که نیازمند آگاهی، تمرین، تمرکز و رشد شخصیتی است. او معتقد است بیشتر ما قادر نیستیم توانایی عشق ورزیدن خود را در تنها سطحی که واقعاً اهمیت دارد پرورش دهیم؛ عشقی که بر پایهٔ بلوغ، خودشناسی، مسئولیتپذیری، شجاعت و انضباط شکل گرفته باشد. فروم عشق را از ابعاد گوناگون بررسی میکند؛ نهتنها عشق رمانتیک که اغلب با تصورات نادرست و خیالپردازیهای رایج احاطه شده است، بلکه عشق برادرانه، عشق مادرانه، عشق عاطفی، عشق شهوانی و حتی عشق به خود را نیز مورد واکاوی قرار میدهد. او نشان میدهد که عشق واقعی تنها زمانی امکانپذیر است که فرد به بلوغ شخصیتی رسیده باشد و بتواند با فروتنی، ایمان، شهامت و آگاهی با دیگران رابطهای انسانی و سازنده برقرار کند.
این کتاب که نخستینبار در سال ۱۹۵۶ منتشر شد، به بیش از سی زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده و همچنان یکی از آثار کلاسیک و ماندگار در حوزهٔ روانشناسی، فلسفه و روابط انسانی بهشمار میآید. هنر عشق ورزیدن به ما میآموزد که عشق نه امری تصادفی و وابسته به شانس، بلکه مهارتی آموختنی و هنری پرورشیافتنی است؛ هنری که میتواند زندگی ما را عمیقتر، انسانیتر و سرشار از معنا کند.
گزیده کتاب هنر عشق ورزیدن
در جامعهی سرمایهداری امروزی تعریف برابری تحول یافته است. امروزه برابری به معنای یکسان بودن افرادی است که فردیت خود را از دست دادهاند، بیشتر شبیه به همسانی تلقی میشود تا برابری واقعی. این همسانی مربوط به افرادی است که کار، سرگرمی، خواندن روزنامه و حتی افکار و احساسات مشترک دارند. بنابراین برخی از دستاوردها، مانند تساوی حقوق زن و مرد که اغلب بهعنوان پیشرفت انسانی از آن نام برده میشود، باید با نوعی تردید نگریسته شود. قطعاً من با تساوی حقوق زن و مرد مخالفتی ندارم، اما جنبههای مثبت این گرایش به برابری نباید ما را به خودفریبی بکشاند. این نیز جنبهی دیگری از حذف تفاوتهاست. برابری با این قیمت بالا خریداری شده است: زنان برابر هستند، زیرا دیگر تفاوتی با مردان ندارند.

