0.0از 0

کتاب یک به علاوه یک pdf

رمان
دسته بندی
جوجو مویز
نویسنده
حسن کوه‌بر
ویراستار
۱۳۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب یک به علاوه یک

جس توماس مادری تنها با دو شغل و دو فرزند است که همواره تلاش می‌کند زندگی بهتری برای خانواده‌اش فراهم کند. با وجود تمام سختی‌ها، او هرگز تسلیم نمی‌شود و با روحیه‌ای مثبت به آینده نگاه می‌کند. پسر نوجوانش با زورگویی مواجه است و دختر نابغه‌ی ریاضی‌اش، تانزی، فرصتی کم‌نظیر برای شرکت در المپیاد دارد که می‌تواند مسیر زندگی آن‌ها را تغییر دهد، اما مشکلات مالی مانعی بزرگ بر سر راهشان است. در همین میان، نیکلاس، مردی موفق اما گرفتار در مشکلات شخصی، به‌طور ناگهانی وارد زندگی آن‌ها می‌شود. این آشنایی غیرمنتظره سفری پرماجرا را رقم می‌زند، سفری که در آن عشق، امید و اتحاد خانواده به چالش کشیده می‌شود. نیکلاس، با وجود مشکلات خودش، برای نخستین بار دست به کاری خیرخواهانه می‌زند و آن‌ها را به سمت تحقق رؤیاهایشان هدایت می‌کند.

جو جو مویز، نویسنده‌ی پرفروش نیویورک تایمز، در این رمان دلنشین نشان می‌دهد که چگونه مسیر زندگی می‌تواند با ملاقات افرادی خاص و تصمیمات کوچک به کلی تغییر کند. یک به علاوه یک با داستانی هم‌زمان خنده‌دار و تأثیرگذار، در همان هفته‌های اول انتشار در صدر جدول فروش نیویورک تایمز قرار گرفت و به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های او تبدیل شد.

گزیده کتاب یک به علاوه یک

دقیقه بعد آنها دور میز آشپزخانه نشسته بودند. لیزا ریتر یک ظرف بیسکویت به سمت آنها پرتاب کرد و گفت: زودتر اینها را بخورید تا من نتوانم مقاومت کنم و با نشانه ای به چربی تصوری اطراف کمرش اشاره کرد ناتالی و جس اصلا باور نمی‌کردند که خانم ریتر تا آن زمان نویسنده شده باشد. او به نظر می‌رسید که بین ۴۰ تا ۶۰ سال داشته باشد. موهای رنگ بلوط او کمی فر بود .به بار در هفته تنیس می‌زد و با یک مربی خصوصی تمرینات پیلاتس را انجام می‌داد. یکی از آشنایان ناتالی در سالن زیبایی گفته بود که خانم ریتر هر چهار هفته یک بار به مرکز اپیلاسیون می رود.

-حالت آقای «مارتین» چطوره؟

ناتالی پاسخ داد: «تا جایی که من می‌دانم، هنوز زنده است.» زن همانند اینکه انگار یادش آمد چیزی سرش را تکان داد و گفت: «بله، قبلا گفته بودی که دارد خودش را پیدا می‌کند درسته؟»

-بله، درست است.

فکر می‌کنم تا الان حتماً خودش را پیدا کرده است؛ کافی وقت گذشته.

خانم ریتر یک لحظه مکث کرد .به جس لبخند شیطنت آمیز زد و گفت: «دختر کوچولویت هنوز هم سرش توی کتاب ریاضی‌اش گیر کرده است؟»

-همانند همیشه

-وای فرزندان شما چقدر فرزندان خوبی هستند. قسم میخ‌ورم بسیاری از مادران در این محله حتی نمی‌دانند فرزندانشان صبح زود تا زمانی که سگها به وقت خوابشان میرند چه کار می‌کنند.