کتاب جهنم منهای من pdf
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب جهنم منهای من
رمان جهنم منهای من به قلم حمیدرضا سهیلی، روایتی از یک حادثهٔ واقعی است، آتش گرفتن موتور هواپیما در آسمان مشهد و فرود معجزهآسای آن توسط خلبان شجاعش. در میان هیجان این واقعه، قصه عشق، نفاق و تابآوری ایمان در برهوت ترس، روایت میشود.
مردی با مأموریتی سنگین، باید به مشهد سفر کند و آخرین دیدارش را با کسی که روزگاری نزدیکترین همراه او بوده است، انجام دهد. پرواز میان راه با تقدیر آسمانی روبرو میشود. در آن لحظات واپسین، پیش از آنکه بتواند وظیفه خود را به انجام برساند، چشمانش به روی پایان خودش گشوده میشود و مرگ را میبیند که نخست به سراغ خودش آمده است. جهنم منهای من همچنین پنجرهای زیبا و چشمنواز به خاطرات مشهد در دهههای پنجاه و شصت و کوچهپسکوچههای پر از زندگی آن است.
گزیده کتاب جهنم منهای من
تصمیم میگیرم قراری که دیروز و در آن لحظات نفسگیر مرگ و زندگی در پرواز، آتش و احساس با خود گذاشتهام را عملی کنم و به شیرین زنگ بزنم. به سمت تلفن میروم، گوشی را برمیدارم و شماره شیرین را میگیرم. پس از گذشت سالها هنوز شماره خانه او را در حافظه دارم. قبل از آنکه کسی در آن سوی خط گوشی را بردارد و خط تماس برقرار شود، خاطرات شیرین زیادی در پرده لطیف مغزم موج میگیرد. یاد نخستین نگاه و نخستین دیدار با شیرین در ذهنم زنده میشود. یاد چشمان ترسیده و نگرانی که با نگاه نخست شیفته و عاشقشان شدم.
همان روز از چنگ مأموران ساواک گریخته و در کوچهای کمین کرده بودم. مأموران یک به یک خیابانها و کوچهها را در پی من میگشتند و هر آن ممکن بود به کوچهای که پناه آورده بودم سرک بکشند و مرا از پناه دیواری که در پس آن پنهان شده بودم بیرون بیاورند و با خود ببرند و حشت درونم میجوشید. نگاه سرگردانم در پی پناهی مطمئنتر برای رستن از این مخمصه میگشت.
چشمم به دخترکی افتاد که با لباسی یکدست سفید و روشن، در حالی که موهایش را با روبانی زیبا در پشت سرش بسته بود و کیفی در دست داشت، وارد کوچه شد. دخترک هم گویی از حضور مأموران در خیابان ترسیده و رمیده شده بود. بیآن که متوجه حضور من در کوچه شود، با ترس و به سرعت خودش را به خانهای در انتهای کوچه رساند. کلید را از کیفش بیرون آورد و قفل در را باز کرد. به آنی فکری در ذهنم خوشید: آن خانه و آن دختر میتوانستند پناهگاه خوبی برای من باشند.

