5.0از 5

کتاب عملیات بیولوژیک

رمان
دسته بندی
۱۱۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
الکترونیکی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب عملیات بیولوژیک

کتاب عملیات بیولوژیک با قلم علیرضا سکاکی، روایتی داستانی از دل بحران کرونا در ایران را ارائه می‌دهد. این رمان در ژانر امنیتی و معمایی قرار می‌گیرد و با محوریت یک پرونده‌ی اطلاعاتی، به بررسی فرضیه‌ی تعمدی‌بودن شیوع ویروس کرونا می‌پردازد. داستان از زاویه‌ی دید صالح، مأمور وزارت اطلاعات، روایت می‌شود که پس از بازگشت از یک عملیات برون‌مرزی، با شرایط غیرعادی و نگرانی‌های گسترده در روزهای ابتدایی شیوع ویروس در تهران مواجه می‌شود. سرعت و گستردگی شیوع به‌گونه‌ای است که او به تعمدی‌بودن آن مشکوک می‌شود. فضای تهران با خیابان‌های خلوت، نگرانی مردم و فشار بر کادر درمان و نیروهای امنیتی به‌خوبی در داستان بازتاب یافته است.

صالح برای کشف حقیقت، تیم تخصصی‌ای متشکل از فؤاد (کارشناس عملیات میدانی)، مهندس (متخصص تحلیل داده) و کاوه (کارشناس سایبری) تشکیل می‌دهد. روند تحقیقات شامل جلسات، تحقیقات میدانی، رصد دوربین‌های شهری و پیگیری سرنخ‌های مشکوک است. نقطه‌ی عطف، تعقیب و دستگیری فردی است که با آب‌پاش به دستگیره‌ها و قفل‌ها ماده‌ای مشکوک اسپری می‌کند و منجر به کشف شواهدی از تعمد در انتشار ویروس می‌شود. در کنار خط اصلی پرونده‌ی امنیتی، به دغدغه‌های شخصی شخصیت‌ها، به‌ویژه بیماری همسر صالح (زینب) و تأثیرات روانی بحران بر زندگی آنان نیز پرداخته شده است.

این کتاب با روایتی پرکشش و فضاسازی دقیق، مخاطب را از زاویه‌ای کمتر دیده‌شده (فعالیت نیروهای اطلاعاتی) به دل بحران کرونا می‌برد. عملیات بیولوژیک نه‌تنها یک داستان معمایی-امنیتی است، بلکه لایه‌هایی از چالش‌های انسانی، فشارهای روانی و مسئولیت‌های اجتماعی در مدیریت یک بحران بی‌سابقه را به تصویر می‌کشد. این رمان به علاقه‌مندان به رمان‌های امنیتی و معمایی، کسانی که به مدیریت بحران و فعالیت‌های اطلاعاتی در شرایط حساس علاقه دارند، و همچنین افرادی که دغدغه‌ی تأثیر بحران‌های ملی بر زندگی فردی و مسائل سلامت عمومی و امنیت ملی را دارند، پیشنهاد می‌شود.

گزیده کتاب عملیات بیولوژیک

«بخاری که از سطح فنجان قهوه‌ام بلند می‌شود، پیش چشم‌هایم تاب می‌خورد و در هوا محو می‌شود. این روز‌ها که به‌دلیل مشغله‌ی زیاد کاری، کم‌خوابی قسمت من شده‌است بیشتر از قبل متوسل به بسته‌های قهوه‌ی تلخی که در کشوی میز محل کارم دارم می‌شوم تا بتوانم چشم‌هایم را باز نگه دارم و وقایع غیرطبیعی اطرافم را رصد کنم. با پشت دست، چشم‌های خسته‌ام را می‌مالم و نگاهی به تقویم دیواری اداره می‌اندازم. امروز هفدهم اسفند نود‌وهشت است. بااینکه کمتر از دو هفته به تحویل سال مانده؛ اما ترافیک در خیابان‌ها به شکل قابل توجهی کم شده و مغازه‌‌دارها یکی‌درمیان مغازه‌های خود را تعطیل کرده‌اند. هیچ اثری از شوروشوق سال تحویل در میان مردم به‌چشم نمی‌خورد و پیاده‌روی خیابان‌ها به‌قدری خلوت شده که انگار خاک مرده به سطح شهر پاشیده‌اند. دست‌هایم را در جیب شلوار کتان کرم‌رنگم فرو می‌کنم و روبه‌روی مانیتور بزرگی که روی دیوار اتاقم نصب‌شده می‌ایستم و نگاهی به دوربین‌های شهری می‌اندازم. نگرانی را می‌شود از صورت‌های پنهان‌شده‌ی پشت ماسک همان عده‌ی کمی که در خیابان هستند به‌وضوح دید و این برای ما که باید حافظ امنیت این مردم باشیم، خیلی اذیت کننده‌است. بعداز نزدیک به ده سال حضور در پرونده‌های اطلاعاتی و امنیتی داخل و‌ خارج از کشور، حالا به‌خوبی یاد گرفته‌ام که قبل‌از هرچیز باید نگران حال مردمم باشم. برای مردم تلاش کنم و امنیت آن‌ها را در حوزه‌های مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی و حتی بهداشت و سلامت تأمین کنم.»