امتیاز
5 / 4.8
دریافت الکترونیکی
مطالعه در اپلیکیشن فراکتاب
رایگان

نظر دیگران

نظر شما چیست؟

بادبادک باز اولین رمان نویسنده افغان خالد حسینی است که جایزه کتاب سال نیویورک در 2003 برای وی به ارمغان آورده است. در این توضیحات می خوانید:

موضوع کتاب بادبادک باز

دانلود کتاب بادبادک باز

جملات کتاب بادبادک باز

رده سنی کتاب بادبادک باز

دانلود کتاب بادبادک باز pdf

نظرات درباره کتاب بادبادک باز

دانلود رمان بادبادک باز رایگان

موضوع کتاب بادبادک باز

قهرمان داستان کودکی افغان بنام امیر از قوم پشتون واز طبقه مرفه قبل از ظهور طالبان است که با حسن کودک نوکر خانه زاد پدرش که شیعه واز قومیت هزاره است قد کشیده اند. دوستی عمیق وکودکانه امیر گاهی آلوده به خودخواهی ناشی قوم مرکز بینی است،هرچه باشد حسن شیعه وهزاره ای است ودوستی با اوبرای امیرتمسخر همسن و سال های پشتونش را به همراه دارد.اما شخصیت مقابل قهرمان داستان یعنی حسن کودکی است که فرودستی خود را قبول کرده اما محبتش به امیر و تعصب و یاری اش نسبت به او خالصانه است و این محبت ووفاداری در جریان درگیری برای پس گرفتن بادبادک امیر از چنگ پسران شرور همسایه شان با فداکاری پسرک هزاره ای و خیانت پسرک پشتون و نهایتا آزار جنسی هزاره ای توسط پسرک شر دورگه همسایه به اوج خود میرسد.این پشت کردن امیر به دوست تمام عیار خود گناه نابخشودنی است که در سراسر داستان و گذشت سالیان و حتی دور شدن و هجرت ناخواسته از افغانستان گلوی امیر را فشار می دهد. مسئله بزرگ امیر پس از سالها اقامت در آمریکا اورا وامی دارد تا امنیت و آرامش و خانواده را رها کند به به قلب آتش و خون ، به سرزمین ویران شده ورعب آور تحت تسلط طالبان جهت نجات فرزند حسن که ازقضا در بحبوحه بحران این کشور به خاطر حراست از عمارت اربابش کشته شده برگردد و قصور بزرگ خود را برای همیشه با نجات فرزند حسن جبران کند.

دانلود کتاب بادبادک باز

جهت دانلود رمان بادبادک باز می توانید نرم افزار کتابخوان فراکتاب را نصب نموده و این رمان جذاب را از فراکتاب دانلود و مطالعه نمایید.

جملات کتاب بادبادک باز


در ادامه برخی از جملات کتاب که ردپایی از طنز سیاسی و تصویرسازی‌های زیبای نویسنده در آنها پیداست را با هم می‌خوانیم.
•    «صبح زود هنوز پیژامه به تن از خانه بیرون می‌آیم و از سرما بازوها را بغل می‌کنم. راه ماشین‌رو، اتوموبیل بابا، دیوارها، درخت‌ها، پشت بم‌ها و تپه‌ها را می‌بینیم که سی- چهل سانت برف رویشان نشسته. لبخند می‌زنم. آسمان آبی یکدست است ک برف چنان سفید که چشم‌هایم را می‌زند. مشتی برف را در دهان می‌گذارم و به سکوتی خفه گوش می‌سپارم که فقط قار قار کلاغ‌ها آن را درهم می‌شکند. پابرهنه از در جلو پایین می‌روم و حسن را صدا می‌زنم که برای تماشا بیاید.»

•    «امان از ایرانی‌ها... برای بیشتر "هزاره‌ها" ایران یک جور پناهگاه بود- حدس می‌زنم دلیلش این بود که بیشتر ایرانی‌ها مثل هزاره‌ها شیعه بودند. اما چیزی که آن سال تابستان معلمم درباره ایرانی‌ها گفته بود، یادم مانده.
می‌گفت آنها لبخند بر حرف‌های شیرینی می‌زنند و با یک دست با محبت به شانه‌ات می‌کوبند و با دست دیگر جیبت را خالی می‌کنند. این حرف را به بابا گفتم و او جواب داد که معلمم یکی از آن افغان‌های حسود است و به ایران حسادت می‌کند. چون ایران یکی از قدرت‌های در حال رشد آسیاست و خیلی از مردم دنیا حتی نمی‌توانند افغانستان را روی نقشه پیدا کنند. شانه بالا انداخت و گفت: گفتن ایران حرف آزادهنده‌ست، اما رنجیدن از حقیقت بهتر از التیام با دروغ است.»

•    مسابقه جنگ بادبادک در افغانستان یک سنت دیرین زمستانی بود. صبح کله سحر روز مسابقه شروع می‌شد و ختم نمی‌شد، مگر اینکه تنها بادبادک برنده در آسمان بماند- یادم هست یکسال مسابقات از روشنایی روز هم گذشت. مردم در پیاده‌روها و بالای بام‌ها جمع می‌شدند تا برای پسرهاشان هورا بکشند. خیابان‌ها پر از بادبادک بازهایی بود که نخ‌های بادبادکشان را تکان می‌دادند و می‌کشیدند، چشم به آسمان دوخته بودند و می‌کوشیدند موقعیتی به دست آوردند تا نخ رقیب را ببرند. هر بادبادک بازی دستیاری داشت- در مورد من حسن بود که قرقره را به دست داشت و نخ می‌داد.
یک بار بچه ننه‌ای هندی که خانواده‌اش تازه به افغانستان و محله ما آمده بودند، گفت در وطنش جنگ بادبادک قواعد و مقررات خاص خود را دارد. مغرورانه گفت: باید در یک منطقه محدود و در زاویه درست نسبت به باد قرار گیرند و رد درست کردن نخ با روکش خاکه شیشه استفاده از آلومینیوم ممنوع است.
من و حسن به هم نگاهی انداختیم، بعد زدیم زیر خنده. پسربچه هندی بزودی آنچه را بریتانیایی‌ها در اوایل قرن بیستم فهمیدند و آنچه را روس‌ها سرانجام در اواخر ۱۹۸۰ آموختند، یاد خواهد گرفت؛ اینکه افغانی‌ها مردم مستقلی هستند. افغان‌ها آداب و رسوم را دوست دارند، اما از قواعد بیزارند. در مورد جنگ بادبادک هم همینطور. قاعده ساده بود: قاعده بی‌قاعده. بادبادک را هوا کن. نخ رقبا را ببر. خدا یارت.

رده سنی کتاب بادبادک باز


محتوای کتاب بادبادک باز، محتوایی اجتماعی-فرهنگی است؛ و باتوجه به محتوای آن، این کتاب را می‌توان برای رده نوجوان و جوانان تا بزرگسالان مناسب دانست. این کتاب می‌تواند در روشنگری برخی مسائل اجتماعی چون ارزش‌گذاری بر روی افراد بدون توجه به طبقه اجتماعی‌ آنها، برای نوجونان مفید واقع شود.

دانلود کتاب بادبادک باز pdf

در سایت فراکتاب، نسخه دیجیتال و pdf کتاب بادبادک باز موجود می باشد. جهت دانلود نسخه پی دی اف این کتاب، می بایست تا نرم افزار اندرویدی فراکتاب را بر روی دستگاه خود نصب نمایید.

نظرات درباره کتاب بادبادک باز


کتاب بادبادک باز از سوی مخاطبان و حتی بسیاری از منتقدان مورد استقبال قرار گرفت و عموماً نظرات مثبتی دریافت کرده است. هرچند در بین نظرات درباره کتاب بادبادک باز بازخوردهای منفی اندکی به چشم می‌خورد.

در قسمت نظرات کتاب بادبادک باز در سایت فراکتاب، کاربران نظرات زیادی را راجع به این کتاب درج نموده اند که با مطالعه ی این نظرات، اطلاعات خوبی را راجع به رمان بادبادک باز به دست می آورید.

دانلود رمان بادبادک باز رایگان

دانلود رایگان کتاب بادبادک باز در سایت فراکتاب فراهم است. 

مشخصات
نام کتاب: بادبادک باز
نویسنده: خالد حسینی
نوع کتاب: دیجیتال
حجم کتاب دیجیتال: 2.4 مگا بایت
ارائه کننده: تامین محتوای نگین

کتاب های مشابه بادبادک باز

با موفقیت اضافه شد
0