0.0از 0

کتاب سمن سای(الکترونیک و چاپی)

سفری در زمان حافظ شیرازی

۱۹۵٬۵۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب سمن سای

کتاب سمن سای، رمان عاشقانه‌ای است که در دوران چهل سالگی حافظ جریان دارد. شخصیت اصلی داستان در زمان معاصر در گیرودار زندگی روزمره از طریق گذرگاهی غیرمنتظره وارد سده هشتم هجری و شهر شیراز می‌شود.

نویسنده رمان، فریبا شاکر سعی دارد با تکیه بر پژوهش‌های تاریخی و شناخت عمیق سبک زندگی، آداب و رسوم و فضای فرهنگی اجتماعی دوران حافظ، دنیایی زنده و پویا را بازآفرینی کند.

خواننده در این اثر نه به عنوان یک ناظر بلکه به عنوان همراه در مجالس شعرخوانی و کوچه های شیراز و در گیرودار تنش‌های سیاسی حاضر می‌شود.

نویسنده با جزئیاتی دقیق و بیانی روان، خواننده  را به اعماق تاریخ می‌برد و چهره‌ای قابل لمس و انسانی از حافظ، ورای اسطوره‌ای دست‌نیافتنی، ترسیم می‌کند.

خلاصه کتاب سمن سای

شخصیت اصلی داستان، دکتر سارا پوریا، پزشکی چهل و پنج ساله‌ای است که پس از فقدان همسر و فرزندش درگیر مشکلات روحی شده است و در همین حین با یک آینه قدیمی به گذشته و قرن هشتم هجری در شهر شیراز منتقل می‌شود.

در خانه خاتون‌جان با هویتی جعلی به نام ترکان به عنوان خواهرزاده صاحب‌خانه پذیرفته می‌شود.

از تلاش برای بازگشت به زمان خود تا سازگار شدن با زندگی و مناسبات اجتماعی آن زمان، او با شخصیت‌هایی همچون گل‌اندام و شمس‌الدین محمد(حافظ شیرازی) آشنا می‌شود.

رمان با رفت‌وبرگشت به زمان حال و گذشته، خاطرات دانشگاه، روابط دوستانه و خانوادگی و دغدغه‌های شخصی سارا را نیز بازتاب می‌کند.

گزیده‌ای از کتاب سمن سای

تکانی به خودم می‌دهم و از رختخواب گل‌منگلی‌ای که در آن خواب بودم برمی‌خیزم. کمی تلوتلو می‌خورم و بالاخره می‌توانم تعادلم را حفظ کنم. نگاهم به آینۀ جادویی روی طاقچه‌ می‌افتد، همان که مرا به 678 سال گذشته آورده و بیخیال روی طاقچۀ خانۀ خاتون‌جان ایستاده و خودنمایی می‌کند.

آینه را که روی طاقچه می‌بینم، سعی می‌کنم در آن نگاه نکنم. شاید اگر دوباره مرا به درونِ خود بکشاند، از ششصد سال قبل‌تر سر دربیاورم. شاید هم به خانه برگردم. کسی چه می‌داند!

همۀ ذهنم درگیر این ماجرای عجیب‌وغریب و باورنکردنی است. یاد فیلم هری پاتر می‌افتم، اما اینجا نه جادویی در کار بوده و نه جادوگری و نه فیلمی، فقط یک آینۀ قدیمی فیروزه‌نشان که محمد خدابیامرز کنار میز کارش گذاشته بود و همیشه با یک ترمۀ بزرگ روی آن را می‌پوشاند. آینه از مادربزرگش برایش به یادگار مانده بود.محمد همیشه لبخندزنان به من می‌گفت: «پارچه رو از روی آینه برندار. اون آینه جادوییه.»

خرید و دانلود کتاب سمن سای

شما می‌توانید کتاب سمن سای را در قالب PDF از نرم‌افزار فراکتاب دریافت نمایید و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه کنید.