0.0از 0

کتاب راز باران pdf

۱۸۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب راز باران

راز باران، رمانی تاریخی ـ عرفانی است که در بستر حوادث پس از عاشورا شکل می‌گیرد، اما دغدغه‌ اصلی‌اش نه بازگویی تاریخ، بلکه کاوش در معنای بندگی، آزادی، توبه، رهایی و نسبت انسان با خدا در دل رنج، گناه، شکست و مرگ است.

داستان با محوریت حَمود، غلامی حبشی، روایت می‌شود؛ انسانی فرودست، زخم‌خورده و آواره که در بند تعلّقات زمینی گرفتار است و سرنوشت او را به خانه‌ امام سجاد(ع) می‌رساند. حَمود حامل رنج‌های پس از عاشوراست: قحطی، سرکوب، تعقیب عاملان حَجّاج، فروپاشی قیام‌ها، ترس دائمی و اضطرابی که بر جان انسان‌ها سایه انداخته است. در کنار او، هِبه، کنیز رومی، مسیری موازی از ایمان و رهایی را می‌پیماید و امام سجاد(ع)، نه به‌عنوان مبارزی مسلح، بلکه به‌مثابه محور اخلاقی و معنوی داستان، نماد «جهاد خاموش» از طریق دعا، تربیت و کرامت انسانی است.

در این مسیر، دعاها و مناجات‌های برگرفته از ادبیات امام سجاد(ع)، به‌ویژه فضای فکری صحیفه سجادیه، در تار و پود روایت تنیده شده‌اند و متن را از یک رمان تاریخی صرف، به روایتی آیینی و شهودی بدل کرده‌اند. اوج داستان در بخش «رهایی» رقم می‌خورد؛ جایی که حَمود، غلام مستجاب‌الدعوه، پس از جدایی ظاهری از مولایش، به نهایت اتصال می‌رسد. دعای او مستجاب می‌شود، راز میان او و خدا آشکار می‌گردد و مرگ، نه به‌عنوان عقوبت، بلکه به‌مثابه پاسخی رحمت‌آمیز از سوی خداوند فرا می‌رسد. در کنار او، هِبه نیز به ایمان و شهادت می‌رسد و هر دو، در روایتی سرشار از نور، از بردگی دنیا آزاد می‌شوند.

این کتاب، روایت کسانی است که در ظاهر شکست می‌خورند، اما در باطن به آزادی و ایمانی آگاهانه دست می‌یابند؛ اثری تأمل‌برانگیز درباره بندگی، توبه و تسلیم، که خواننده را با پرسشی بنیادین تنها می‌گذارد:
انسان در دل تاریک‌ترین زمانه‌ها چگونه می‌تواند درست بماند؟

گزیده کتاب راز باران

باران شدّت گرفت و بر سر حَمود فروریخت. بانگ شتر از چهار سوی در سرش پیچید. گویی شیون زنی نیز بود. چرا حَمود ناتوان بود و نمی‌توانست به یاری ستمدیده‌ای برود؟ 
دودی محو گاه رو به بالا می‌رفت. گاه به دور خود می‌پیچید و گاه بازمی‌گشت رو به عقب. چهره زنی را در میان توده دود می‌دید؟ حس کرد مدّتهاست با پاهای برهنه و کرخت خود در ظلمات می‌دود؛ بر سنگ و گودال و مار و عقرب بیابان.
پیکر عظیم شتر در برابرش پدیدار شد. ناگهان به خود آمد و اندیشید کنیز نصرانی در سرانجام کار غلامی مستجاب‌الدعوه چه می‌کند؟ سپس بار دیگر خود را آرمیده بر زمین دید. سرش را بلند کرد. شوذَب دستانش را سپر حملات شتر سپیدموی کرده بود و چشمان تبدار حَمود افسار را می‌گشت.

خرید و دانلود کتاب راز باران

شما می‌توانید رمان زیبای راز باران را در قالب پی دی اف از سایت یا اپلیکیشن فراکتاب دانلود و مطالعه نمایید.