کتاب صوتی مونی و کاروان هایش
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب مونی و کاروان هایش
مونی و کاروانهایش، روایتی دلنشین از زندگی چارلی و ماو، زوج جوانی است که با رؤیاهای بسیار به شهری جدید مهاجرت کردهاند. این نمایشنامهی کوتاه که در مجموعهی “تجربههای کوتاه” نشر چشمه منتشر شده، به زیبایی چالشهای پیش روی این زوج را در سکونتشان در کاروانهای مونی به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه واقعیتهای زندگی میتواند با آرمانهای اولیه در تضاد قرار گیرد.
این اثر، نوشتهی پیتر ترسن و ترجمهی حسن ملکی، نوزدهمین جلد از مجموعهی “تجربههای کوتاه” نشر چشمه است. این مجموعه که بیست سال پیش با هدف ارائهی آثاری کمحجم برای علاقهمندان به کتاب با فرصت مطالعهی محدود توسط حسن ملکی منتشر شد، اکنون توسط نشر چشمه بازنشر شده است.
خلاصه کتاب مونی و کاروان هایش
چارلی و ماو، زوجی عاشق، با امیدهای فراوان در شهری جدید ساکن شدهاند. چارلی به تازگی در کارخانهای مشغول به کار شده، اما درآمدش کفاف زندگی ایدهآل را نمیدهد. ناچار، همراه با همسرش، در یکی از کاروانهای متعلق به مونی که مجموعهای از کاروانها را مدیریت میکند، اقامت میگزینند.
زندگی در کاروان در ابتدا برای زوج جوان جذاب است. آنها در فضایی دنج ساکن شدهاند و از منظرهی اطراف لذت میبرند. اما به تدریج، شکایات ماو از امکانات محدود کاروان آغاز میشود. این وضعیت با باردار شدن ماو و تحمل گرمای طاقتفرسا و فضای تنگ، دشوارتر میگردد.
این نمایشنامه که بخشی از مجموعهی “تجربههای کوتاه” نشر چشمه است، به دلیل حجم کم و روایت گفتوگومحور، در زمانی کوتاه قابل مطالعه است. شما با خواندن آن، در جریان احساسات و افکاری که در روابط این زوج جوان جریان دارد، قرار میگیرید.
گزیده کتاب مونی و کاروان هایش
چارلی: واسه کار که اومدم اینجا به بروبچههای همکار گفتم: «میگردم بلکه یه جائی گیر بیارم که توُ مدتی که اینجا کار میکنم اونجا ساکن بشیم. فعلاً من و زنم توُ یه کاروان اطراق میکنیم.» خوبیت نداره که مرد خونهئی سقفی بالای سر زن و بچهش فراهم نکنه.
ماو: خوب، این کار رو هم کردی، چارلی.
چارلی: اینجا رو نگاه، چه منظرهئی. اون تپهها رو میگم. راحت میتونی از اینجا تماشاشون کنی. اینجا مثل سِلی اوک نیست.
ماو: از منظرهش خوشم میآد.
چارلی: کاروان هم به عنوان خونه چیز بدی نیست، هست؟ نه، واقعاً؟ به نظر من که زندگی توُ کاروان ایرادی نداره. سرِ کار هم به بروبچهها گفتم که زندگی توُ کاروان ایرادی نداره. بچهها میگفتند کارگرها میتونستند کمک کنند از خونههای سازمانی بگیرم، ولی من گفتم من خونهی سازمانی نمیخوام، خودم واسه همسرم یه خونه دستوپا میکنم.
ماو: من خونهی سازمانی دوست ندارم، چارلی.
چارلی: مسلّم ئه که خوب ئه. مسلّم ئه. ببین، اینهمه آدم تماموقت اینجا دارند زندگی میکنند. ببین. اونها هم دائمی اند. اونها هم مسافر نیستند. مثل ما دائمی اند اونها. ببین، چه نردههائی کاشتهند، چه قشنگ سنگهای خونهشون رو سفید کردهند.
ماو: چارلی، به نظر تو چرا اون ما رو توُ این سِری جا داد؟
خرید و دانلود کتاب صوتی مونی و کاروان هایش
نشر چشمه نسخۀ چاپی کتاب مونی و کاروانهایش را روانۀ بازار کرده و استودیو ماهآوا نیز نسخۀ صوتی آن را منتشر کرده است. در حال حاضر امکان خرید و دانلود کتاب مونی و کاروانهایش با صدای بهناز بستاندوست و نورالدین جوادیان، از طریق اپلیکیشن فراکتاب وجود دارد.
