0.0از 0

کتاب سردار موشکی

شروع قیمت از:
%10
۱۰۰٬۰۰۰
۹۰٬۰۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب سردار موشکی

تا پیش از جنگ با اسرائیل، خیلی ها گمان می‌کردند ایران توان ایستادگی در برابر اسرائیل را ندارد، اما جنگ که آغاز شد، همان روز اول موشک‌ها خودی نشان دادند. موشک‌ها از نقاط مختلف کشور شلیک می‌شدند و چند دقیقه بعد، خودشان را به اسرائیل می‌رساندند، دقیق می‌نشستند وسط هدف و آن‌ها را نابود می‌کردند. کتاب سردار موشکی روایت‌گر بیست خاطره از فداکاری‌ها و زیبایی‌های زندگی سرداری است که در کنار شهید طهرانی‌مقدم برای ایران موشک وپهپاد ساختند.

خلاصه کتاب سردار موشکی

کتاب سردار موشکی یکی دیگر از کتاب‌های مجموعه «قهرمان من» است که در نشر کتابک منتشر شده است. این کتاب، قصه‌هایی کوتاه از زندگی پر فراز و نشیب یکی از قهرمانان بزرگ کشورمان را تعریف می‌کند. قهرمانی که یاد و خاطره‌اش هیچ‌وقت از ذهن نوجوان‌ها و جوانان این کشور پهناور پاک نخواهد شد. فردی که باعث سربلندی ایران عزیز ما شد و نقش بسیار مهم و موثری را در تعیین فضای موشکی و پهبادی کشور داشت. این عنوان از کتاب «قهرمان من» قرار است به زندگی شهید سردار امیرعلی حاجی‌زاده برای کودکان بپردازد، تا بدانند در چنین موقعیت‌هایی که ایران سربلند در برابر دشمنان خود ایستاده است چه شهیدانی فعالیت و زحماتی را متحمل شده‌اند.

دانلود کتاب سردار موشکی

نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل pdf کتاب سردار موشکی تولید شده است. نسخه الکترونیک کتاب را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید یا به صورت آنلاین مطالعه نمایید.

گزیده کتاب سردار موشکی

حاج‌احمد کاظمی می‌خواست فرمانده پدافند هوایی سپاه را تغییر دهد. گزینه‌های زیادی به او پیشنهاد شد. همه توانمند بودند، اما از نگاه او هیچ‌کس بهتر از سردار حاجی‌زاده نبود. او را به دفترش دعوت کرد. قضیه را با او در میان گذاشت و موافقتش ا جلب کرد. در تیرماه 1382 حاج‌احمد جلسه‌ای رسمی برگزار کرد. از زحمات سردار غلامرضا یزدانی تقدیر کرد و سردار حاجی‌زاده را به جای او معرفی نمود.

سردار حاجی‌زاده از همان روزهای اول به سراغ تجهیزات رفت. تا حدودی نسبت به نیازمندی‌های پدافند آگاهی داشت. با این وجود از کارشناسان هم نظر می‌خواست و می‌شنید و یادداشت می‌کرد. تقریباً هیچ‌گونه تجهیزات ایرانی نداشتند و او به ساخت آن‌ها فکر می‌کرد. می‌دانست پدافند هوایی به مراتب پیچیده‌تر از پدافند زمینی است. دلش می‌خواست شروع کند و بسازد، اما حس می‌کرد کاری محال است.