0.0از 0

دانلود کتاب آواز، بچه، آتش

رمان
دسته بندی
اکبر صحرایی
نویسنده
۳۳٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب ‏‫آواز، بچه، آتش

انتشارات کتاب جمکران کتابی زیبا، جذاب و خواندنی با عنوان آواز، بچه، آتش را به بازار کتاب عرضه کرده است. این رمان، نوشته‌ای مستند-داستانی است که با هنر داستان‌نویسی و داستان‌پردازی اکبر صحرایی، نویسنده‌ای خوش‌ذوق و مطرح اهل شیراز، نگارش یافته است. کتاب حاصل مدت‌ها تحقیق، مصاحبه و کاوش در پرونده‌های ساواک شیراز، به‌ویژه پرونده آیت‌الله شهید دستغیب، می‌باشد.

«آواز، بچه، آتش» یک سری نکات جالب و عمیق را به تصویر می‌کشد که معمولاً از دید افرادی که محققانه به جریانات اجتماعی نگاه نمی‌کنند، پنهان می‌ماند. این کتاب برای پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی، منبعی ارزشمند و مفید است. صحرایی با تسلط کامل بر موضوع، لحظه‌های ناب انقلابی، منش و سیره شهید دستغیب را به‌خوبی روایت کرده است.

از جذابیت‌های این رمان، پرداختن به تلاش مذبوحانه عوامل رژیم و ساواک برای ساکت کردن آیت‌الله دستغیب یا منزوی کردن ایشان است. یکی از برجسته‌ترین بخش‌های کتاب، داستان نفوذ یکی از عوامل ساواک است. این شخص، زمانی دانشجوی پای درس شهید دستغیب در مسجد جامع بوده است. در این رمان، این شخصیت به‌عنوان «نادر اتابکی» معرفی می‌شود، شخصیتی ساخته ذهن نویسنده اما با پیش‌فرض‌های مستند و واقعی. اتابکی در مواجهه با افکار و سخنان شهید دستغیب، دچار تردید می‌شود و این کشش داستانی، خواننده را به‌خوبی جذب می‌کند.

فرم نوشتاری کتاب نیز تازه و بدیع است. رمان از دو دفتر تشکیل شده است:

  • دفتر اول از آینده به گذشته روایت می‌کند و با لحظه شهادت شهید دستغیب آغاز می‌شود و به‌تدریج به سال ۱۳۵۷ باز می‌گردد.
  • دفتر دوم مخاطب را با شخصیت «نادر اتابکی» آشنا می‌کند و داستان را از زاویه دیگری ادامه می‌دهد.

«آواز، بچه، آتش» یک کتابی است که علاوه بر جذابیت ادبی و داستانی، محتوای تاریخی و اجتماعی عمیقی دارد. این اثر، گوشه‌هایی از زندگی شهید دستغیب را که ممکن است در منابع دیگر کمتر مطرح شده باشد، به‌خوبی به تصویر می‌کشد و خواننده را در سفری احساسی، معنوی و تاریخی همراهی می‌کند.

گزیده کتاب ‏‫آواز، بچه، آتش

از ساختمان ساواک که بیرون آمد، ندانست چرا برای اولین‌بار با این صراحت با دکتر مخالفت کرد. اما حس خوشی داشت. برای اولین‌بار خودش بود و مستقل. شاید مزۀ چیزی زیر دهنش رفته بود که خروارها از آن، زیر زبان دستغیب بود. پیاده‌رو منتهی به چهار راه زند را گرفت و قدم زد. لیست را بیرون آورد و فکر کرد: «از بین ببرمش! نامردی… شاید غلامی یا ساواکی دیگه‌ای تعقیبم کرده باشه؟ تو خونه راحت لیست رو از بین می‌برم… دکتر بدجوری به کیف زُل زده بود. مشکوک شد… ممکنه بریزن و لیست رو ازم بگیرن… بهتره یه راست برم خونۀ دستغیب»
برگشت و به عقب سر نگاه کرد: «وای غلامی!‌».
به سرعت لیست را از کیف در آورد و همین‌طور که سرعتش را زیاد می‌کرد بی‌اختیار چپاند توی دهانش. جوید و جوید و بلعید!

خرید و دانلود کتاب ‏‫آواز، بچه، آتش

نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل pdf کتاب آواز، بچه، آتش تولید شده است. نسخه الکترونیک کتاب را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید یا به صورت آنلاین مطالعه نمایید.