مجله نشریه عین - شماره ۴ - نخ pdf
روایت نخها و گرهها زیر خیمه سیدالشهداء
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی نشریه عین- شماره ۴- نخ
عین راوی حسوحال شیرین رفاقت با خداست؛ حالوهوای سفرههای سحری و افطار، قدمبرداشتن در دستههای عزاداری و تماشای تعزیهها، نشاط چراغانی و آبزدن کوچهها، مزهی دلچسب نذری و خوشنویسی با دارچین روی شلهزرد، پناهبردن به دعاهای مادر و اشک پدر در ورودی حرم؛ همهوهمه کاغذ شدهاند و عین را ساختهاند. در کوچهی عین، رنگوبوی خدا و اهلبیت جاریست.
عین یک مجله ادبیآیینی است. زبانی روان و گویا دارد، از کلیشه و شعار فاصله میگیرد و با تمرکز بر تجربهزیسته و روایت شخصی و قصه، آیین را به جزئیات روزمره متصل میکند و به دنبال گفتن از حضور خدا در تصمیمها، ترسها، امیدها و در لحظهلحظهی زندگی آدمهاست؛ نه فقط در مسجد و سر سجاده. روش عین نمادین است و در هر شماره با انتخاب یک نماد و مفهوم آیینی، از موضوع و ایدهای محوری صحبت میکند.
در شماره چهارم نشریه عین، از «نخ»هایی گفتهایم که خودشان را گره میزنند به همه علقهها و علاقهها و دستگیری میکنند از همه چشم به راهها و جان میبخشند به همه کمجان و بیجانها... از آنها که مثل همین نخها در گوشههای هیأتها و روضهها، جان میگیرند و با خداوندشان خلوت میکنند. سر و صدای بلندی ندارند، آنچنان نمود و نمایشی هم از آنها نمیبینیم اما دنبال پناهگاهی میگردند که آرامش را به خلوتشان بیاورد... از آنها که خیلی دویدهاند و جستجو کردهاند تا آنچه به مذاق انسانیشان میخورد را بیابند و به سکون و آرامش برسند. نخها همه ارتباطها و اتصالاتی هستند که در شلوغیهای روزگار، خدا برایمان قلاب میکند تا گرفتار پایینها نمانیم و به اوج، بالا برویم.
پونز عاقبت بخیر، مشاهدات تاریخی یک نخ، دیگر گریه نمیکنم، نخهای رنگی پارچههای سیاه، حاج قاسم در فرانسه، لازمِ خدمت، میترا؛ سکانس فینال، از روایتهای این شماره هستند. اتصال با نخ نامرئی؛ گفتوگو با حاج حسین یکتا و اجتماع تارها و پودها؛ گفتوگو با کربلایی محمدحسین پویانفر نیز مصاحبههای این شماره را تشکیل دادهاند.
گزیده نشریه عین- شماره ۴- نخ
قضیه برای همین روزهاست، به احمد زنگ زدند و گفتند که بیا روضه بخوان. بعد دوباره زنگ زدند و گفتند که ما هیچکس را نداریم که برای روضه دعوت کنیم، دوستهایت را هم بیاور و من اینجای قضیه وارد شدم و احمد به من گفت سه چهارتا از بچهها را جمع کنم تا سهشنبه شب برویم روضه.
بعدترش زنگ زدند که اگر میکروفونی چیزی لازم است خودتان بیاورید، پولش را میدهیم. که خب احمد نیاز به این چیزها نداشت برای روضه. حنجره خودش و چند بیت شعر کافی بود براش. اینکه میگویم چند بیت شعر یعنی به جز شعر تقریباً چیزی نمیگفت و خب همین تنهایش کرده بود، دورش را خلوت کرده بود، آدمها دوست دارند مداح شروع که کرد سریع روضه ارباً اربا بخواند، با جزئیات بخواند که خب احمد اینقدری سنگدل نبود، احمد خودش روضه بود. همیشه گریهاش قبل از همه شروع میشد و بعد از همه تمام. این آتش بود که ما را هم آتش میزد.
خرید و دانلود نشریه عین- شماره ۴- نخ
شما میتوانید نسخه الکترونیک این شماره نشریه را در قالب PDF از نرمافزار فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.

