دانلود کتاب پروفسور فوفو
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب پروفسور فوفو
من استعدادهای ویژهای دارم. یکی از آنها این است که وقتی وارد یک مدرسه میشوم، روز دوم میفهمم که هر کسی چه کار میکنه. باور نمیکنید؟ نمرههای خوب یا بد چیزی نیست که من بهش توجه کنم. مهم این است که من، خیلی زودتر از بقیه، میفهمم که چه کسی چه کار میکنه، چه چیزی مخفی داره و چه چیزی درست نیست.
مثلاً تو مدرسه قبلیام در آرادان، من تنها کسی بودم که متوجه شدم معاون پژوهشی مدرسه، در واقع یک کارآگاه خصوصی است. نه یکی از آنهایی که فقط به دنبال مشکلات بچهها هستند، بلکه یکی از خوبها. البته ما آنقدر زمان نداشتیم تا کل پروندهها رو باز کنیم، ولی اگر میماندیم، شاید میتونستم بهش کمک کنم یا خودم بعضی از مسائل رو حل کنم.
در مدرسه بعدی، تو گرمسار، فهمیدم ناظم مدرسه یک نویسنده عشقینویس است. یکی از آنهایی که روی جلد کتابهایشان عکس اشک، چشم، شمع و دختر موبلند هست. و البته، مدرسههای قبلتر هم هر کدام داستانی داشتند... ولی الان مهم نیستند.
حالا مهم، پروفسور فوفو است.
میخندید؟ بله... فوفو. درست شنیدید. اسمش فوفو. یک معلم قدبلند، لاغر، با یک مقنعه کجوکوله و مانتویی که عجیبترین مانتوی دنیا است. باورتان نمیشود اگر بگویم مانتویش از گلیم است. مثل اینکه پروفسور فوفو الگوی خیاطی مانتویش رو روی یک گلیم انداخته و دور تا دورش رو برش داده و بدوزده. البته خیلی هم بد نیست، ولی با هر مانتویی که تا حالا دیدهاید فرق دارد.
حالا عیب کار کجاست؟ من با این استعداد ویژه و با اینهمه تلاش، هنوز نفهمیدهام پروفسور فوفو چه کاره مدرسهاس. اصلاً این چه مدل اسمی است؟ خودش خجالت نمیکشد؟
کتاب پروفسور فوفو با خلق موجوداتی اساطیری، فضای داستانی جدیدی را خلق کرده است. کتاب شامل سه داستان بلند برای گروه سنی ج است که به موضوعات زیست محیطی میپردازد. موضوعاتی که کودکان و نوجوانان امروز درگیر آن هستند. در این داستان با دختری به نام سحر وارد جهانِ فانتزیِ گلیم گوشها میشویم. گلیم گوشها موجوداتی هستند اساطیری که از صدماتی که انسانها به محیط زیست میزنند آسیب میبینند و اگر آنها آسیب ببینند انسانها دیگر به آب تصفیه شده دسترسی نخواهند داشت. اینکه گلیم گوشها چه میخورند و چطوری زندگی میکنند را باید در کتاب دید و خواند. این سه داستان به سه موضوع رهاسازی زبالهها در محیط زیست، آلودگی صوتی و صدماتی که ایجاد میکند و قاچاق حیوانات میپردازد.
گزیده کتاب پروفسور فوفو
از تونل که آمدیم بیرون، همهجا روشن شد. اولش نور، چشمهایم را زد تا اینکه کمکم بهش عادت کردم. از دیدن دهکدهای که روبهرویم بود تعجب کردم. خانههایی با سنگ و چوب سر هم شده بود. خانهها گرد بودند. دیوارهایشان تا نیمتنه از سنگ بود و بقیهاش با برگ و چوب کامل شده بود. روی نیمتنههای سنگی، نقشونگار گوزنها دیده میشد؛ مثل نقش گوزنهایی که روی گوشهای بچهگلیمگوش وجود داشت. در دوردست، تپههایی دیده میشد و درختهایی که جابهجا روی تپهها رشد کرده بودند و عظیمالجثه بودند.
آسمان هم آبی بود، درست مثل آسمان ما. از دور توانستم تصویر محو گلّه گوزنی را ببینم که روی تپههای کناری میدویدند. نمیدانم شکل گوزنهای زمینی بودند یا نه، فقط شاخهایشان و هیکلهای درشتشان از دور قابل تشخیص بود.
گفت: «اینجا سرزمین گلیمگوشهاست. من نمیدونم چطوری به زمینِ آدمها میرسه، اما پروفسور فوفو حتماً میدونه.»
بعضی از خانهها بزرگ بودند و بعضی کوچکتر. ولی کوچکترینشان هماندازۀ یک تپه بود. بچهگلیمگوش گفت: «خیلی آروم پشت سر من حرکت کن. اگه کسی به طرف ما اومد، پشت سر من پناه بگیر تا دیده نشی.»
سرم را مثل بچهای مطیع تکان دادم؛ یعنی چشم، حتماً، و اینبار هیچ خبری از شیطنت و سربههوا بازی نیست. موضوع جنگ در میان بود.
خرید و دانلود کتاب پروفسور فوفو
نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل pdf کتاب پروفسور فوفو تولید شده است. نسخه الکترونیک کتاب را در نرم افزار فراکتاب دانلود کنید یا به صورت آنلاین مطالعه نمایید.
