0.0از 0

دانلود کتاب هرگز بزرگ نشو!

داستان زندگی جکی چان

۸۹٬۴۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب هرگز بزرگ نشو! 

کتاب هرگز بزرگ نشو! زندگی‌نامه‌ای الهام‌بخش از یکی از بزرگ‌ترین ستارگان سینما و استاد هنرهای رزمی است. این کتاب که توسط مریم اصغرپور ترجمه شده، نگاهی عمیق به مسیر پرچالش و شگفت‌انگیز زندگی حرفه‌ای و شخصی جکی چان دارد. از دوران کودکی فقیرانه در هنگ‌کنگ تا تبدیل شدن به یکی از بزرگ‌ترین بازیگران و کارگردان‌های هالیوود، جکی چان با صداقت و شفافیت از سختی‌ها، شکست‌ها و موفقیت‌هایش می‌گوید و به خوانندگان انگیزه می‌دهد تا هرگز تسلیم نشوند.

هدف اصلی کتاب، الهام بخشیدن به خوانندگان برای غلبه بر چالش‌ها و رسیدن به موفقیت است. جکی چان با داستان‌های شخصی خود نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با پشتکار، اراده قوی و حفظ روحیه کودکانه به بزرگ‌ترین دستاوردها رسید. کتاب به خوانندگان می‌آموزد که برای رسیدن به اهداف بزرگ در زندگی باید به خود ایمان داشته باشند و از سختی‌ها نهراسند.

این کتاب که توسط انتشارات بله به چاپ رسیده است، نه تنها برای علاقه‌مندان به سینما و هنرهای رزمی جذاب است، بلکه برای هر فردی که به دنبال انگیزه و الگویی برای زندگی بهتر است، ارزشمند خواهد بود. جکی چان با بیان داستان‌های واقعی و نقل قول‌های الهام‌بخش، به خوانندگان نشان می‌دهد که چگونه با خلاقیت، شجاعت و تلاش مستمر می‌توان مرزهای ممکن را جابه‌جا کرد و به رؤیاهای خود دست یافت. «هرگز بزرگ نشو!» کتابی است که خوانندگان را به سفری پر از شگفتی، امید و درس‌های ارزشمند دعوت می‌کند.

گزیده کتاب هرگز بزرگ نشو! 

من در 7 آوریل 1954 که سال اسب است در هنگ‌کنگ به دنیا آمدم. پدرم اسمم را چان کونگ- سانگ گذاشت که به معنی "متولد هنگ‌کنگ" است. از همان زمانی که هنوز در شکم مادرم بودم، بچه‌ی پرجنب‌وجوشی بودم و دوست داشتم دائم تکان بخورم و لگد بزنم. شیطنت من در شکم مادرم موضوع عجیبی نیست، عجیب این است که دوران بارداری مادرم بیشتر از نه ماه طول کشید. من نمی‌خواستم به دنیا بیایم. یک روز مادرم درد غیرقابل ‌تحملی احساس کرد و پدرم باعجله او را به بیمارستان رساند. مادرم در آنجا از درد به خودش می‌پیچید و آنقدر تکان خورد که از تخت پایین افتاد و زیر تخت رفت. دکتر مادرم را معاینه کرد و گفت بچه خیلی بزرگ است و شاید سخت به دنیا بیاید. او به مادرم گفت بچه‌اش را با سزارین به دنیا بیاورد.
عمل سزارین چند صد دلار هزینه داشت و پدرم چنین پولی نداشت. دکتر که خودش بچه نداشت، به پدرم گفت اگر من را به او بدهند، دستمزدی برای عمل نمی‌گیرد و 500 دلار هم به آن‌ها می‌دهد. پانصد دلار پول خیلی زیادی بود، پدرم لحظه‌ای به پیشنهاد دکتر فکر کرد. در آن زمان عادی بود که افراد فقیر بچه‌هایشان را به خانواده‌های ثروتمند بدهند. خانواده‌هایی که نوزادشان را به خانواده‌های ثروتمند می‌دادند پول زیادی دستشان می‌آمد و خیالشان راحت بود که بچه‌شان زندگی راحت‌ و بهتری خواهد داشت. خوشبختانه پدر و مادرم چنین تصمیمی نگرفتند چون من بچه‌ی اول آن‌ها بودم و مادرم چهل سال داشت و شاید دیگر نمی‌توانست بچه‌دار شود.

خرید و دانلود کتاب هرگز بزرگ نشو! 

شما می‌توانید کتاب «هرگز بزرگ نشو!» را در قالب PDF و epub از نرم‌افزار فراکتاب تهیه نمایید و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه کنید.