کتاب گوشواره های آلبالویی pdf
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب گوشوارههای آلبالویی
آقاجان که پیش نماز مسجد است، میخواهد به جبهه برود. ریحانهسادات 9 ساله حرف های پدر و مادرش را در مورد جبهه رفتن آقاجان میشنود و پوتینهای آقاجان را پنهان میکند تا آقاجان به جبهه نرود. پدر میفهمد که ریحانهسادات پوتینها را برداشته است به او میگوید اگر من به جبهه نروم، فردا دوستهایت میگویند آقاجانت از جنگ میترسد.
آقاجان به جبهه می رود و برای ریحانه نامه مینویسد. بعد از دوماه که از رفتن آقاجان به جبهه میگذرد و دیگر خبری از نامههای آقاجان نیست، دایی به جبهه می رود تا خبری از آقاجان بگیرد. اما یک ماه میگذرد و خبری از دایی و آقاجان نمیشود تا اینکه دایی خبر میدهد که اقاجان را پیدا کرده و باهم از جبهه برمیگردند، اما برای آقاجان اتفاقی افتاده است که ریحانه را درگیر ماجراهای جدیدی میکند…
رمان گوشوارههای آلبالویی برای گروه سنی دبستان با موضوع دفاع مقدس و خانوادههای جانبازان نوشته شده است. در این رمان که توسط لعیا اعتمادی نوشته شده است ،مخاطب کودک و نوجوان با حال و هوای سالهای جنگ و خانوادههایی که پشت جبهه فعالیت میکردند آشنا میشود. این اثر را انتشارات جمکران به چاپ رسانده است.
گزیده کتاب گوشوارههای آلبالویی
ظهر بود و هوا گرم. کنار حوض، وسط حیاط نشسته بودم و منتظر بودم تا آقاجان از مسجد برگردد. آقاجان از مسجد که آمد، یک جفت پوتین با خودش آورده بود. پوتینها خیلی خاکی و کثیف بودند. بوی بدی هم میدادند. پوتینهای دست آقاجان را که دیدم، یاد پوتینهای دایی افتادم. پارسال وقتی دایی سعید میخواست برود جبهه، توی ساکش، یک جفت از آن پوتینها دیده بودم. آ ن روز وقتی پوتینهای دایی را دیدم، به او گفتم: «چه کفشهای بزرگ و قشنگی داری دایی جان! میشه یکیشون رو بدی بهم؟ می خوام مدادرنگیهام رو بریزم توش. دوستم، مریم یه جامدادی بزرگ داره، درست مثه کفش شما.»
خرید و دانلود کتاب گوشوارههای آلبالویی
شما میتوانید کتاب «گوشواره های آلبالویی» را در قالب PDF از نرمافزار فراکتاب تهیه نمایید و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه کنید.

