0.0از 0

کتاب صوتی قصه ی یک مادر

داستان کوتاه

۸۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب قصه‌ی یک مادر

داستان قصه‌ی یک مادر، از مجموعه «دختر کبریت‌فروش و ۵۳ داستان دیگر»، یکی از پرمعناترین و عمیق‌ترین آثار هانس کریستین آندرسن، نویسنده شهیر دانمارکی است که فراتر از یک روایت ساده، به تحلیل مفاهیم بنیادینی چون مرگ، تقدیر و حقیقت زندگی می‌پردازد. این اثر با روایتی پرکشش، عشق بی‌حدوحصر یک مادر را به تصویر می‌کشد که برای نجات فرزند بیمار خود، از انجام هر فداکاری و ایثاری دریغ نمی‌کند.

در این داستان، مادر به نمادی خالص از عشق و فداکاری بدل می‌شود. او در مسیری دشوار، با تمام وجود با موانع روبرو می‌شود و برای رسیدن به هدف خود، از ارزشمندترین دارایی‌هایش می‌گذرد؛ از آوازهای دلنشین و نور چشم‌ها گرفته تا زیبایی گیسوها و حتی خونِ سینه. این حجم از ایثار، نشان‌دهنده آن است که عشق مادرانه نه تنها یک حس غریزی، بلکه نیرویی فرابشری و انتخابی آگاهانه برای از خودگذشتگی است که می‌تواند سخت‌ترین موانع فیزیکی و روحی را در هم بشکند. مادر در این سفر، نه از سرما می‌هراسد، نه از درد خارها و نه از کوری؛ چرا که تنها هدف او، رسیدن به فرزندش است.
اهمیت ماندگاری این اثر در گذر زمان، از قدرت مفاهیم فلسفی آن نشأت می‌گیرد. «قصه‌ی یک مادر» با گذشت سال‌ها، نه تنها کهنه نشده، بلکه عمق معنایی خود را افزون کرده است. این داستان، بستری فراهم می‌آورد تا مخاطب درباره معنای زندگی، هدف از رنج‌ها و جایگاه انسان در برابر اراده الهی تأمل کند. این اثر، حتی برای کودکان نیز راهی ملایم و انسانی برای درک مفاهیم دشواری چون مرگ و فقدان ارائه می‌دهد؛ چرا که از دل غم، مفاهیمی چون امید و پذیرش را استخراج می‌کند.
در نهایت، این اثر با نگاهی عمیق به تقابل میان اراده انسان و تقدیر، یادآور قدردانی از فداکاری‌های بی‌منت مادران است و با هر بار خوانده شدن، لایه‌های جدیدی از معنا را برای خواننده آشکار می‌سازد که گواه بر جاودانگی این اثر ادبی است.

گزیده کتاب قصه‌ی یک مادر

زنِ سیاهپوش جواب داد: «من می‌دانم از کدام طرف رفت و همین که تو تمام لالایی‌هایی را که برای بچه‌ات می‌خواندی، برای من بخوانی راه را نشانت می‌دهم. قبلا لالایی‌ها را شنیده‌ام و خیلی از آن‌ها خوشم می‌آید. من شبم و دیده‌ام که وقتی آن‌ها را می‌خواندی، اشک از گونه‌هایت سرازیر بود.»
مادره گفت: «تمامشان را می‌خوانم، تک‌تکشان را، اما الان نه! باید به اجل برسم و بچه‌ام را از او پس بگیرم.»
اما شب لام تا کام چیزی نگفت و مادره از درماندگی دست به دست سایید. دست آخر تمام آوازهایی را که برای پسرش خوانده بود خواند و بیش از تعداد آوازها اشک ریخت. بعد شب به او گفت: «به جنگل تاریک صنوبر که رسیدی، بپیچ دست راست. دیدم که اجل با بچه‌ات از آن راه رفت.»

خرید و دانلود کتاب قصه‌ی یک مادر

این کتاب صوتی، از روی متن داستان «قصه‌ی یک مادر» (نشر نگاه با ترجمه جمشید نوایی) تولید شده است. شما می‌توانید نسخه صوتی این کتاب را از نرم‌افزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.