کتاب تکیه گاهت منم pdf
جانباز شیمیایی علی جوادی به روایت همسر
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب تکیه گاهت منم
بعضی روایتها از جنگ در خط مقدم شکل میگیرند و بعضی دیگر سالها بعد، در خانههایی که هنوز با پیامدهای آن زندگی میکنند. تکیهگاهت منم از همین جنس روایتهاست؛ کتابی که به زندگی جانباز شیمیایی علی جوادی میپردازد و ماجرای سالهای پس از جنگ را از دریچه همراهی، مراقبت و عشق همسر او بازگو میکند.
زهرا سلحشور در این اثر به سراغ قهرمانانی رفته که کمتر درباره آنها سخن گفته شده است؛ کسانی که دور از هیاهوی میدان نبرد، بار سنگین رنج، امید و استمرار زندگی را بر دوش کشیدهاند. روایت کتاب بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره دوام آوردن است؛ درباره روزهایی که عشق از یک احساس فراتر میرود و به مسئولیت، صبوری و همراهی تبدیل میشود.
تکیهگاهت منم کتابی برای علاقهمندان به روایتهای واقعی، زندگینامههای مستند و داستانهایی است که ارزش وفاداری و ایستادگی را در دل زندگی روزمره به تصویر میکشند. این اثر یادآور آن است که برخی از بزرگترین حماسهها نه در میدانهای نبرد، بلکه در سکوت خانهها و در سالهای طولانی پس از آن رقم میخورند.
گزیده کتاب تکیه گاهت منم
به آسمان چشم دوخته ام، به ستارههایی که در دل سیاه شب مثل چشمهای گرگهای گرسنه در صحرا میدرخشند. تقدیر من اینگونه رقم خورده و راهگریزی ندارم. حالا باید بدون تو سر بر بالین بگذارم. ناچار باید بدون تو خوابم ببرد. تنها به این امید که در خواب ببینمت. امشب، سر سجادهات نشستم و با تسبیحت ذکر تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را گفتم. به یاد شبهایی افتادم که حال رفتن به مسجد را نداشتی و میترسیدی با سرفههای پیاپی، نظم جماعت نمازگزار را برهم بریزی. هم از حال بدت ناراحت بودم، هم از بودن در کنارت خوشحال. نماز خواندن در کنارت سهمم میشد. سجادهی مخملی آبی رنگت را پهن میکردم و تسبیحت را یک دور، دور مهر وسط جانمازت میپیچاندم. آستینهایت را که پایین میدادی، نوای اذان گفتنت دلم را آرام میکرد. اگرچه سرفهها امان نمیدادند و در بین جملاتت فاصله میانداختند. من به این صداها عادت کرده بودم، همانطور که تو به این دردها عادت کرده بودی. اصلا انگار این صداها و این دردها آمده بودند که فاصله بین من و تو را کم کنند و من را به تو نزدیکتر.

