کتاب عکاس خیابانی pdf
شهید مدافع امنیت حسین سرسنگی به روایت پدر
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب عکاس خیابانی
بعضی آدمها پیش از آنکه شناخته شوند، از میان ما رفتهاند. عکاس خیابانی روایت زندگی یکی از همین آدمهاست؛ جوانی که با رویاهای معمول یک نسل بزرگ شد، دوربین را دوست داشت، برای آینده برنامه داشت و در نهایت مسیر زندگیاش به جایی رسید که نامش در شمار شهدای مدافع امنیت ثبت شد.
محمد حیدری محمدی داستان را بر پایه روایتهای نزدیکان و بهویژه پدر شهید پیش میبرد؛ روایتی که بیش از آنکه شرح یک شهادت باشد، تصویر یک زندگی است. خواننده در خلال خاطرات، با شخصیت، علایق، روحیه هنری و مسیر فکری حسین سرسنگی آشنا میشود و به تدریج تصویری کامل از او به دست میآورد.
نقطه قوت این اثر آن است که قهرمان خود را دستنیافتنی و افسانهای تصویر نمیکند. مخاطب در صفحات کتاب با جوانی روبهرو میشود که دغدغه، آرزو، تلاش و شکست را مانند بسیاری از همنسلانش تجربه کرده است. همین سادگی و واقعگرایی باعث میشود روایت کتاب ملموس و باورپذیر باشد.
گزیده کتاب عکاس خیابانی
مادرش یک مشت توت خشکشده دیگر ریخت داخل ظرف، کنار برگههای زردآلو، ولی هرچه اصرار کردیم، حسین یکدانه هم در دهانش نگذاشت. برای وزنش خیلی نگران بود. مسابقه کشوری داشت. از این سر خانه تا آن سر خانه رقص پا رفت. چند دقیقه رقص پا کرد و بعد فن مخصوصش را زد. پای چپش را بالا آورد و در زانویش جمع کرد. روی پای راستش پرید و جلو و عقب رفت، مثل لِیلِی. همیشه رقبایش از این حرکت حسین کلافه میشدند. هر لحظه امکان داشت ضربه پایش را بزند. و گاهی هم پیش میآمد که یکی، دو دقیقه روی یک پا جلوی رقیبش میایستاد. رقیب نمیفهمید باید گارد بگیرد یا ضربه بزند. یک لحظه که غافل میشد یا گاردش را چند سانتیمتری پایین میآورد، پای حسین مثل شلاق بر صورتش فرو میآمد و نقش زمین میشد.

