کتاب صوتی آدلف
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
بنژامن کنستان، تئوریسین برجسته لیبرالیسم و اندیشمند سوئیسی-فرانسوی، نام خود را بیش از آنکه در عرصههای سیاسی و نظری ثبت کند، با شاهکار رماننویسیاش،کتاب صوتی آدلف، در تاریخ ادبیات جهان حک کرده است. این رمان، فراتر از یک روایت عاشقانه، یک تراژدی روانشناختی است که به پرسشی بنیادین میپردازد: آیا پیوند میان دو روح، میتواند در برابر گذر زمان و واقعیتهای سهمگین زندگی ایستادگی کند؟
معرفی کتاب صوتی آدلف
داستان حول محور «آدلف» میچرخد؛ جوانی حساس، درونگرا و خودبیگانه که در جستجوی تجربیات زندگی، به شهری کوچک پناه میبرد. او در میان انزوا و تنهایی، با «النور»، زنی که ده سال از او بزرگتر است، روبرو میشود. این ملاقات، آغازگر رابطهای است که در ظاهر، آرامش و غرور را به آدلف میبخشد، اما در باطن، او را به ورطهی وابستگیهای عمیق و ویرانگر میکشاند.
«آدلف» زمانی که منتشر شد، طوفانی از جنجالهای اخلاقی و شخصی را برپا کرد؛ جنجالی که تقریباً یک قرن به طول انجامید تا از سایهی «زندگینامهنویسی» و شباهتهای شخصی کنستان با شخصیتهای داستان خارج شود و منتقدان بتوانند زیباییشناسی و عمقِ ساختاری این اثر را بازشناسند.
امروزه این اثر را «سفاکانهترین رمان عاشقانه» مینامند؛ چرا که کنستان با دقتی بیرحمانه، شورانگیزترین وابستگیهای عاطفی را موشکافی میکند تا نشان دهد چگونه شعلههای پرفروغ عشق، در گذر زمان و در سایهی عدم امکانِ برقراری ارتباط راستین، به تدریج رنگ میبازند و به خاکستر بدل میشوند.
دانلود کتاب صوتی آدلف
این کتاب صوتی، از روی متن کتاب «آدلف» (نشر ثالث با ترجمه مینو مشیری) تولید شده است. شما میتوانید نسخه صوتی این کتاب را از نرمافزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.
گزیده کتاب آدلف
انعکاس قطع رابطه النور و کنت دوپه در جامعه دور از انتظار نبود؛ النور تمام ثمره ده سال فداکاری و وفاداریاش را در یک لحظه از دست داد. او دیگر جز زنانی به شمار میرفت که بیابا وارد روابطی از این دست میشوند. ترک فرزندانش باعث شد مادری غیرطبیعی جلوه کند و زنان خوشنام با خوشنودی تاکید میکردند که اهمیت ندادن به مهمترین غریزه زنانه به زودی به سایر اصول اخلاقیشان سرایت خواهد کرد. به هر حال برای النور دلسوزی میکردند تا از لذت سرزنش من محروم نمانند. مرا اغفالگری نمک نشناس شناختند که از مهمان نوازی کنت سواستفاده کرده و به خاطر هوسی زودگذر زندگانی آرام دو نفری را از هم پاشیده که احترام یکی واجب و حفظ آرامش دیگری لازم بود. چند نفر از دوستان پدرم مرا سخت سرزنش کردند؛ تعداد دیگری که با من نزدیکی کمتری داشتند، با گوشه و کنایه تقصیرم را به رخم کشیدند؛ جوانترها به عکس از مهارت من در جانشینی کنت اظهار شعف میکردند و با هزار شوخی که بیهوده میکوشیدم جلویشان را بگیرم، موفقیت من را تبریک میگفتند.

