0.0از 0

کتاب آن چشم های بی روح

رمان
دسته بندی
چارلی دانلی
نویسنده
شروع قیمت از:
%15
۹۹۹٬۰۰۰
۸۴۹٬۱۵۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب آن چشم‌های بی‌روح

شب ۱۵ ژانویهٔ ۲۰۱۳، فردی ناشناس به خانهٔ خانوادهٔ کویینلان در حومهٔ آرام مک‌اینتاش، ویرجینیا، حمله می‌کند و پدر، مادر و برادر سیزده‌سالهٔ الکساندرا را به قتل می‌رساند. الکساندرا هفده‌ساله موفق می‌شود از قاتل فرار کند، اما وقتی پلیس به صحنه می‌رسد، او را در حالی پیدا می‌کند که همان تفنگ خونین را در دست دارد. در آن لحظات شوک‌زده، چهره بی‌حالت او در تلویزیون پخش می‌شود و خبرنگاری ماجراجو لقب «چشمان بی‌روح» را روی او می‌گذارد، لقبی که فوراً در میان مردم می‌پیچد و الکساندرا را از قربانی به مظنون اصلی بدل می‌کند.

اگرچه هرگز مدرک قانع‌کننده‌ای علیه او پیدا نشد، اما همان یک نگاه و همان یک لقب برای تخریب زندگی‌اش کافی بود. الکساندرا به کمک وکیلش، گرت لنکستر، شکایت افترا را علیه رسانه‌ها و پلیس مطرح می‌کند و میلیون‌ها دلار غرامت به دست می‌آورد. پس از تبرئه، او مدتی با خانواده وکیلش زندگی می‌کند و بعد برای فرار از فضای سمی رسانه‌ای و هواداران جنایت‌های واقعی که مدام او را تعقیب می‌کنند، راهی انگلستان می‌شود. اما دست از تلاش برای یافتن قاتل واقعی برنمی‌دارد. ردپایی از حساب‌های بانکی ناشناس در زوریخ پیدا می‌کند و...

ده سال بعد، الکساندرا با هویتی کاملاً جدید (الکس آرمسترانگ) و به عنوان بازپرس حقوقی در همان شرکت وکیل سابقش مشغول به کار می‌شود. در این موقعیت، پرونده متیو کلیمور را بر عهده می‌گیرد؛ دانشجویی که مظنون اصلی ناپدیدشدن دوست‌دخترش لورا مک‌آلیستر، روزنامه‌نگار دانشجویی، است. لورا در آستانهٔ افشای یک رسوایی بزرگ دربارهٔ تجاوز و پوشش‌کاری در دانشگاه خود بوده است. الکس با بررسی عمیق‌تر پرونده، به پرده‌برداری از رازهای شگفت‌انگیزی دربارهٔ اساتید دانشگاه، اعضای برادری‌های دانشجویی و والدینی می‌رسد که برای محافظت از فرزندانشان دست به هر کاری می‌زنند.

اما تکان‌دهنده‌ترین بخش ماجرا آنجاست که الکس در جریان تحقیق دربارهٔ ناپدیدشدن لورا، ارتباط‌های غیرمنتظره‌ای میان این پرونده و قتل خانواده خودش کشف می‌کند، ارتباطی که نشان می‌دهد هر چقدر هم که این دو جنایت از نظر ظاهری متفاوت به نظر برسند، در یک حقیقت شوم با هم اشتراک دارند: هیچ‌کس واقعاً آن کسی نیست که به نظر می‌آید...

گزیده کتاب آن چشم‌های بی‌روح

تیرانداز به‌آرامی از پله‌ها بالا رفت. خانواده در خواب عمیقی فرورفته بودند. او به بالای پله‌ها رسید و با لولۀ شاتگان، در اتاق‌خواب اصلی را به‌آرامی هُل داد. صدای جیرجیر لولاها سکوت خانه را بر هم زد. در به‌اندازه‌ای باز شد که بتواند از آن عبور کند. تیرانداز وارد اتاق شد و به سمت تخت رفت. صدای آرام نفس‌های زن در میان خرخرهای بلند مرد، سکوت اتاق را پرکرده بود. شاتگان را محکم به شانه‌اش تکیه داد، گونه راستش را به فلز سرد سلاح چسباند و لوله آن را مستقیم به سمت مرد خرخرکننده نشانه گرفت. انگشتش روی ماشه قرار گرفت. کمی مکث کرد و سپس با حرکت سریعی ماشه را چکاند. صدای مهیبی از تفنگ به گوش رسید. گلوله با شدت به سینۀ مرد خوابیده برخورد و گوشت بدنش را متلاشی کرد. همسرش بیدار شد و از جا پرید. به دلیل سردرگمی‌، تیرانداز را ـ‌که در کنار تخت ایستاده و لولۀ تفنگش به سمت او چرخیده بود‌ـ ندید. صدای شلیک دیگری شنیده شد و بدن زن به عقب پرتاب شد.
تیرانداز سه عکس از جیب پالتوی بلندش بیرون آورد و روی تخت انداخت. با فروکش‌کردن صدای شلیک، صدای جیرجیر کف‌پوش از بیرون به گوش رسید. تیرانداز به‌سرعت لولۀ تفنگ را باز کرد و پوکه‌های خالی را بیرون آورد. سپس با دستکش‌های لاتکس، دو گلوله از جیب دیگر پالتو برداشت و آن‌ها را در محفظۀ خالی تفنگ قرار داد. لوله را بست و اسلحه را به سمت در اتاق‌خواب نشانه گرفت. زمان به کندی می‌گذشت تا این‌که لولاها دوباره جیرجیر کردند و در کاملاً باز شد. پسر نوجوانی در آستانۀ در ایستاده بود...

خرید و دانلود کتاب آن چشم‌های بی‌روح

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب «آن چشم‌های بی‌روح» را در قالب PDF و epub از نرم‌افزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.