0.0از 0

کتاب صوتی تپه پریان

۸۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب تپه پریان

کتاب «تپه پریان» یکی از داستان‌های زیبای مجموعه «دختر کبریت‌فروش» است که شامل 53 داستان از نویسنده محبوب و شناخته شده داستان‌های پریان، هانس کریستین اندرسون است. این مجموعه توسط انتشارات نگاه به چاپ رسیده و نشر سپید ماه‌آوا آن را به صورت کتاب صوتی منتشر کرده است. هانس کریستین آندرسن (Hans Christian Andersen)، نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس معروف اهل دانمارک است و او پدر افسانه‌های نو نیز می‌نامند. او حدود 220 داستان تخیلی نوشته و داستان‌هایش به 150 زبان ترجمه شده‌ و هم‌چنان میلیون‌ها نسخه از آن‌ها در سراسر جهان چاپ می‌شود. داستان تپه پریان، درباره‌ی جشن بزرگی‌ست که پریان در تپه‌ی بزرگی آن را برگزار می‌کنند و همه را به این جشن دعوت کرده‌اند. این داستان بیان می‌کند که هرکسی استعدادی نهفته دارد و درون هرقصه‌ای پندی پنهان شده و حتی کسانی که ضعیف به نظر می‌رسند، در زمان درست، گره کوری را باز می‌کنند.

گزیده کتاب تپه پریان

مارمولک دیگر گفت: «خب، لابد خبرهایی است. دیشب تپه را گذاشتند رو چهار ستون سرخ و تا نزدیکی‌های خروس‌خوان به همان حال رهایش کردند. بی‌تردید خانه‌شان را حسابی هوا دادند. دخترهای پری باید رقص تازه یاد بگیرند و به شیوه نو به زمین پا بکوبند. حتم دارم خبرهایی است.». مارمولک سوم گفت: «من با یکی از آشناهایم، کرم خاکی، حرف زده‌ام، از تپه که داشت می‌آمد بیرون دیدمش. دو روز بود که آن جا را می‌کند. خیلی چیزها شنیده. طفلکی نمی‌تواند ببیند ولی در شنیدن و حس کردن یک پا استاد است. پری‌ها منتظر میهمان‌های خیلی مهمی‌اند. کرم خاکی نگفت که هستند، شاید علتش این بود که خبر نداشت. فانوس‌های شیطان اجیر شدند تا نمایش مشعل اجرا کنند. قرار است تمام زر و سیم سرتاسر تپه که کم هم نیست جلا یابد و در زیر نور ماه چیده شود.». تمام مارمولک‌ها یک صدا فریاد زدند: «میهمان‌ها که هستند؟ چه اتفاقی می‌افتد؟ وزوزها را بشنو! همهمه‌ها را گوش کن!»
در همین لحظه تپه پریان باز شد و پریِ سالخورده‌ای تند و تیز آمد بیرون. او هم مثل تمام پریان پشت فرورفته داشت و لباس بسیار مناسبی پوشیده بود. خانه‌دار شاه پریان و از خویشان دورش بود؛ بی‌سببی نبود که قلبی کهربایی بر پیشانی زده بود. و چه دویدنی می‌کرد! رفت طرف مرداب که محل زندگی کلاغِ شب بود.

خرید و دانلود کتاب تپه پریان

این کتاب صوتی، از روی متن داستان تپه پریان (نشر نگاه با ترجمه جمشید نوایی) تولید شده است. شما می‌توانید نسخه صوتی این کتاب را از نرم‌افزار یا سایت فراکتاب دریافت نمایید.