از میان سومین مربع فالانژهای رومی نیز گذشته بودیم. لحظهای اطراف را نگریستم. بیشتر شهسواران سراسر زرهشان خونآلود بود و با نیزههای پیشآخته به سوی دژ متحرک بعدی میتاختند. میدانستم پشت سرمان شکافی بزرگ در سپاه روم پدیدار شدهاست و امکان دارد با پیشروی بیشتر از پشت محاصره شویم. لحظهای کوتاه یکی از نشانهای کاشته شده در زمین را دیدم و از روی آن گذشتم. همان دم با فرمان هماهنگ سپهداران، همۀ ما آرام به سمت چپ چرخیدیم. اینک از پهلو به لژیونهای رومی میتاختیم و باران تیر از همه سو بر ما میبارید. گذر از میان آن سپرهای متراکم هر دم سختتر میشد. شهسواران دیگری از اسب فروافتادند. همچنان در عرض لشکر روم در حال تاختن بودیم. نه فالانژها و نه حتا ایزدان رومی نمیتوانستند ما را متوقف کنند.
پس از دقایقی آخرین دژ متحرک را در سمت چپ سپاه درهمکوبیدیم. سرانجام دشتی خالی و بکر در برابرمان پدیدار شد. شاید سالها زمان نیاز داشت تا آنچه را در همین چند دقیقه رخ داده بود در مغز خود بکاوم و باور کنم. با سراسر بدنم چیزی را تجربه کرده بودم که هیچ گوسانی تاکنون بر زبان نرانده بود.
با فرمان سپهداران یکبار دیگر آرام به سمت چپ چرخیدیم، نیزههای سنگین را بالا کشیدیم و به حالت عمود درآوردیم. به سمت سپاه ایران بازمیگشتیم و من هنوز زنده بودم. از شتاب اسبها کمکم کاسته میشد. یادم آمد وقتی از میان سومین مربع سپرداران میگذشتیم، نیزهای رومی، ضربۀ سختی به بازوی چپم زد. کتف و بازویم درد میکرد. به بازویم نگاه کردم. تکهای از آستین پولادین زره پاره شده بود. تمام پولکهای زره خونآلود بود. نمیدانستم خون من است یا رومیان؛ ولی میتوانستم دستم را تکان دهم و این نشان میداد استخوانم نشکستهاست.
سرانجام به جایگاه خود بازگشتیم و توانستم با سمن بچرخم و آنچه در نخستین تاختمان بر سر لشکر رومیان آورده بودیم تماشا کنم. همچون کشتزاری طوفانزده، شکافی بزرگ در آن مربعهای منظم پدیدار شده بود. جابهجا شدن سریع برای آن مربعهای سنگین زرهپوش دشوار بود و نمیتوانستند به راحتی شکاف عظیمی را که در لشکرشان افتاده بود پر کنند. یک گردان سواره به راحتی میتوانست از میان شکاف ارتش روم عبور کند.
خرید و دانلود کتاب بیچهرگان
شما میتوانید نسخه الکترونیک کتاب «بیچهرگان» را در قالب epub از نرمافزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.