

دانلود کتاب بی چهرگان
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب بیچهرگان
داستان بیچهرگان حکایتی جذاب، با کششی قوی شما را به دل تاریخ خواهد برد. آنجا که شکوه ایران زبانزد هر قوم و قبیله و داستان هر مادری برای فرزندش بوده است. حکایت سلحشوری قهرمانان ایرانی فقط بخشی از لذات این داستان است. بیچهرگان مرزهای ادبیات داستانی را درنوردیده و وارد سیاست و دیپلماسی دولتها شده است. این اثر موفق شده است جایزه نخست جشنواره ملی داستان حماسی را در سال ۱۴۰۱ از آن خود کند.
داستان در قرن یکم پیش از میلاد و در بحبوحۀ جنگ «حران» میان شاهنشاهی اشکانیان و سپاهیان روم روایت میشود. شخصیتهای اصلی این رمان، پدر و پسر قصهگویی هستند که با نام «گوسان» شناخته میشوند. این دو، همراه با سربازان ایرانی میشوند تا هر آنچه در نبرد رخ میدهد را نظاره کنند و بعدها برای مردم بازگو کنند. گوسانها در حقیقت خبرنگارانی از جنس شعر و آواز بودند؛ با حضوری میدانی در مهمترین رویدادهای تاریخی، وقایع را برای غایبان روایت میکردند. میراث آنها را امروزه در عاشیقهای آذربایجان، پردهخوانان و نقالان ایران میتوان دید.
در این داستان، دو گوسان (پدر و پسر) خود را در هراسناکترین موقعیت تاریخی میبینند: زمانی که مارکوس کراسوس، در اوج قدرت امپراتوری روم، به ایران اشکانی حمله میکند تا ویرانی اسکندر را تکرار کند. آنها ناخواسته درگیر زندگی قهرمانی بزرگ و هوشمند به نام «سورنا» میشوند؛ سرداری که ایران را در حساسترین لحظات تاریخی نجات داد و به گفتۀ پژوهشگران، نقش کلیدی در تولد شخصیت اسطورهای «رستم» داشت (همان رستمی که بعدها در شاهنامه تجلی یافت). خواننده در این رمان همچنین بستر شکلگیری دیگر قهرمانان تاریخی و اسطورهای ایران، چون گودرز و طوس، را خواهد دید.
چرا «بیچهرگان»؟
نام اصلی هیچیک از گوسانها در تاریخ ثبت نشده و آنان همواره با نقابی بر چهره، هویت خود را پنهان میکردند. این رمان دربارۀ همین قصهگویان دورهگرد گمنام است که تاریخ پنهان و ناگفتۀ ایران را روایت کردند؛ بیآنکه چهرهای آشکار داشته باشند. «بیچهرگان» روایتی است از آنچه در پشت پردۀ جنگها و قهرمانیها جریان دارد؛ از صدای کسانی که تاریخ را ثبت کردند اما خود بینشان ماندند.
گزیده کتاب بیچهرگان
از میان سومین مربع فالانژهای رومی نیز گذشته بودیم. لحظهای اطراف را نگریستم. بیشتر شهسواران سراسر زرهشان خونآلود بود و با نیزههای پیشآخته به سوی دژ متحرک بعدی میتاختند. میدانستم پشت سرمان شکافی بزرگ در سپاه روم پدیدار شدهاست و امکان دارد با پیشروی بیشتر از پشت محاصره شویم. لحظهای کوتاه یکی از نشانهای کاشته شده در زمین را دیدم و از روی آن گذشتم. همان دم با فرمان هماهنگ سپهداران، همۀ ما آرام به سمت چپ چرخیدیم. اینک از پهلو به لژیونهای رومی میتاختیم و باران تیر از همه سو بر ما میبارید. گذر از میان آن سپرهای متراکم هر دم سختتر میشد. شهسواران دیگری از اسب فروافتادند. همچنان در عرض لشکر روم در حال تاختن بودیم. نه فالانژها و نه حتا ایزدان رومی نمیتوانستند ما را متوقف کنند.
پس از دقایقی آخرین دژ متحرک را در سمت چپ سپاه درهمکوبیدیم. سرانجام دشتی خالی و بکر در برابرمان پدیدار شد. شاید سالها زمان نیاز داشت تا آنچه را در همین چند دقیقه رخ داده بود در مغز خود بکاوم و باور کنم. با سراسر بدنم چیزی را تجربه کرده بودم که هیچ گوسانی تاکنون بر زبان نرانده بود.
با فرمان سپهداران یکبار دیگر آرام به سمت چپ چرخیدیم، نیزههای سنگین را بالا کشیدیم و به حالت عمود درآوردیم. به سمت سپاه ایران بازمیگشتیم و من هنوز زنده بودم. از شتاب اسبها کمکم کاسته میشد. یادم آمد وقتی از میان سومین مربع سپرداران میگذشتیم، نیزهای رومی، ضربۀ سختی به بازوی چپم زد. کتف و بازویم درد میکرد. به بازویم نگاه کردم. تکهای از آستین پولادین زره پاره شده بود. تمام پولکهای زره خونآلود بود. نمیدانستم خون من است یا رومیان؛ ولی میتوانستم دستم را تکان دهم و این نشان میداد استخوانم نشکستهاست.
سرانجام به جایگاه خود بازگشتیم و توانستم با سمن بچرخم و آنچه در نخستین تاختمان بر سر لشکر رومیان آورده بودیم تماشا کنم. همچون کشتزاری طوفانزده، شکافی بزرگ در آن مربعهای منظم پدیدار شده بود. جابهجا شدن سریع برای آن مربعهای سنگین زرهپوش دشوار بود و نمیتوانستند به راحتی شکاف عظیمی را که در لشکرشان افتاده بود پر کنند. یک گردان سواره به راحتی میتوانست از میان شکاف ارتش روم عبور کند.
خرید و دانلود کتاب بیچهرگان
شما میتوانید نسخه الکترونیک کتاب «بیچهرگان» را در قالب epub از نرمافزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.