کتاب ژلوفن pdf
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب ژلوفن
ژلوفن داستان یک زوج جوان است که درگیریهای مخصوص به خودشان را دارند و معلوم نیست دقیقا دردشان چیست! در گرمای خرداد و نزدیک به حمله اسرائیل، سمانه به دنبال این است که مشکلات زندگیشان را با کمک بقیه حل کند ولی امید معتقد است زندگیشان خیلی هم عالیست و نباید پای کسی وسط کشیده شود. درگیریها و تنشهای آنها ادامه دارد و آن وسط فقط حضور یک آدم فضایی کم است!
بخشی از کتاب ژلوفن
امید پلاستیک تخمه با زیر سفره را از آشپزخانه برداشت و آمد و لم داد جلوی تلویزیون. نیم ساعتی گذشته بود. نور زردی که از لای در اتاق به پذیرایی م یرسید، خبر از این میداد که سمانه بیدار است. با هر توپی که از دست میرفت، امید با صدای آرام به اینتر بدوبیراه میگفت که چرا دودستی قهرمانی را داده به ناپولی؟ وقتی مهدی طارمی پاس گل داد، لبخندی زد و گفت: «جون! » و تخمه را با پوست خورد؛ اما وقتی طارمی تعویض شد، گفت: «اینزاگیِ ناشوری! »
و تلویزیون را خاموش کرد و بساط تخمه را هل داد زیر میز تلویزیون. خانه را تاریکی گرفت و ترس به جان امید افتاد. سریع موبایلش را برداشت و نورش را پخش کرد توی خانه. ساعت از دوازده گذشته بود. سمانه در تنها اتاق خانه، هدفون قرمزرنگش را به گوش زده بود و با کتابهایش ور میرفت.
کتابها را چیده بود روی میز کامپیوتر و یکییکی برمیداشت و ورق میزد. هر وقت با امید بحثشان بالا میگرفت، همین کار را میکرد. یعنی هدفون خرگوشیاش را به گوش میزد و راه میافتاد به طرف اتاق ...
