0.0از 0

کتاب بخش سرطان pdf

۲۰۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب بخش سرطان

رمان بخش سرطان از مشهورترین آثار نویسندۀ بزرگ روس، الکساندر سولژنیتسین است؛ نویسنده‌ای که سال‌ها قربانی نظام استالینی شد و تجربه تبعید و اردوگاه‌های کار اجباری را در آثار خود به شکلی تأمل‌برانگیز بازتاب داد. داستان در بخش سرطان بیمارستانی در ازبکستان می‌گذرد، جایی که گروهی از بیماران با سرنوشتی تلخ در کنار هم بستری‌اند. برخی از آنان شهروندانی ساده‌اند که قربانی شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه شده‌اند و برخی دیگر مدیران و صاحبان قدرتی‌اند که خود در ساختن همان شرایط نقش داشته‌اند. در میان آنان، روسانف، دیوان‌سالار مغرور نظام شوروی، و کوستوگولوتف، مردی معترض و تبعیدی، بیش از همه به چشم می‌آیند. سرطان جسمی، استعاره‌ای از سرطان روحی و اخلاقی جامعۀ شوروی است؛ بیماری‌ای که نه‌فقط بدن افراد، بلکه روح جامعه را نیز از درون می‌خورد.

سولژنیتسین در این اثر، با نثری زنده و روان، تصویر دقیقی از انسانِ گرفتار در نظام توتالیتر ارائه می‌کند؛ انسانی که حتی در دل رنج، هنوز در پی معنا، امید و کرامت است. «بخش سرطان» یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های رئالیسم انتقادی در ادبیات قرن بیستم است و در کنار آثاری چون مجمع‌الجزایر گولاگ و یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ جایگاه نویسنده را به‌عنوان وجدان بیدار روسیه تثبیت کرد. سولژنیتسین در سال ۱۹۷۰ به پاس همین آثار، جایزۀ نوبل ادبیات را دریافت کرد.

نسخۀ صوتی این کتاب توسط سماوا با صدایی گرم و بیانی تأمل‌برانگیز میلاد تمدن تولید شده تا شنونده را به عمق تجربه‌های انسانی، فلسفی و اجتماعی این شاهکار ادبی ببرد.

گزیده کتاب بخش سرطان

 هشت مرد مریض، رنگ‌پریده و فرسوده، که پیژامه‌های صورتی و سفید وصل پینه‌داری به تن داشتند؛ که یا گشاد بود یا تنگ و حتی برای شنیدن هم حق انتخاب نداشتند و مجبور بود به حرف‌های این موجودات بی‌فرهنگ و محاورات ملال‌انگیز و خسته‌کننده آن‌ها که هیچ‌گونه ربطی به او نداشت و اصلاً توجه او را برنمی‌انگیخت، گوش فرا دهد. چقدر دلش می‌خواست فریادی بکشد و همه را ساکت سازد. به‌خصوص همان مو نقره‌ای خسته‌کننده که دور گردنش باندپیچی بود و سرش تکان نمی‌خورد. همه او را خیلی ساده «یفرم» صدا می‌کردند. گرچه او اصلاً جوان به حساب نمی‌آمد.

جلوگیری از پرچانگی یفرم غیرممکن بود. روی تختش آرام نمی‌گرفت و هرگز هم از بخش خارج نمی‌شد و بی‌وقفه در راهروی بین تخت‌ها بالا و پایین می‌رفت. بعضی مواقع، چنان‌که گویی آمپولی به او تزریق می‌کنند، ماهیچه‌های صورتش را جمع می‌کرد و سرش را با دو دست می‌گرفت و بعد دوباره قدم زدن خود را از سر می‌گرفت.

خرید و دانلود کتاب بخش سرطان

این کتاب صوتی، از روی متن کتاب «بخش سرطان» (نشر امیرکبیر با ترجمه سعدالله علیزاده) تولید شده است. شما می‌توانید نسخه صوتی این کتاب را از نرم‌افزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.