0.0از 0

دانلود کتاب بی زبانی

۱۲۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب بی‌زبانی

بی‌زبانی داستانِ جوانی افغانستانی از نسل دوم مهاجرت در ایران است که پدرش گم شده و او به دنبال پدر است. پدری که سال‌ها پیش، پس از تجربه‌های تلخ سیاسی و زندان در کابل، به ایران مهاجرت کرده و زندگی آرامی را در پیش گرفته بود. این جست‌وجو، باعث می‌شود سفری در تاریخ معاصر افغانستان و ایران شکل بگیرد.

رمان در عین حالی که به جست‌وجوی پدر در زمان حال می‌پردازد، به گذشته پدر نیز نگاه می‌کند. این بازگشت به گذشته، تصویری روشن از ریشه‌های عمیق درگیری‌ها و دشمنی‌های خانوادگی و سیاسی ارائه می‌دهد و انگیزه‌های پنهان برخی شخصیت‌ها را آشکار می‌سازد. این رمان نه فقط داستان جستجوی یک پسر برای پدر، بلکه روایتی درهم‌تنیده با تار و پود تاریخ انقلاب و تحولات سیاسی افغانستان است. گم شدن پدر، که خود از فعالان آن دوران پرآشوب در کابل بوده، دریچه‌ای به آن سال‌های پرتنش می‌گشاید. جست‌وجوی راوی برای پیدا کردن پدر، او را به ملاقات با آصف، یکی از هم‌رزمان قدیمی پدر می‌کشاند. این دیدار، اطلاعات جدیدی درباره دوران فعالیت‌های سیاسی پدر و دلایل احتمالی آزادی او از زندان ارائه می‌دهد و پای شخصیت‌های دیگری در وقایع گذشته را به میان می‌کشد.

از جمله مفاهیمی که در هسته رمان «بی‌زبانی» قرار دارد، داستان هویت و چگونگی شکل‌گیری آن در گذر نسل‌ها و تحت تأثیر حوادث گوناگون سیاسی و اجتماعی است. نسل‌های مختلف این خانواده، هر کدام زبان و درک متفاوتی از وقایع دارند و برای برقراری ارتباط عمیق، نیازمند یافتن زبانی مشترک هستند. اما به نظر می‌رسد در این مسیر ناکام مانده و دچار بی‌زبانی شده‌اند؛ در واقع آن‌ها به نوعی ناتوانی در انتقال کامل احساسات، تجربه‌ها و درک‌هایشان به یکدیگر دچار شده‌اند.

در واقع «بی‌زبانی»، رمانی درباره سکوت‌های طولانی، رازهای مگو و تلاش برای فهمیدن گذشته‌ای است که سایه‌اش بر زندگی حال سنگینی می‌کند. نویسنده با نثری روان و فضاسازی‌های قابل قبول، خواننده را در این سفر پرفراز و نشیب همراه می‌کند و به تأثیرات عمیق رویدادهای سیاسی و اجتماعی بر زندگی فردی و خانوادگی اشاره می‌کند. رمان به مفاهیمی چون هویت، حافظه، حقیقت و عدالت نیز می‌پردازد و نشان می‌دهد که گاهی برای فهمیدن زمان حال، باید به دل تاریک گذشته سفر کرد.

گزیده کتاب بی‌زبانی

نمی‌رفتند. دم در ایستاده بودند و کلافه به یکدیگر نگاه می‌کردند. باور نمی‌کردند آخوندکربلایی غیبش زده باشد. تندتند تسبیح می‌گرداندند، کلاه از سرشان می‌کشیدند و سرشان را می‌خاراندند. اگر دلم برمی‌داد و بی‌حوصله نبودم، خوب می‌توانستم از دل شان حرف بزنم و سرشان را گرم کنم. کم مهمان داری نکرده بودم. تا همین چند وقت پیش که پدرم گم نشده بود، مهمان که می‌آمد، سرشان را گرم می‌کردم. تا پدر از حرم برمی‌گشت، دوسه باری سینی چای را در مجلس می‌چرخاندم. هر سؤالی می‌کردند، چیزی می‌گفتم که آن ها را خوش بیاید. جواب‌های من صورتشان را پر از خوشی و خنده می‌کرد. خنده بر لبشان می‌ماند تا وقتی پدر می‌آمد. آخرین جرعه چای سبزش را که می‌نوشید و می‌گفت «من در خدمتم»، مجلس جدی می‌شد.
دیگر، قصه‌ها را حفظ شده بودم. آدم‌هایشان فرق می‌کردند، ولی قصه‌ها تکراری بود. یکی سال‌ها پیش می‌خواسته بیاید ایران. فقط یکی دوسال، نه بیشتر. زمین کشاورزی اش را اجاره داده بوده و وقتی می‌رسد به ایران، خاک امام رضا دامن گیرش می‌کند. بیست سال می‌گذرد و برنمی‌گردد. سابق هم احوال رساندن به این مفتی‌ها نبود. آن طرف اجاره کننده زمین هم با خودش گفته خدا را خوش نمی‌آید زمین سفید بماند. کشت کرده و خورده. بیست سال! حالا بعد از بیست سال او هم آمده ایران زیارت. صاحب زمین را دیده و بعد از رو بوسی، یقه هم را سفت گرفته اند. سر قیمت اجاره کنار نمی‌آیند و آخوندکربلایی باید فیصله کند. یکی دخترش را از افغانستان آورده ایران عروس کند. با این که فقط یک ماه از عروسی گذشته، دختر ناخواه برآمده، ولی چون عقدشان را پدر خوانده، الآن خودش هم باید فیصله کند و هزار قصه دیگر مثل این‌ها. واقعاً حوصله می‌خواست شنیدنشان. نداشتم؛ لاأقل در این روز‌ها نداشتم. «خانه تان رهن است یا کرایه؟ پول پیش چند دادید؟ آخوند به فکر آوردن زن برایت نیست؟» زن؟!

خرید و دانلود کتاب بی‌زبانی

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب «بی‌زبانی» را در قالب PDF و epub از نرم‌افزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.