کتاب صوتی هستی مرگ
جستارهایی درباره ی مواجهه با مردن
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب هستی مرگ
کتاب هستی مرگ ما را به مواجههای تازه با پرسشی کهن فرا میخواند: مرگ چیست؟
ما همه با تصویرها، صداها و نشانههایی از مرگ آشنا هستیم، اما هیچکدام آن را تجربه نکردهایم. دانستههای ما بیشتر بر پایه باورها و روایتهایی است که شنیده یا خواندهایم. از نظر هستیشناختی اما، مرگ پرسشی دشوار و پرابهام است؛ زیرا برخلاف پزشکی که مرز مرگ و زندگی را به دقت میسنجد، در ساحت عقلانی و فلسفی نمیتوان حکم قطعی درباره چیستی مرگ صادر کرد.
کتاب نشان میدهد اگر انسان توانایی فراموشی نداشت و همه تجربهها و شنیدههایش درباره مرگ همواره در ذهنش باقی میماند، زندگی سراسر به وسواس درباره پایان بدل میشد. در حالی که فراموشکاری، هرچند باری بر دوش زندگی روزمره است، به ما امکان میدهد تا از هجوم دائمی اندیشه مرگ در امان بمانیم. با این همه، اغلب ما در سخنرانیها و شعارها مرگ را به کار میبریم، اما در سکوت و خلوت خود، از اندیشیدن جدی به آن پرهیز میکنیم. هستی مرگ در حقیقت تلاشی است برای یادآوری، برای دعوت به تأمل درباره رویارویی با پایان.
نویسنده میکوشد نشان دهد که مرگ صرفاً نابودی جسم نیست؛ بلکه رخدادی است که در آن پیوند عقل و جسم از هم گسسته میشود. مرگ همزمان با توقف حیات مادی رخ میدهد، اما خود به معنای «نیستی» نیست. از این منظر، هستی مرگ ادامهای از هستی است، گرچه پایان یک موجود در آن رقم میخورد. این کتاب مجموعهای از جستارهاست که در هر کدام به بُعدی متفاوت از واقعیت مرگ پرداخته میشود؛ جستارهایی که مخاطب را نه به فرار از اندیشیدن به مرگ، بلکه به مواجههای آگاهانه و فلسفی با آن دعوت میکنند.
گزیده کتاب هستی مرگ
سال دوم دبیرستان، شنیدم که احسان، یکی از همکلاسیهای سال اول، قرص برنج خورده و خودش را کشته است. من از جنوب تهران رفتم شرق تا در تشییع پیکرش حاضر شوم. دردناک این بود که میگفتند: وقت جان دادن گریه میکرده که نمیخواهم بمیرم. نمیدانم این جمله چقدر واقعیت داشت، اما حتماً آدم دوست ندارد که بمیرد و این برای کسانی که از روی هیجان اقدام به خودکشی میکنند، خیلی وضعیت متناقضی است. تصمیم گرفتی بمیری و وقتی مردنت جدی میشود، پشیمان میشوی. من به خودکشی خیلیها فکر میکنم. مثلاً خودکشی تأثیرگذار ژیل دلوز، وقتی از پس بیماری بر نمیآید و نمیخواهد خودش را در آن وضعیت ببیند، یا خودکشی همینگوی و به همان شکل ریچارد براتیگان، ویرجینیا ولف یا در نوع عجیبترش سیلویا پلات، رومن گاری یا نمونهٔ مشهور وطنیاش صادق هدایت. اینها خودشان را کشتند چون احتمالاً برای زندهبودن دلیلی نداشتند، یا دچار انسداد در حل مسائلشان شده بودند، یا افسردگی گریبانشان را گرفته بود. آنها مرگ را انتخاب کرده بودند، چون تن و همهٔ آنچه پیرامون تن است، برایشان بیمعنا شده بود. ما میتوانیم یک دوجین آدم رنجور دیگر ردیف کنیم که در اوج محبوبیت، بنا به دلایلی تصمیم گرفتند که زنده نمانند؛ نکته این است که آنها همواره تصمیمشان را عملی کردند و پایانشان را رقم زدند. اما آیا آنها بعد از مرگ، امکان تجربه کردن داشتند و آن عقل منفصل، قدرت ادراک و روایت داشته است؟
خرید و دانلود کتاب هستی مرگ
این کتاب صوتی، از روی متن کتاب «هستی مرگ» (نشر خزه) تولید شده است. شما میتوانید نسخه صوتی این کتاب را از نرمافزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.

