0.0از 0

دانلود کتاب از تو درباره حسین پرسیدم

رمانی که بازگوی قصه زندگانی بانو «فاطمه کلابیه» دختر «حزام» است؛ همان بانوی بزرگواری که به «ام البنین» سلام الله علیها شهرت دارد.

۱۸۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب از تو درباره حسین پرسیدم

از تو درباره حسین پرسیدم، رمانی که بازگوی قصه زندگانی بانو «فاطمه کلابیه» دختر «حزام» است؛ همان بانوی بزرگواری که به «ام البنین» سلام الله علیها شهرت دارد.

جزئیات زیادی از زندگیِ خانم ام‌البنین(س) این بانوی جلیل‌القدر و مبارک که بر ما پوشیده مانده بود، اکنون شمایی کلی از آن برای ما آشکار شده است؛ از این رو، یک نگاهِ گذرا در بیانِ واقعیتی که چه‌بسا وجود داشته، و بلکه حتماً وجود داشته، نقشی بسزا ایفا کرده است، واقعیتی که بی‌شک عظیم‌تر می باشد، اما خرد و تخیلِ ما از احاطه بر آن و استنتاجِ تمامِ آنچه بوده، قاصر مانده است.

اگر بخواهیم بدانیم که خورشید چه گوهرهایی در دلِ خود نهفته دارد، ناگزیریم پرتویی را بخوانیم که بر صفحۀ نورانی‌اش نقش بسته است.
آنچه قلم از تابلوهای وجدانی به تصویر کشیده، نه از طریقِ اوراقِ تاریخ، بلکه از راهِ دل، گوشه‌ای از رخدادهایی را منتقل کرده است که در برخی صحنه‌های اجتناب‌ناپذیر به وقوع پیوسته‌اند؛ و چه‌بسا آنچه در واقع رخ داده، عظیم‌تر و والاتر بوده است، اما تخیلِ قاصرِ من توانِ درکِ کُلِ آن را نداشته است؛ پس باکی نیست اگر جزئی از آن نقل شود، تا خبر از بخش‌هایی از آن کُل بدهد.

برای آنکه تاریخ از داستان، و رخداد عیناً نقل‌شده از رخدادی که با بافتی هنرمندانه درآمیخته است تا با مقتضای حال و آنچه از احوال به ما رسیده همخوانی داشته باشد بازشناخته شود، ضروری بود که با استفاده از علائمِ نگارشیِ مناسب در جای خود، به این تفاوت اشاره شود؛ جایی که هلال‌ها و کمانک‌ها دربردارندۀ نقل‌قول و تضمین هستند، اما منابع و مراجعِ معتبر در پایانِ کتاب ذکر شده‌اند، تا اطلاعات به شیوه‌ای عینی و درست مستندسازی شوند.

گزیده کتاب از تو درباره حسین پرسیدم

نسیم‌های ملایمی از لابه‌لای درزهای خیمه به درون خزیدند تا مژه‌های فروبسته‌اش را در آرامش و سکون نوازش کنند، و پرتوِ ناچیزی از آن انوارِ درخشانی که آن ماهِ تابان در میانۀ آسمان بر شب آرامِ صحرا می‌پراکند، به درون تابید.

نسیم و پرتوِ نور، سکونِ چهره‌اش را برهم زدند؛ پس چشمانش را گشود تا پیرامونش را بنگرد. او جز چند ساعتِ کوتاه نخوابیده بود؛ چرا که در آغاز شب، خواب از چشمانش ربوده شد و پس از آنکه بیشترِ مردان و زنانِ قبیله به خیمه‌هایشان پناه بردند، او به شب‌زنده‌داری و هم‌صحبتی با ستارگان پرداخت.

او از تنهایی بیزار نبود؛ زیرا در تنهایی، آرامشی وصف‌ناپذیر را تجربه می‌کرد، و رازونیازش با آفریننده با خضوع، خشوع و هیبتی دوچندان همراه بود. "ثمامه" نمی‌دانست که چرا در آن شب، تنهایی بیش از هر زمانِ دیگری برایش انس‌آور بود!

آیا این جنینی که در شکم داشت، مونس و همدمش بود و هرچه بیشتر در میانِ پهلوهایش و در نزدیکیِ قلبش می‌ماند، انس او با این جنین فزونی می‌یافت؟!

خرید و دانلود کتاب از تو درباره حسین پرسیدم

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب از تو درباره حسین پرسیدم را از سایت یا اپلیکیشن فراکتاب دانلود و مطالعه نمایید.